em cima de
تعریف
on top of; above
phraseمثال
A caixa está em cima da mesa.
مثال
A caixa está em cima da mesa.
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر general
abaixo
A1زیر; در پایین.
abandonar
B1To abandon, to give up.
abarcar
B2پروژه باید تمام مراحل تولید را abarcar (شامل شود).
Aberta
A1باز (مؤنث). برای اسامی مؤنث استفاده میشود، مانند 'در باز است'.
Aberto
A1بسته نیست، قابل دسترسی است. در باز است. / یک کسب و کار در حال فعالیت. فروشگاه باز است.
Aberto/a
A1باز. در باز است (A porta está aberta).
abrangentemente
B2به طور جامع یا گسترده؛ به طور وسیع.
abusivo
B2سوءاستفادهگرانه: چیزی که شامل سوءاستفاده از قدرت یا حقوق باشد و ناعادلانه تلقی شود.
acaba
B1کلاس ساعت پنج تمام میشود (acaba).
Acabar
A1To finish; To end