burp
مثال
He accidentally let out a loud burp after finishing his glass of soda.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر Body
tongue
B1زبان اندام عضلانی در دهان است که برای چشیدن و صحبت کردن استفاده میشود.
eyelid
B1پلک لایه ای از پوست است که چشم را می پوشاند و از آن محافظت می کند.
bone
B2استخوان هر یک از قطعات سخت و صلب است که اسکلت یک حیوان مهرهدار را تشکیل میدهد.
backs
B1کلمه 'backs' به پشت چندین نفر یا قسمت های عقب اشیاء اشاره دارد.
bones
B1استخوانها قطعات سختی هستند که اسکلت بدن را تشکیل میدهند.
clitoris
C1چوچوله یا کلیتوریس بخشی حساس و نعوظکننده در اندام تناسلی زنانه است که منبع اصلی لذت جنسی محسوب میشود.
sleeping
A1حالت بودن در یک وضعیت طبیعی و تکرار شونده از استراحت برای بدن و ذهن.
tendon
C1تاندون یا زردپی بافت فیبری محکمی است که عضله را به استخوان متصل میکند.
urine
B1ادرار یک محصول زائد مایع است که توسط کلیهها از خون فیلتر میشود.
arm
C1او مسلح به یک اسلحه کمری بود.