negar
تعریف
To deny; to state that something is not true.
verbمثال
Ele negou qualquer envolvimento no incidente.
مثال
Ele negou qualquer envolvimento no incidente.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر communication
gritar
A2فریاد زدن (Faryad zadan); جیغ کشیدن.
avisar
A1به کسی در مورد چیزی اطلاع دادن؛ هشدار دادن. 'من رسیدن خود را به او اطلاع خواهم داد.' 'او مرا از خطر آگاه کرد.'
informar
A2اطلاع دادن به کسی در مورد چیزی.
uhm
A2صدایی که نشاندهنده تردید است. برای خریدن وقت هنگام فکر کردن استفاده میشود.
a menos que
A2من نمیروم مگر اینکه تو با من بیایی.
Mandar
A1فرستادن چیزی برای کسی، مانند نامه یا ایمیل.
Discutir
A1بحث کردن؛ دعوا کردن کلامی. میتواند به معنای گفتگوی آرام یا مشاجره باشد.
reconhecer
B1تشخیص دادن، اعتراف کردن. 'من صدای تو را میشناسم' (Eu reconheço a tua voz). 'او به اشتباهش اعتراف کرد' (Ele reconheceu o seu erro).
Mensagem
A1یک 'mensagem' به معنای پیام یا ارتباط است. در زبان پرتغالی این یک اسم مؤنث است.
atender
A1من باید فورا به تلفن جواب دهم. / دکتر تا چند لحظه دیگر شما را میپذیرد.