ilo
تعریف
joy
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر emotions
arka
B1shy or timid
arvostelukyky
B2judgment or critical faculty
arvostus
B2قدردانی یا احترام. او در محیط کار از قدردانی زیادی برخوردار است.
asenteellinen
B2گزارش خبری بسیار مغرضانه بود و تمام حقایق را بیان نمیکرد.
asenteellisuus
C1واژه 'asenteellisuus' به معنای سوگیری یا پیشداوری در گفتار یا نگرش است.
epäilys
B1واژه 'epäilys' به معنای شک یا تردید است.
haaveilla
A2در رویا بودن، آرزو کردن (در بیداری). 'من رویای سفر دارم.'
hämmästyä
B1To be surprised or astonished
hämmentynyt
B2confused, bewildered
hävetä
B1شرمنده بودن. او از کارهای خود شرمنده بود. او از نادانی خود شرمنده بود.