ธนาคาร
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر work
ขยัน
A1او در کارش بسیار کوشا است.
ขาย
A1To sell
งาน
A11. کار؛ شغل. من هر روز کار می کنم. 2. مراسم؛ جشن. جشن تولد عالی بود.
ทำ
A1انجام دادن؛ ساختن. برای کارهای عمومی و ساختن اشیا استفاده میشود.
ทำงาน
A1کار کردن. او هر روز در بانک کار می کند.
พนักงาน
A1Staff or employee
พ่อครัว
A1Male chef or cook
วิศวกร
A1واژه 'วิศวกร' به معنای مهندس است، کسی که ماشینآلات یا سازهها را طراحی و اجرا میکند.
เลิก
A1To stop; to break up; to finish
แม่ครัว
A1Female chef or cook