A2 noun

volta

تعریف

Return, coming back.

noun

مثال

Fizemos uma volta no quarteirão antes de entrar em casa.

محتوای مرتبط

این کلمه در زبان‌های دیگر

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!