منطقاً
Use 'manṭiqan' to emphasize that something is reasonable, logical, and based on sound reasoning.
واژه در 30 ثانیه
- Means reasonably or according to logic.
- Used to emphasize rational thinking and conclusions.
- Common in analysis, discussion, and academic contexts.
Overview
«منطقاً» قیدی در زبان فارسی است که برای تأکید بر عقلانی بودن، معقول بودن و قابل درک بودن یک موضوع یا رفتار به کار میرود. این کلمه از ریشه «منطق» (logic) گرفته شده و به معنای انجام کاری یا نتیجهگیری از چیزی مطابق با اصول و قواعد عقلانی است. استفاده از «منطقاً» نشان میدهد که گوینده یا نویسنده، موضوع مورد بحث را از زاویهای منطقی و بدون احساسات یا پیشداوری بررسی کرده و به نتیجه رسیده است. این قید در مکالمات روزمره، نوشتههای تحلیلی و حتی در بحثهای علمی کاربرد دارد و به شفافیت و استدلال قویتر کمک میکند.
«منطقاً» معمولاً قبل یا بعد از فعل، یا قبل از صفتی که میخواهد آن را توصیف کند، قرار میگیرد. گاهی اوقات میتواند در ابتدای جمله برای تأکید بر کل جمله نیز به کار رود. این کلمه به طور کلی در جملات خبری و تحلیلی استفاده میشود و کمتر در جملات امری یا پرسشی مستقیم کاربرد دارد، مگر اینکه بخواهیم بر منطقی بودن یک خواسته یا پرسش تأکید کنیم. مثال: «او منطقاً باید این موضوع را درک کند.» یا «این راهحل منطقاً بهترین گزینه است.»
این قید در موقعیتهایی که نیاز به تحلیل، ارزیابی و نتیجهگیری بر اساس شواهد و استدلال وجود دارد، بسیار رایج است. از جمله این موقعیتها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بحثهای روزمره
هنگام توضیح دادن چرایی یک اتفاق یا تصمیم. مثال: «منطقاً نباید در این شرایط از خانه خارج میشد.»
تحلیلهای اقتصادی و تجاری
برای ارزیابی سود و زیان یا پیشبینی نتایج. مثال: «با توجه به شرایط بازار، سرمایهگذاری در این بخش منطقاً سودآور خواهد بود.»
مباحث علمی و پژوهشی
برای بیان نتیجهگیریهای مبتنی بر دادهها و فرضیهها. مثال: «نتایج آزمایشها منطقاً فرضیه اولیه را تأیید میکنند.»
مسائل حقوقی و قضایی
برای استدلال در مورد دلایل و شواهد. مثال: «متهم منطقاً نمیتوانست در زمان وقوع جرم در آن مکان حاضر بوده باشد.»
«منطقاً» با کلماتی مانند «عقلانی»، «معقول»، «بجا»، «درست» و «طبیعتاً» همپوشانی معنایی دارد، اما تفاوتهای ظریفی نیز دارند:
- عقلانی (Aghlani): این صفت بیشتر به ماهیت یا ویژگی چیزی اشاره دارد که مطابق با عقل است. «منطقاً» قید است و بیانگر نحوه انجام یا نتیجهگیری است.
- معقول (Ma'qool): این کلمه به معنای قابل قبول و منطقی است و اغلب به جای «منطقاً» به کار میرود، اما «منطقاً» تأکید بیشتری بر فرآیند استدلال دارد.
- بجا (Beja): این کلمه به معنای مناسب و در زمان و موقعیت مناسب است. چیزی که بجاست، لزوماً همیشه منطقی نیست، اما «منطقاً» بر درستی استدلال تأکید دارد.
- درست (Dorost): این کلمه معنای عامتری دارد و میتواند به معنای صحیح، بدون خطا یا حتی مطابق با حقیقت باشد. «منطقاً» زیرمجموعهای از «درست» است که بر جنبه عقلی و استدلالی آن تأکید میکند.
- طبیعتاً (Tabi'atan): این قید به معنای «بهطور طبیعی» یا «ذاتاً» است و نشان میدهد که چیزی به دلیل طبیعت خود رخ میدهد، نه لزوماً به دلیل استدلال منطقی. گاهی اوقات نتیجه منطقی با نتیجه طبیعی یکی است، اما این دو مفهوم متفاوتند.
مثالها
منطقاً، اگر باران ببارد، خیابانها خیس خواهند شد.
everydayLogically, if it rains, the streets will get wet.
با توجه به دادههای اقتصادی، منطقاً انتظار میرود نرخ تورم کاهش یابد.
academicGiven the economic data, it is logically expected that the inflation rate will decrease.
خب، منطقاً باید همین الان رسیده باشه.
informalWell, logically, he should have arrived by now.
این استدلال، منطقاً مقدمه نتیجهگیری را نقض میکند.
formalThis argument logically contradicts the premise of the conclusion.
ترکیبهای رایج
عبارات رایج
منطقاً باید اینطور باشد.
Logically, it should be this way.
این کار منطقاً اشتباه است.
This action is logically wrong.
منطقاً حق با اوست.
Logically, he is right.
