C1 Verb Tenses 18 min read آسان

نزدیک بود اتفاق بیفتد: گرامر -ㄹ/을 뻔했다

از ساختار «-ㄹ/을 뻔했다» وقتی استفاده کن که می‌خوای بگی یه اتفاقی «نزدیک بود» بیفته ولی در نهایت بخیر گذشت یا نشد. کلمات کلیدی: «نزدیک بود»، «شانس آوردم»، «حیف شد».

Grammar Rule in 30 Seconds

Use -ㄹ/을 뻔했다 to describe an event that almost occurred but ultimately did not happen.

  • Attach -ㄹ 뻔했다 to verb stems ending in a vowel (e.g., 가다 -> 갈 뻔했다).
  • Attach -을 뻔했다 to verb stems ending in a consonant (e.g., 먹다 -> 먹을 뻔했다).
  • Always use the past tense form (-했다) even if the event was very recent.
Verb Stem + (ㄹ/을) + 뻔했다

مرور کلی

آیا تا به حال پیش آمده که یک میم (meme) به شدت مشکوک را به جای بهترین دوستتان برای رئیستان بفرستید، نوار ارسال را در حال پر شدن ببینید، و در آخرین ثانیه موفق شوید دکمه «حالت پرواز» را بزنید؟ قلبتان می‌ریزد. زندگی‌تان از جلوی چشمانتان می‌گذرد.
شما به راهی نیاز دارید تا آن وحشت محض و در نهایت احساس راحتی را بیان کنید. اینجاست که گرامر -ㄹ/을 뻔했다 به کمک شما می‌آید تا روزتان را نجات دهد.
در زبان کره‌ای، -ㄹ/을 뻔했다 نهایت یک جلوه دراماتیک است. این گرامر به معنای «نزدیک بود [کاری را] انجام دهم» یا «در آستانه وقوع [چیزی] بود» ترجمه می‌شود. ما از این الگو برای صحبت در مورد اتفاقاتی استفاده می‌کنیم که به طور خطرناکی به وقوع نزدیک شده بودند اما در نهایت اتفاق نیفتادند.
در سطح C1، شما از قبل می‌دانید که چگونه حقایق ساده را بیان کنید. اکنون، باید بار احساسی این «نزدیک بود»ها را بیان کنید. این نکته گرامری دارای مفاهیم احساسی سنگینی است.
معمولاً بیانگر یک احساس راحتی عمیق 다행(多幸) از این است که جلوی یک فاجعه گرفته شده است. با این حال، وقتی یک فرصت فوق‌العاده را از دست می‌دهید، می‌تواند بیانگر حسرت و پشیمانی شدید نیز باشد. به آن به عنوان معادل گرامریِ پاک کردن عرق از روی پیشانی‌تان فکر کنید.
شما آن را دائماً در زندگی روزمره در کره خواهید شنید - از گیمرهایی که در Twitch فریاد می‌زنند چون در بازی نزدیک بود بمیرند، تا دوستتان که توضیح می‌دهد چرا ۲۰ دقیقه دیرتر به کافه رسیده است. این ساختار پویا، گویا و برای صحبت کردن مانند یک بومی کاملاً ضروری است.

این گرامر چطور کار می‌کنه

برای تسلط بر این ساختار، باید اجزای تشکیل‌دهنده آن را کالبدشکافی کنیم. این گرامر شبیه یک قطعه واحد به نظر می‌رسد، اما در واقع یک ماشین زیبای سه قسمتی است. اول، ما توصیف‌کننده آینده (prospective modifier) -ㄹ/을 را داریم.
شما از قبل این را از الگوهای زمان آینده می‌شناسید؛ این پسوند به یک عمل انجام‌نشده اشاره می‌کند. بعد ستاره نمایش می‌آید: . این یک اسم وابسته (의존 명사) است که در لغت به معنای «لبه»، «احتمال» یا «آستانه» است.
در نهایت، آن را با فعل 하다 (انجام دادن/بودن) می‌بندیم. از آنجا که این «نزدیک بود که...» ذاتاً بازتابی از یک رویداد در گذشته است، 하다 تقریباً همیشه در زمان گذشته صرف می‌شود: 했다. بنابراین، شما در لغت می‌گویید «من در آستانه [فعل] قرار گرفتم».
توجه به فاصله‌گذاری (spacing) بسیار مهم است: توصیف‌کننده مستقیماً به ریشه فعل می‌چسبد، پس از آن یک فاصله، و سپس 뻔하다 می‌آید. هنگام صحبت غیررسمی با یک دوست، کلمات رسمی را کنار می‌گذارید و فقط می‌گویید 뻔했어. در یک مصاحبه شغلی رسمی، شما از 뻔했습니다 استفاده می‌کنید.
و اگر می‌خواهید درام و هیجان خالص به جمله اضافه کنید، این گرامر را با قیدهایی مانند 하마터면 (به مویی بند بودن / مویی نمانده بود که) ترکیب می‌کنید.

