Fortschritt
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر society
Aktivist
A2فعال کسی است که برای تغییرات سیاسی یا اجتماعی تلاش میکند.
Amt
A2یک اداره دولتی یا آژانس عمومی. او دیروز رسماً کار خود را به عنوان شهردار آغاز کرد.
Arbeitslosigkeit
A2بیکاری. وضعیت نداشتن شغل.
Armut
A2فقر وضعیتی است که در آن منابع مالی برای تأمین نیازهای اولیه کافی نیست.
ausgrenzen
B1طرد کردن یا به حاشیه راندن کسی از یک گروه اجتماعی.
begegnen
A2مواجه شدن یا برخورد کردن با کسی یا چیزی به صورت اتفاقی، بدون برنامه ریزی قبلی.
begleiten
A2همراهی کردن
Behörde
A2یک آژانس دولتی یا مقام عمومی. من باید برای ثبت آدرس جدیدم به اداره (Behörde) بروم.
Beitrag
B1مبلغی که به طور منظم به یک انجمن یا بیمه پرداخت می شود (حق عضویت/مشارکت).
beitragen
A2برای کمک به یک هدف یا گروه، چیزی مثل وقت یا پول دادن.