مداد رنگی
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر education
آموختن
A2یاد گرفتن دانش یا مهارت جدید.
آموزگار
A1A person whose job is to teach students, especially in a school.
آموزش
A1یاد دادن دانش یا مهارت به دیگران؛ تعلیم.
آموزش دادن
A1انتقال دانش، مهارت یا دستورالعمل به دیگران به صورت سیستماتیک.
آموزش دیدن
A2To receive instruction or training in a skill or subject.
آموزش و پرورش
B1نظام رسمی تعلیم و تربیت مدارس و وزارتخانهای که مسئولیت آن را بر عهده دارد.
آموزشدیده
B2Having received instruction or training.
آموزشگاه
A2Training institute, learning center.
آموزشی
A2Relating to the provision of education; educational.
امتحان
A1امتحان برای دانشآموزان بسیار سخت بود.