الگوی ساخت

1
صرف این گرامر، زمانی که افعال بی‌قاعده اولیه را بشناسید، ساده است. شما آن را فقط به افعال حرکتی و تعداد انگشت‌شماری از افعال توصیفی (وقتی که به صورت استعاری استفاده می‌شوند) متصل می‌کنید.
2
برای ریشه‌های فعلی که به یک مصوت (vowel) ختم می‌شوند، -ㄹ 뻔했다 را متصل کنید.
3
가다 (رفتن) -> 갈 뻔했다 (نزدیک بود بروم)
4
사다 (خریدن) -> 살 뻔했다 (نزدیک بود بخرم)
5
مثال: «نزدیک بود آن ژاکت بیش از حد گران را بخرم.» -> 그 비싼 재킷을 살 뻔했어요.
6
برای ریشه‌های فعلی که به یک صامت (consonant) ختم می‌شوند، -을 뻔했다 را متصل کنید.
7
먹다 (خوردن) -> 먹을 뻔했다 (نزدیک بود بخورم)
8
죽다 (مردن) -> 죽을 뻔했다 (نزدیک بود بمیرم)
9
مثال: «نزدیک بود تمام کیک را بخورم.» -> 케이크를 다 먹을 뻔했어.
10
برای افعال بی‌قاعده ، حرف موجود را حذف کرده و -ㄹ 뻔했다 را متصل کنید.
11
울다 (گریه کردن) -> 울 뻔했다 (نزدیک بود گریه کنم)
12
팔다 (فروختن) -> 팔 뻔했다 (نزدیک بود بفروشم)
13
مثال: «نزدیک بود با تماشای آن فیلم گریه کنم.» -> 그 영화를 보고 울 뻔했어요.
14
برای افعال بی‌قاعده ، حرف را به تغییر دهید و -을 뻔했다 را متصل کنید.
15
걷다 (راه رفتن) -> 걸을 뻔했다 (نزدیک بود راه بروم)
16
برای افعال بی‌قاعده ، حرف را حذف کنید، را اضافه کنید و -ㄹ 뻔했다 را متصل کنید.
17
무겁다 (سنگین بودن) یک فعل توصیفی است، اما 무거워 죽을 뻔했다 (نزدیک بود از سنگینی بمیرم) یک مبالغه رایج است 과장(誇張).

کی استفاده کنیم

این الگو در سه سناریوی متمایز و مدرن می‌درخشد. اول، از آن برای بقا و احساس راحتی محض استفاده کنید. تصور کنید هنگام راه رفتن به تلفن خود خیره شده‌اید و ناگهان یک سانتی‌متر قبل از قدم گذاشتن در خیابان شلوغ متوقف می‌شوید.
به دوستتان پیام می‌دهید: 와, 차에 치일 뻔했어! (وای، نزدیک بود ماشین بهم بزنه!). دوم، از آن برای پشیمانی و حسرت عمیق استفاده کنید. شما یک کفش کتانی نسخه محدود را به صورت آنلاین می‌بینید.
آن را در سبد خرید خود دارید، اما اینترنت قطع می‌شود. شما می‌گویید: `아싸! 살 수 있었는데, 놓칠 뻔했네...
아니 놓쳤네! صبر کنید، اگر آن را از دست دادید، فقط می‌گویید که از دست دادید. اما اگر *نزدیک بود* آن را از دست بدهید اما موفق به خریدش شدید، می‌گویید: 품절될 뻔했는데 겨우 샀어!` (نزدیک بود تمام شود اما به سختی خریدمش!). سوم، از آن برای اغراق و مبالغه شدید استفاده کنید.
کره‌ای‌ها عاشق اغراق‌های دراماتیک هستند. اگر یک جلسه Zoom فوق‌العاده خسته‌کننده باشد، شما فقط نمی‌گویید که حوصله‌تان سر رفته است. شما می‌گویید 지루해서 죽을 뻔했어요 (نزدیک بود از بی‌حوصلگی بمیرم).
اگر تحویل غذا دو ساعت طول کشید: 배고파서 쓰러질 뻔했어 (نزدیک بود از گرسنگی غش کنم). این ساختار داستان‌گویی شما را غنی و جذاب می‌کند.