اغلب اشتباه گرفته میشود با
'Tabi'atan' (naturally) implies something happens due to its inherent nature or as a matter of course, whereas 'manṭiqan' (logically) emphasizes reasoning and deduction.
'Eḥtemālan' (probably/likely) expresses a degree of probability or likelihood, while 'manṭiqan' focuses on the certainty derived from logical steps.
الگوهای دستوری
How to Use It
نکات کاربردی
This adverb is frequently used in formal and semi-formal contexts to add weight to an argument or conclusion. It signifies that the point being made is derived from rational thought processes. Ensure the context truly supports a logical deduction; otherwise, it might sound forced.
اشتباهات رایج
Confusing 'manṭiqan' (logically) with 'tabi'atan' (naturally) or 'eḥtemālan' (probably). Ensure the meaning aligns with reasoning rather than inherent nature or mere possibility.
Tips
Emphasize Rationality and Reason
Use 'manṭiqan' when you want to highlight that a decision, action, or conclusion is based on sound reasoning and logic, not just emotion.
Avoid Overuse
While useful, overusing 'manṭiqan' can make your speech or writing sound repetitive or overly pedantic. Use it strategically.
Value of Logic in Persian Culture
Persian culture often values reasoned arguments and intellectual discourse. Using 'manṭiqan' can align your communication with this cultural appreciation for logic.
ریشه کلمه
The word 'manṭiqan' is derived from the Arabic word 'mantiq' (منطق), meaning logic. It has been fully integrated into Persian vocabulary to denote a manner of reasoning.
بافت فرهنگی
In many Persian-speaking cultures, a well-reasoned argument is highly valued. Using 'manṭiqan' appropriately demonstrates an understanding of and adherence to logical discourse, which can be seen as a sign of intelligence and credibility.
راهنمای حفظ
Think of 'logic' when you see 'manṭiqan'. It's the Persian word for 'logically', helping you remember its core meaning of sound reasoning.
سوالات متداول
4 سوال«منطقاً» یک قید است و به نحوه انجام یک عمل یا نتیجهگیری اشاره دارد (بهطور منطقی). «عقلانی» یک صفت است و به ماهیت چیزی اشاره دارد که مطابق با عقل است (یک تصمیم عقلانی).
«منطقاً» به معنای قابل درک بودن و پیروی از اصول عقلانی است. اگرچه اغلب نتایج منطقی درست هستند، اما ممکن است در شرایطی یک نتیجهگیری منطقی بر اساس اطلاعات نادرست، به نتیجه نهایی اشتباهی منجر شود.
سعی کنید از این قید زمانی استفاده کنید که میخواهید نشان دهید یک استدلال یا نتیجهگیری شما بر اساس شواهد و تفکر عقلانی است، نه احساسات. آن را قبل یا بعد از فعل اصلی جمله قرار دهید.
بله، «منطقاً» هم در مکالمات رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد، اما در بحثهای تحلیلی و جدیتر بیشتر دیده میشود. در مکالمات روزمره، گاهی ممکن است با کلماتی مانند «معلومه» یا «خب معلومه» جایگزین شود، اما «منطقاً» بار معنایی دقیقتری دارد.
خودت رو بسنج
با توجه به شواهد موجود، او _______ مقصر شناخته شد.
کلمه «منطقاً» نشان میدهد که مقصر شناخته شدن بر اساس استدلال و شواهد صورت گرفته است.
این طرح جدید، _______ راه حل بهتری برای مشکل ماست.
«منطقاً» نشان میدهد که این طرح بر اساس استدلال و عقل، راه حل بهتری است.
باید / این / او / درک / موضوع / کند / منطقاً
این ترتیب کلمات، جمله را از نظر دستوری و معنایی صحیح میسازد و قید «منطقاً» به خوبی نقش خود را ایفا میکند.
امتیاز: /3
Summary
Use 'manṭiqan' to emphasize that something is reasonable, logical, and based on sound reasoning.
- Means reasonably or according to logic.
- Used to emphasize rational thinking and conclusions.
- Common in analysis, discussion, and academic contexts.
Emphasize Rationality and Reason
Use 'manṭiqan' when you want to highlight that a decision, action, or conclusion is based on sound reasoning and logic, not just emotion.
Avoid Overuse
While useful, overusing 'manṭiqan' can make your speech or writing sound repetitive or overly pedantic. Use it strategically.
Value of Logic in Persian Culture
Persian culture often values reasoned arguments and intellectual discourse. Using 'manṭiqan' can align your communication with this cultural appreciation for logic.
مثالها
4 از 4منطقاً، اگر باران ببارد، خیابانها خیس خواهند شد.
Logically, if it rains, the streets will get wet.
با توجه به دادههای اقتصادی، منطقاً انتظار میرود نرخ تورم کاهش یابد.
Given the economic data, it is logically expected that the inflation rate will decrease.
خب، منطقاً باید همین الان رسیده باشه.
Well, logically, he should have arrived by now.
این استدلال، منطقاً مقدمه نتیجهگیری را نقض میکند.
This argument logically contradicts the premise of the conclusion.
Related Content
واژههای بیشتر academic
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.