abeja
تعریف
Bee; a stinging winged insect that produces honey.
nounمثال
Una abeja recogía néctar de las flores.
مثال
Una abeja recogía néctar de las flores.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر nature
abismo
B1یک دره عمیق بین دو کوه وجود دارد.
abundantemente
B2Abundantemente به معنی در مقدار زیاد یا درجه بالا است. مثال: 'باغ به وفور گل داشت.' (The garden was abundantly flowered.)
acampar
B1ما دوست داریم تابستانها در جنگل کمپ بزنیم.
acaso
B1شاید، مگراینکه.
acequia
B1آسِکیا یک کانال آبیاری سنتی است که ریشه در مهندسی اسلامی دارد.
acuático
B1مربوط به آب؛ ساکن در آب یا نزدیک آن.
adaptación
B1انطباق فرآیند تنظیم با شرایط جدید است.
adaptarse
B1سازگار شدن با شرایط جدید زمانبر است.
agitadamente
B1او بعد از دویدن، با تندی (agitadamente) نفس میکشید.
agotar
B1به پایان رساندن، تهی کردن. مثال: 'باتری تمام شد.'