match
تعریف
match
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر sports
tävla
A2to compete
poäng
A2یک امتیاز در بازی یا امتحان.
fotboll
A1فوتبال محبوب ترین ورزش در سوئد است.
kasta
A2پرتاب کردن چیزی با دست.
lek
A2بازی یا فعالیت تفریحی، به ویژه برای کودکان.
simma
A1شنا کردن. او دوست دارد در دریا شنا کند.
sport
A1sport
träna
A1تمرین کردن یا ورزش کردن. 'من در باشگاه تمرین میکنم' (Jag tränar på gymmet) و 'او در حال تمرین تلفظ است' (Hon tränar på uttalet).
förlorare
B1loser
lopp
B1مسابقه یا گذر زمان. 'در دراز مدت' به سوئدی میشود 'i det långa loppet'.