tilgang
an approach or entry
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر academic
abstrahere
C1در نظر گرفتن چیزی مستقل از وابستگی های آن. این فعل به معنای استخراج ایده کلی یک شیء یا مفهوم، با نادیده گرفتن ویژگی های خاص یا متنی آن است.
afklaring
B2The act of making something clear or clarified
afspejle
B2کلمه 'afspejle' به معنای منعکس کردن است. این کلمه هم برای بازتاب فیزیکی در آینه و هم برای نشان دادن ماهیت چیزی به کار میرود.
afveje
B2To weigh up different options.
afvige
B2To depart from an established course.
analysere
B1تجزیه و تحلیل کردن به معنای بررسی دقیق چیزی برای توضیح یا درک است.
andelen
B1The share, proportion, or part of a whole.
anerkendt
B2به رسمیت شناخته شده یا معتبر.
anfægtelig
C1Anfægtelig به معنای قابل بحث یا قابل مناقشه بودن چیزی است، یعنی دلایل معتبری برای زیر سوال بردن یا مخالفت با آن وجود دارد. (Persian: قابل بحث، قابل مناقشه)
anmærke
C1to note or point out