acolher
مثال
A comunidade acolheu bem os novos vizinhos.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر family
à medida que
A2As; at the same time that.
abençoado
A2او مردی متبرک است.
abrigo
A2پناهگاه برای همه باز است.
acarinhar
A2نوازش کردن یا ابراز محبت به کسی با ملایمت.
aceito
A2پذیرفته شده؛ به طور کلی شناخته شده یا مورد توافق. 'پرداخت aceito شد' (پرداخت پذیرفته شد).
acenar
A2اشاره کردن با دست یا سر برای سلام کردن یا تایید کردن.
acolhimento
A2استقبال گرم یا پناه دادن. 'استقبال خانواده از ما بسیار صمیمانه بود.'
acolitar
B2کمک کردن یا همراهی کردن کسی، با ارائه کمک، حمایت یا همراهی. / ارائه کمک، حمایت یا همراهی فعال به یک فرد یا گروه، که اغلب شامل تعهد به حضور و مفید بودن در طول یک تلاش، چالش یا دوره خاص است.
acomodar
A2فعل 'acomodar' به معنای اسکان دادن به کسی یا فراهم کردن فضا برای چیزی است.
aconchegar
B1Aconchegar: در آغوش گرفتن، راحت کردن. مادر بچه را در آغوش می گیرد. (The mother snuggles the baby in her arms.) اتاق را راحت تر می کنیم. (We make the room cozier.)