सेका
Baked, toasted, grilled.
مثال
माँ ने आज गरमा गरम सेका हुआ पराठा बनाया है।
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر food
आँच
A2گرما یا شعله آتش. معمولاً در آشپزی برای توصیف شدت شعله استفاده میشود.
आचार
B2Pickle.
आहार लेना
B1غذا خوردن؛ مصرف مواد غذایی. 'مصرف یک رژیم غذایی متعادل ضروری است.'
आइसक्रीम
A2Ice cream, a frozen dessert made from dairy products.
आम
A1انبه یک میوه گرمسیری شیرین است.
आमचूर
B2Dry mango powder; a souring agent made from dried, unripe mangoes.
आम्रस
B2پوره انبه، که اغلب با پوری سرو میشود.
आर्डर करना
B2سفارش دادن؛ درخواست غذا در رستوران یا خرید کالا به صورت آنلاین.
आस्वादन करना
A2چشیدن و لذت بردن از طعم غذا یا نوشیدنی. لذت بردن از یک تجربه.
अच्छे से
B2Well, thoroughly; in a good or satisfactory way.