اشتباهات رایج

حتی زبان‌آموزان پیشرفته نیز در اینجا با چند مشکل مکانیکی خاص روبرو می‌شوند. بزرگترین اشتباه استفاده از زمان حال یا آینده است. شما نمی‌توانید بگویید 넘어질 뻔해요 (نزدیک است بیفتم). درک این که چیزی «نزدیک بود» اتفاق بیفتد تنها پس از رفع خطر رخ می‌دهد. همیشه، همیشه از زمان گذشته استفاده کنید: 넘어질 뻔했어요 (نزدیک بود بیفتم). یک اشتباه کلاسیک دیگر استفاده از آن مستقیماً با افعال توصیفی (صفت‌ها) بدون یک فعل تبدیل‌کننده است. شما نمی‌توانید بگویید 예쁠 뻔했다 (نزدیک بود زیبا شود). اگر باید از یک صفت استفاده کنید، باید با استفاده از -아/어지다 (تبدیل شدن/شدن) آن را به یک عمل تبدیل کنید. بنابراین، 못생겨질 뻔했다 (نزدیک بود زشت شود) کاملاً درست است. در نهایت، مراقب فاصله‌گذاری خود باشید. املای درست 할 뻔했다 است، نه 할뻔했다. ارسال پیام متنی به دوستانتان بدون فاصله اشکالی ندارد (کره‌ای‌ها دائماً این کار را در واتس‌اپ و کاکائو‌تاک انجام می‌دهند)، اما در آزمون TOPIK II، این فاصله جا افتاده برای شما کسر امتیاز به همراه خواهد داشت. اجازه ندهید یک فاصله نمره شما را خراب کند - نزدیک بود نمره کامل را بگیرید! (만점 받을 뻔했는데!)

مقایسه با الگوهای مشابه

بیایید برخی از سردرگمی‌های معنایی را روشن کنیم. ممکن است تعجب کنید که این گرامر چه تفاوتی با استفاده ساده از 거의 (تقریباً) با یک فعل در زمان گذشته دارد، مانند 거의 다 왔다 (تقریباً رسیدم). کلمه 거의 واقعی، عینی و بدون احساسات است.
این کلمه درصدی از تکمیل شدن یک کار را توصیف می‌کند. با این حال، -ㄹ/을 뻔했다 عمیقاً احساسی است و به طور خاص به این معنی است که عمل *اصلاً اتفاق نیفتاده است*. اگر بگویید 거의 넘어졌어요، برای گوش یک فرد بومی کمی ناخوشایند به نظر می‌رسد زیرا افتادن معمولاً یک وضعیت صفر یا یک است - یا به زمین می‌خورید یا نه.
عبارت 넘어질 뻔했어요 به درستی احساس «وای، تعادلم را به دست آوردم» را ثبت می‌کند. یک الگوی مشابه دیگر -기 일보 직전이다 است (به معنای لغوی: یک قدم قبل از انجام کاری). این گرامر بسیار رسمی‌تر است و معمولاً وضعیتی را در همین لحظه توصیف می‌کند.
폭발하기 일보 직전입니다 (در آستانه انفجار است). برای حوادثِ روزمره و محاوره‌ای که به خیر گذشته‌اند از -ㄹ/을 뻔했다 استفاده کنید.

سؤالات رایج

سؤال: آیا می‌توانم از این گرامر برای موقعیت‌های مثبت استفاده کنم؟
پاسخ: قطعاً! اما به یاد داشته باشید، این بدان معناست که آن رویداد اتفاق *نیفتاده* است. بنابراین اگر بگویید 1등 할 뻔했어요 (نزدیک بود نفر اول شوم)، شما در حال ابراز پشیمانی و حسرت هستید زیرا در واقع دوم یا سوم شده‌اید.
سؤال: آیا همیشه باید از 하마터면 استفاده کنم؟
پاسخ: به هیچ وجه. 하마터면 مانند ریختن سس تند اضافی روی گرامر شماست. این کلمه روی جنبه «مویی نمانده بود» تأکید می‌کند. برای داستان‌گویی عالی است اما برای پیام‌های متنی روزمره کاملاً اختیاری است.
سؤال: آیا این گرامر برای محیط کار به اندازه کافی مؤدبانه است؟
پاسخ: بله، اگر از پایانه‌های رسمی استفاده کنید. جمله 큰일 날 뻔했습니다 (نزدیک بود مشکل بزرگی پیش بیاید) برای گفتن به مدیرتان، وقتی که درست قبل از راه‌اندازی، یک باگ مهم را در کد پیدا می‌کنید، کاملاً قابل قبول است.

