vinden
تعریف
To find or think
verbمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر emotions
aangenaam
B2Pleasant or agreeable
angst
B1ترس احساس نگرانی یا دلهره است.
angstig
B1Experiencing worry or unease
attent
B2متفکر و ملاحظهکار نسبت به احساسات و نیازهای دیگران.
bang
A1من از عنکبوت میترسم (Ik ben bang voor spinnen).
bedreigen
B2تهدید کردن کسی یا چیزی به خطر یا آسیب.
beheerst
B1تحت کنترل و آرام، بدون نشان دادن احساسات شدید.
beïnvloedbaar
B1تأثیرپذیر. نوجوانان معمولاً در برابر فشار همسالان بسیار beïnvloedbaar هستند.
belachelijk
B1Deserving of mockery or laughter.
belangstelling
B1حالت تمایل به دانستن یا یادگیری در مورد چیزی. 'او علاقه زیادی به هنر نشان داد.'