시간 가는 줄 몰랐어요
si-gan ga-neun jul mol-ass-eo-yo
I didn't realize time passing
معنی
To be so engrossed in an activity that one loses track of time.
معنی
To be so engrossed in an activity that one loses track of time.
si-gan ga-neun jul mol-ass-eo-yo
I didn't realize time passing
To be so engrossed in an activity that one loses track of time.
To be so engrossed in an activity that one loses track of time.
ما از کوکیهای ضروری برای ورود، امنیت و تنظیمات استفاده میکنیم. تحلیلهای اختیاری فقط در صورت موافقت شما فعال میشوند.
برای تجربهای سریعتر و شبیه به اپلیکیشن، به صفحه اصلی خود اضافه کنید
Fastest option
هنوز مکالمهای نداری.
پشتیبانی هوش مصنوعی
میخوای تیکت پشتیبانی بسازی؟ یک نفر واقعی بهت کمک میکنه.
پیامهای رایگانت رو استفاده کردی
برای چت نامحدود با هوش مصنوعی ثبتنام کنساختهشده با هوش مصنوعی — پاسخها همیشه دقیق نیستند