Conjugation Rules

Verb Type Stem Ending Suffix Example
Vowel
가다
-ㄹ 뻔했다
갈 뻔했다
Consonant
먹다
-을 뻔했다
먹을 뻔했다
ㄹ-irregular
만들다
-ㄹ 뻔했다
만들 뻔했다
ㄷ-irregular
듣다
-을 뻔했다
들을 뻔했다
ㅂ-irregular
돕다
-을 뻔했다
도울 뻔했다
ㅎ-irregular
빨갛다
-을 뻔했다
빨갈 뻔했다

Meanings

Indicates that an action or event was on the verge of happening but did not actually take place.

1

Narrow Escape

Avoiding a negative outcome.

“죽을 뻔했어요.”

“넘어질 뻔했어.”

2

Near Miss

Something almost happened by chance.

“비행기를 놓칠 뻔했어요.”

“시험에 떨어질 뻔했네.”

Reference Table

Reference table for نزدیک بود اتفاق بیفتد: گرامر -ㄹ/을 뻔했다
نوع ریشه فعل قاعده مثال ترجمه
ختم به حروف صدادار
اضافه کردن -ㄹ 뻔했다
가다 → 갈 뻔했다
نزدیک بود برود
ختم به حروف بی‌صدا
اضافه کردن -을 뻔했다
먹다 → 먹을 뻔했다
نزدیک بود بخورد
بی‌قاعده ㄹ
حذف ㄹ و اضافه کردن -ㄹ 뻔했다
울다 → 울 뻔했다
نزدیک بود گریه کند
بی‌قاعده ㄷ
تبدیل ㄷ به ㄹ و اضافه کردن -을 뻔했다
걷다 → 걸을 뻔했다
نزدیک بود راه برود
بی‌قاعده ㅂ
حذف ㅂ و اضافه کردن 우 + ㄹ 뻔했다
눕다 → 누울 뻔했다
نزدیک بود دراز بکشد
افعال 하다
تبدیل به 할 뻔했다
지각하다 → 지각할 뻔했다
نزدیک بود دیر کند

طیف رسمیت

رسمی
기차를 놓칠 뻔했습니다.

기차를 놓칠 뻔했습니다. (Commute)

خنثی
기차를 놓칠 뻔했어요.

기차를 놓칠 뻔했어요. (Commute)

غیر رسمی
기차 놓칠 뻔했어.

기차 놓칠 뻔했어. (Commute)

عامیانه
기차 놓칠 뻔!

기차 놓칠 뻔! (Commute)

ظرافت‌های معنایی -ㄹ/을 뻔했다

-ㄹ/을 뻔했다

راحتی (خطر گذشت)

  • 넘어질 뻔했다 نزدیک بود بیفتم
  • 놓칠 뻔했다 نزدیک بود از دست بدم

حسرت (نشد که بشه)

  • 이길 뻔했다 نزدیک بود ببرم
  • 만날 뻔했다 نزدیک بود ببینمش

اغراق (پیازداغ زیاد کردن)

  • 죽을 뻔했다 نزدیک بود بمیرم
  • 쓰러질 뻔했다 نزدیک بود بیهوش بشم

مقایسه 거의 و -ㄹ/을 뻔했다

거의 ~했다 (واقعیت فیزیکی)
숙제를 거의 다 했어. مشق‌هام رو تقریباً تموم کردم.
목적지에 거의 도착했어. تقریباً رسیدم به مقصد.
-ㄹ/을 뻔했다 (احساسی/اتفاق نیفتاده)
숙제를 잊어버릴 뻔했어. نزدیک بود مشق‌هام رو یادم بره.
사고가 날 뻔했어. نزدیک بود تصادف بشه.

