menu
تعریف
Menu
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر food
thee
A1Tea
peper
A1A spicy seasoning.
sap
A1Liquid from fruits or vegetables
soep
A1Liquid food made from meat or vegetables.
voeden
B1غذا دادن به کسی یا موجود زندهای.
vers
A2این نان امروز خیلی تازه است.
drinken
A1نوشیدن: مایعات را خوردن و بلعیدن. من می خواهم آب بنوشم. (I want to drink water.)
koffie
A1Coffee
banaan
A1موز یک میوه گرمسیری زرد و دراز است. موز منبع خوبی از انرژی است.
ei
A1تخممرغ (ei) بدن تولیدمثلی پرندگان است. در زبان هلندی، جمع آن 'eieren' است.