машина
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر travel
авиабилет
B1بلیط هواپیما برای یک پرواز. من یک авиабилет به تهران خریدم.
автобус
A1bus
аэропорт
A1airport
багаж
A2چمدانها و وسایلی که در سفر همراه دارید.
билет
A1ticket
близкий
A1near
близко
A2ایستگاه نزدیک است. / زمستان نزدیک است.
борт
B1The side of a ship or aircraft.
бронировать
A2رزرو کردن محل اقامت یا صندلی.
вверх
A2upwards