B2 noun #2,500 پرکاربردترین

illustrate

مترادف‌ها

متضادها

obscure confuse complicate

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر Communication

perceive

C1

چیزی را از طریق حواس درک کردن یا موقعیتی را فهمیدن.

rumors

B1

اینا همون شایعات یا خبرهایی هستن که دهن‌به‌دهن می‌چرخن ولی هنوز ثابت نشدن. معمولاً خیلی زود پخش می‌شن و اغلب در مورد زندگی بقیه هستن.

talk

A1

To speak in order to give information or express ideas, feelings, or thoughts. It typically involves a conversation between two or more people or a person addressing an audience.

broadly

B2

برای توضیح کلی یه موضوع بدون وارد شدن به جزئیات استفاده می‌شه. یعنی «به طور کلی» یا «در مجموع».

colucment

C1

To illuminate several aspects of a complex subject or problem simultaneously in order to clarify the whole. This verb describes the act of bringing disparate ideas together into a clear, bright perspective for easier understanding.

aah

A1

صدایی است که هنگام احساس آرامش، رضایت یا شادی بیان می‌شود. گاهی برای ابراز درد یا غافلگیری هم به کار می‌رود.

credible

B2

به چیزی می‌گن که بشه بهش اعتماد کرد یا باورش کرد. معمولاً وقتی می‌خوایم بگیم یه خبر یا شاهد قابل قبوله از این کلمه استفاده می‌کنیم.

however

B1

برای بیان مطلب مخالف یا متفاوتی نسبت به جمله قبل به کار می‌رود. معنی 'اما' می‌دهد.

overclaror

C1

توضیح دادنِ بیش از حد و تکراریِ یک موضوع، طوری که باعث گیج شدن طرف مقابل بشه یا حس تحقیر بهش بده.

understand

A1

دانستن معنی آنچه کسی می‌گوید یا چگونگی کارکرد چیزی. شامل درک واضح یک ایده، زبان یا موقعیت در ذهن شماست.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!