قوانین صرف فعل

1

آیا ریشه فعل به حرف صدادار ختم می‌شود؟

YES
اضافه کن -ㄹ 뻔했다 (가다 -> 갈 뻔했다)
NO
بررسی موارد بی‌قاعده
2

آیا به ㄹ ختم می‌شود؟

YES
حذف ㄹ، اضافه کن -ㄹ 뻔했다 (울다 -> 울 뻔했다)
NO
اضافه کن -을 뻔했다 (먹다 -> 먹을 뻔했다)

قیدهای رایج برای این گرامر

🤏

خیلی مویی / چیزی نمانده بود

  • 하마터면
  • 까딱하면
⚠️

اگه حواسم نبود / با یه اشتباه

  • 자칫하면
  • 잘못하면
📏

یه ذره دیگه اگه...

  • 조금만 늦었으면
  • 조금만 방심했으면

مثال‌ها بر اساس سطح

1

넘어질 뻔했어요.

I almost fell.

2

울 뻔했어요.

I almost cried.

3

웃을 뻔했어요.

I almost laughed.

4

잊을 뻔했어요.

I almost forgot.

1

버스를 놓칠 뻔했어요.

I almost missed the bus.

2

지갑을 잃어버릴 뻔했어요.

I almost lost my wallet.

3

시험에 떨어질 뻔했어요.

I almost failed the test.

4

늦을 뻔했어요.

I almost was late.

1

그를 못 알아볼 뻔했어요.

I almost didn't recognize him.

2

비밀을 말할 뻔했어요.

I almost told the secret.

3

사고가 날 뻔했어요.

There was almost an accident.

4

화낼 뻔했어요.

I almost got angry.

1

하마터면 큰일 날 뻔했어요.

I almost had a big problem.

2

그 제안을 거절할 뻔했어요.

I almost rejected that offer.

3

꿈인 줄 알 뻔했어요.

I almost thought it was a dream.

4

다칠 뻔한 적이 있어요.

I have had a time where I almost got hurt.

1

그의 말에 속을 뻔했네요.

I almost fell for his words.

2

포기할 뻔했던 순간이 있었죠.

There was a moment when I almost gave up.

3

그 사실을 잊고 있을 뻔했어요.

I almost forgot that fact.

4

그를 다시 만날 뻔했어요.

I almost met him again.

1

역사의 뒤안길로 사라질 뻔했던 문화재입니다.

It is a cultural asset that almost disappeared into the back alleys of history.

2

그는 하마터면 자신의 신념을 저버릴 뻔했다.

He almost abandoned his beliefs.

3

그의 실수는 회사를 파산시킬 뻔했다.

His mistake almost bankrupted the company.

4

그녀는 웃음을 터뜨릴 뻔한 것을 간신히 참았다.

She barely held back from bursting into laughter.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Almost Happened: Mastering -ㄹ/을 뻔했다 در مقابل -려다가

Both involve a change in plans.

Almost Happened: Mastering -ㄹ/을 뻔했다 در مقابل 거의

Both mean almost.

Almost Happened: Mastering -ㄹ/을 뻔했다 در مقابل 하마터면

Both mean almost.

اشتباهات رایج

가을 뻔했다

갈 뻔했다

Vowel stems take ㄹ.

갈 뻔한다

갈 뻔했다

Always use past tense.

갈 뻔했어다

갈 뻔했다

뻔했다 is the verb.

가고 뻔했다

갈 뻔했다

Use the stem.

공부할 뻔했다 (meaning I intended to study)

공부하려고 했다

This grammar is for accidents, not intent.

먹을 뻔했다 (when I actually ate it)

먹었다

It must not have happened.

넘어질 뻔했어어요

넘어질 뻔했어요

Double conjugation.

거의 넘어질 뻔했다 (redundant)

넘어질 뻔했다

뻔했다 implies almost.

넘어질 뻔한 적이 있다

넘어질 뻔한 적이 있다 (Correct, but rare)

Usually used for specific events.

넘어질 뻔했다 (for a positive event)

거의 ~할 뻔했다

Usually for negative.

넘어질 뻔했겠어요

넘어질 뻔했네요

Nuance of realization.

넘어질 뻔한 것을 막았다

넘어질 뻔한 것을 막았다 (Correct)

Advanced usage.

넘어질 뻔했다 (in future context)

넘어질 뻔했다 (only past)

Cannot be future.

الگوهای جمله‌سازی

___을 뻔했어요.

하마터면 ___할 뻔했어요.

