B1
Collocation
zrobić porządki
to do spring cleaning
معنی
Cleaning thoroughly.
معنی
Cleaning thoroughly.
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!