por eso
تعریف
For that reason; therefore or that's why.
conjunctionمثال
No tenía dinero, por eso no pude comprar el libro.
مثال
No tenía dinero, por eso no pude comprar el libro.
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر general
a causa de
A2به معنای 'به دلیلِ' یا 'به علتِ' است. برای بیان علت همراه با یک اسم استفاده میشود.
a condición de que
B2On condition that, provided that, or given that.
a dónde
A1به کجا؟ (به چه مکان یا مقصدی؟)
a lo mejor
A2شاید؛ احتمالاً. 'a lo mejor' در مکالمات روزمره اسپانیایی بسیار رایج است.
a menos que
B1مگر اینکه. من نمیروم مگر اینکه او بیاید. (I won't go unless he comes.)
a no ser que
B2به معنای 'مگر اینکه' است. برای بیان یک استثنا در یک موقعیت استفاده میشود.
a pesar de
B1علیرغم؛ با وجودِ. 'او علیرغم باران آمد.' (He came despite the rain.)
a_pesar_de
B2با وجود باران، ما بیرون رفتیم.
a propósito
B2۱. به هر حال / ضمناً: برای تغییر موضوع استفاده میشود. ۲. عمداً: انجام کاری با قصد قبلی. 'ضمناً، کتاب من را دیدی؟' و 'او این کار را عمداً انجام داد.'
a raíz de
B2در نتیجه؛ به دنبالِ.