___할 뻔한 적이 있어요.

___을 뻔했는데 다행이에요.

Real World Usage

Texting very common

나 늦을 뻔했어!

Social Media common

오늘 죽을 뻔함 ㅠㅠ

Job Interview occasional

실수할 뻔했습니다.

Travel common

비행기 놓칠 뻔했어요.

Food Delivery occasional

주소 틀릴 뻔했어요.

Academic common

시험을 망칠 뻔했습니다.

⚠️

فقط زمان گذشته!

توی زبان کره‌ای غیرممکنه بگی «نزدیک است بیفتم». چون تو فقط وقتی می‌فهمی چیزی «نزدیک بود» اتفاق بیفته که اون خطر یا لحظه گذشته باشه. پس همیشه باید تهش 뻔했다 بیاری: «지각할 뻔했어요.»
💬

پیازداغ زیاد کردن با مرگ!

کره‌ای‌ها عاشق اینن که برای اغراق از عبارت '죽을 뻔했다' (نزدیک بود بمیرم) استفاده کنن. خسته‌ای؟ تشنه‌ای؟ حوصلت سر رفته؟ همش رو با این بگو تا مثل یه نیتیو به نظر بیای: «심심해 죽을 뻔했다.»
🎯

ترکیب طلایی برای سطح C1

اگه می‌خوای خیلی حرفه‌ای به نظر برسی، این گرامر رو با جملات شرطی گذشته مثل '-았/었으면' ترکیب کن. مثلاً «اگه نبودی بدبخت می‌شدم»: «너가 없었으면 큰일 날 뻔했어.»

Smart Tips

Add '하마터면' at the start for more drama.

넘어질 뻔했어요. 하마터면 넘어질 뻔했어요!

Use the casual form '뻔했어'.

넘어질 뻔했어요. 넘어질 뻔했어!

Use it to show you caught it in time.

잘못 보냈어요. 잘못 보낼 뻔했어요.

Use it to build suspense.

그는 넘어졌다. 그는 넘어질 뻔했다.

تلفظ

ppon-haet-da

Liaison

The ㄹ in 뻔 sounds like a flap.

Falling

넘어질 뻔했어↘

Statement of fact.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Think of '뻔' as 'Phew!' — you say 'Phew!' because you almost had a problem.

تداعی تصویری

Imagine a person slipping on a banana peel but catching themselves just before hitting the ground.

Rhyme

Almost happened, near the end, add ㄹ/을 뻔했다, my friend.

Story

I was walking to the store. I almost tripped on a rock. I said, 'Oh, I almost fell!' (넘어질 뻔했어!). Then I almost forgot my keys. I said, 'I almost forgot them!' (잊을 뻔했어!).

شبکه واژگان

넘어지다놓치다잊다죽다다치다실수하다

چالش

Write 5 sentences about things that almost happened to you today.

نکات فرهنگی

Koreans use this to show empathy. If someone says they almost fell, you say 'Oh no!'

뻔하다 comes from the root 뻔 (obvious/clear).

شروع‌کننده‌های مکالمه

오늘 무슨 일이 있었어요?

어제 실수한 적 있어요?

가장 위험했던 순간은?

무언가를 잊어버린 적 있나요?

موضوعات نگارش

오늘 하루 중 가장 아찔했던 순간을 쓰세요.
실수로 큰일이 날 뻔했던 경험을 쓰세요.
어떤 기회를 놓칠 뻔했나요?
당신의 인생에서 가장 큰 위기를 어떻게 피했나요?

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با فرم درست پر کن.

아침에 알람을 못 들어서 지각___.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 할 뻔했어요
برای گفتن «نزدیک بود دیر بشه»، از ریشه فعل (할) + 뻔했어요 در زمان گذشته استفاده می‌کنیم.
کدوم جمله از نظر گرامری درسته؟

انتخاب جمله‌ای که یک اتفاق «بخیر گذشته» رو نشون میده:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 길에서 넘어질 뻔했어요.
قاعده می‌گه ریشه فعل + -ㄹ/을 و بعد 뻔했다. گزینه دوم زمان حاله که غلطه.
اشتباه زمان فعل رو پیدا و اصلاح کن.

계단에서 구를 뻔해요.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 계단에서 구를 뻔했어요.
چون خطر رفع شده، 뻔하다 حتماً باید به صورت گذشته (뻔했다/뻔했어요) بیاد.

Score: /3

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the blank.

