Abelha
مثال
As abelhas produzem mel delicioso.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر nature
à beira
B1On the edge or brink of.
à beira de
B1در آستانه؛ در کنار. برای مکان فیزیکی یا وضعیت قریبالوقوع استفاده میشود.
à distância
A2از راه دور، از فاصله.
a favor de
B1In favor of; supporting.
à sombra
A2در سایه (Dar sayeh). 'در سایه درخت نشستیم (Sentámo-nos à sombra da árvore).' / 'هوا در سایه خنکتر است (O tempo à sombra está mais fresco).'
à volta
A2« À volta » به معنی «اطراف» یا «نزدیکی» است. برای توصیف یک منطقه عمومی یا مکانی در نزدیکی استفاده میشود. مثال: کافه <strong>à volta</strong> میدان است. (کافه اطراف میدان است.) همچنین حرکت دایرهای را نشان میدهد. مثال: بیایید <strong>à volta</strong> پارک قدم بزنیم. (بیایید اطراف پارک قدم بزنیم.)
abanar
A2To wave or swing back and forth, like an animal's tail; to wag.
abater
B11. انداختن (درخت). 2. ذبح کردن (حیوان). 3. کسر کردن (مبلغ). 'درخت را انداختند.' 'میتوانید هزینهها را از مالیات کسر کنید.'
abeto
A2آبتو (abeto) درختی همیشه سبز با سوزن های تخت است که معمولاً به عنوان درخت نراد شناخته می شود.
abismo
A2یک ورطه یا گودال بسیار عمیق. 'او در ورطه ناامیدی افتاد' یعنی 'Ele caiu num abismo de desespero'.