adulterate
مثال
I suspect this honey has been adulterated with high-fructose corn syrup.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Cooking
breadcrumbs
B1پودر سوخاری برای ترد کردن غذا استفاده میشود.
stir
B1به هم زدن مایع برای مخلوط کردن آن.
sauce
B1سس مایع غلیظی است که برای طعم دادن به غذا همراه آن سرو میشود.
pan
A1تابه یک ظرف فلزی تخت با دسته است که برای پختن غذا روی اجاق استفاده میشود.
brown
B2گوشت را قبل از پختن در تابه سرخ کنید تا قهوهای شود.
dish
B1ظرف یا بشقابی که غذا در آن سرو میشود، یا خودِ غذا.
batter
B1خمیر (آشپزی) یا ضارب (ورزش). طوفان با شدت به دیوارهای ساحلی کوبید.
grilled
B1پخته شده روی حرارت مستقیم روی یک شبکه فلزی، که اغلب منجر به علائم سوختگی میشود.
scrambled
B1بعد از امتحان، فکرم کاملاً به هم ریخته بود.
toasting
B1عمل برشته کردن نان برای ترد کردن آن.