行動
مثال
考えるだけでなく、実際に行動することが大切です。
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر psychology
能動的
B2او با رویکردی فعالانه به وظایف خود در شرکت رسیدگی میکند.
自律的
B2عمل کردن به طور مستقل یا داشتن آزادی برای انجام این کار؛ خودگردان بدون کنترل خارجی.
葛藤
B2حالتی از تضاد ذهنی یا کشمکش درونی. 'او در میان تضاد (葛藤) بین عشق و وظیفه گرفتار بود.'
意思決定
B2تصمیمگیری. فرآیند رسمی انجام یک انتخاب مهم.
喚起
B2فراخواندن یا برانگیختن یک احساس، خاطره یا توجه.
表出
B2تجلی یا بیان بیرونی افکار، احساسات یا صفات درونی. این اصطلاحی رسمی تر از صرف 'بیان کردن' است. 表出 (hyōshutsu) به چگونگی قابل مشاهده یا درک شدن درونی اشاره دارد.
模倣
B2عمل تقلید یا کپی کردن سبک یا رفتار کسی.
暗示
B2اشاره یا تلقین غیرمستقیم. 'سخنان او حاوی اشارهای (暗示) به جدایی بود.'
先天的
B2به ویژگیها یا شرایطی اشاره دارد که فرد با آنها متولد میشود.
動機
B1انگیزه یا علتی که باعث میشود فردی دست به عمل بزند.