die Brandung
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر geography
abbauen
B1باز کردن و دمونتاژ کردن یک وسیله فیزیکی مثل چادر.
absteigen
A2از یک جای بلند به سمت پایین اومدن، مثلاً پایین اومدن از کوه.
anbauen
A2کشت گیاهان یا محصولات کشاورزی روی زمین.
aufzeichnen
A2ضبط کردن یا یادداشت کردن اطلاعات. برای مثال، ضبط یک برنامه تلویزیونی یا ثبت دادهها.
ausbrechen
A2آتشفشان امروز صبح فوران کرد.
belasten
B1فشار آوردن، آلوده کردن
bergig
A2این منطقه بسیار کوهستانی است و مناظر زیبایی دارد.
besiedeln
A2مسکونی کردن یا مستقر شدن در یک مکان.
bevölkert
B1مسکونی، آباد. شهر پرجمعیت است. منطقه کم جمعیت است.
bewaldet
A2این منطقه به شدت جنگلی است و برای پناهگاه حیوانات وحشی مناسب است.