der Rückspiegel
A mirror in a vehicle for seeing behind.
مثال
Man sollte regelmäßig in den Rückspiegel schauen.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر transport
automatisch
A2وقتی نزدیک میشوید در به طور خودکار باز میشود.
transportieren
A2حمل و نقل کالا یا افراد از یک مکان به مکان دیگر. همچنین می تواند به معنای انتقال احساسات یا ایده ها باشد.
die Türe
A2این در است.
das System
A2سیستم مجموعهای از اجزای مرتبط با هم است. سیستم عصبی بدن بسیار پیچیده است.
anhalten
A2ماشین باید پشت چراغ قرمز توقف کند. باران تمام شب ادامه خواهد داشت.
das Tempo
A2سرعتی که در آن چیزی حرکت میکند یا اتفاق میافتد.
die Kurve
A2پیچ یا انحنا در یک جاده. همچنین برای نمودارهای آماری استفاده میشود.
die Tour
A2یک سفر یا مسیر برنامهریزی شده برای تفریح یا ورزش. همچنین میتواند به معنای روش رفتار یک فرد باشد.
einchecken
A2وقتی به هتل یا فرودگاه میرسی، برای گرفتن کلید یا کارت پرواز، ورودت رو اعلام میکنی.
der Tank
A2ظرفی است که معمولاً در خودرو برای نگهداری سوخت مانند بنزین استفاده میشود.