kleinschneiden
to chop finely
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر cooking
das Nudelholz
B1این وسیلهای در آشپزخانه است که معمولاً از چوب ساخته شده و برای صاف کردن خمیر هنگام پختن شیرینی یا نان استفاده میشود.
das Tablett
B1tray
der Flaschenöffner
B1ابزاری است که برای باز کردن در بطریها، مخصوصاً بطریهایی که در فلزی دارند، استفاده میکنی.
der Messbecher
B1ظرف یا پیمانهای که برای اندازهگیری مقدار مواد مایع یا خشک توی آشپزی استفاده میشه.
die Sieb
B1sieve
fermentieren
B1یعنی غذا یا نوشیدنی رو با استفاده از میکروارگانیسمها تغییر بدی، مثل درست کردن ماست.
Kochbuch
B1کتاب آشپزی. شامل دستورالعملهایی برای تهیه غذا است.
konservieren
B1یعنی غذا رو طوری نگه داری که خراب نشه، مثلاً با ترشی انداختن یا کنسرو کردن.
mahlen
B1یعنی چیزی رو له کنی و به شکل پودر در بیاری.
verdünnen
B1to dilute