버스를 ___ 뻔했어요.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 놓칠
Vowel stem + ㄹ.
Choose the correct form. چند گزینه‌ای

먹을 뻔했다 vs 먹을 뻔한다

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 먹을 뻔했다
Always past tense.
Fix the error. Error Correction

Find and fix the mistake:

가을 뻔했다

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 갈 뻔했다
Vowel stem rule.
Change to past tense. Sentence Transformation

넘어질 뻔한다

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 넘어질 뻔했다
Past tense.
Complete the dialogue. Dialogue Completion

A: 왜 늦었어요? B: 기차를 ___.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 놓칠 뻔했어요
Near-miss context.
Build the sentence. Sentence Building

죽을 / 뻔했다 / 창피해서

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 창피해서 죽을 뻔했다
Correct word order.
Match the meaning. جفت کردن

넘어질 뻔했다

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Almost fell
Counterfactual.
Choose the best fit. چند گزینه‌ای

I intended to study but didn't.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 공부하려고 했다
Intent vs accident.

Score: /8

Practice Bank

12 exercises
این جمله اغراق‌آمیز رو کامل کن. پر کردن جای خالی

오늘 일이 너무 많아서 피곤해서 죽___.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 을 뻔했어
کلمات رو به ترتیب درست بچین. Sentence Reorder

کلمات رو مرتب کن: 'نزدیک بود کیف پولم رو گم کنم.'

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 지갑을 잃어버릴 뻔했어요
عبارت رو ترجمه کن. ترجمه

ترجمه کن: 'نزدیک بود گریه کنم.'

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 울 뻔했어요
فعل‌ها رو به شکل درستشون وصل کن. جفت کردن

فعل ساده رو به فرم «نزدیک بود...» وصل کن.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 가다 -> 갈 뻔했다, 먹다 -> 먹을 뻔했다, 살다 -> 살 뻔했다
اشتباه مربوط به صفت رو اصلاح کن. Error Correction

그 옷을 입었으면 뚱뚱할 뻔했어요.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 그 옷을 입었으면 뚱뚱해질 뻔했어요.
جمله با قید مناسب رو انتخاب کن. چند گزینه‌ای

کدوم قید برای جمله «نزدیک بود لو برم» طبیعی‌تره؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 하마터면 들킬 뻔했어요.
فعل بی‌قاعده '듣다' (شنیدن) رو صرف کن. پر کردن جای خالی

비밀을 __ 뻔했어요.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 들을
بهترین ترجمه رو انتخاب کن. ترجمه

چطوری می‌گی 'نزدیک بود بخرمش' (ولی نخریدی)؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 살 뻔했어요
این جمله دراماتیک رو بساز. Sentence Reorder

مرتب کن: 'اگه حواسم نبود نزدیک بود گوشی رو بندازم.'

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 잘못하면 핸드폰을 떨어뜨릴 뻔했어
اشتباه فاصله‌گذاری رو درست کن. Error Correction

놓칠뻔했어요.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 놓칠 뻔했어요.
جمله‌ای که حسرت یه اتفاق خوب رو نشون می‌ده پیدا کن. چند گزینه‌ای

کدوم جمله نشون‌دهنده «حسرت» خوردنه؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 복권에 당첨될 뻔했어요.
از فرم درست برای این شرطی استفاده کن. پر کردن جای خالی

너가 안 도와줬으면 포기___.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 할 뻔했어

Score: /12

سوالات متداول (8)

Usually no, it's for negative near-misses.

Yes, 뻔했다 is always past.

It's grammatically incorrect.

Use 뻔했어요.

No, but it adds emphasis.

Yes, e.g., 'He almost fell'.

-려다가 is intent, this is accident.

Use '다행이다'.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish high

casi + verb

Korean uses a specific suffix, Spanish uses an adverb.

French moderate

faillir + infinitive

Korean is more common in daily speech.

German high

beinahe + verb

Korean grammar is integrated into the verb.

Japanese high

〜そうになる

Japanese focuses on the appearance of the event.

Chinese high

差点儿

Korean uses a suffix, Chinese uses a pre-verbal marker.

Arabic moderate

كاد أن

Arabic is more formal.

Learning Path

Prerequisites

Connected Grammar

Past Tense

Prerequisite

Foundation.

-려다가

Contrast

Intent vs accident.

하마터면

Similar

Emphasis.

거의

Similar

Emphasis.

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!