กิน
A1verb
خوردن. رایجترین کلمه برای غذا خوردن در زبان تایلندی.
کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.
مجموع کلمات
511
نتیجه
511
موضوعات
18
صفحات
15
A0
0
A1
511
A2
0
B1
0
B2
0
C1
0
C2
0
verb
خوردن. رایجترین کلمه برای غذا خوردن در زبان تایلندی.
preposition
With; and
noun
Mirror or glass
noun
Paper
noun
Pan
noun
کیف؛ کیف پول؛ جیب.
verb
To return or go back
verb
ترسیدن از چیزی. 'من از مار میترسم' میشود 'Phom klua ngu'.
noun
Noodles
adjective
Wide
noun
من ورزش را دوست دارم. (I like sports.)
noun
Before
noun
Pants; trousers
noun
Coffee
adverb
او دارد غذا میخورد. (กำลังกิน)
noun
کیلوگرم واحد اصلی جرم است که در تایلند استفاده میشود.
verb
To ride (bike, animal)
verb
بالا رفتن؛ سوار شدن (وسیله نقلیه).
noun
میان وعده یا دسر. به عنوان مثال: 'من شیرینی می خورم' (من شیرینی می خورم).
verb
To drive
noun
Bitter
adjective
او در کارش بسیار کوشا است.
noun
Right (direction)
verb
To ask for; please
preposition
Of; belonging to
verb
To thank; thank you
verb
To apologize; excuse me; sorry
noun
Leg
noun
بالا، طبقه بالا. برای اشاره به مکانی بالاتر استفاده میشود.
noun
پایین یا طبقه پایین. برای مثال: 'گربه پایین است.'
preposition
جلو یا در پیش رو. برای اشاره به مکان فیزیکی یا آینده استفاده میشود.
preposition
پشت؛ در عقب. برای نشان دادن موقعیت مکانی در پشت یک شی استفاده می شود.
verb
To cross
verb
To sell
noun
Rice; food in general
noun
Shrimp or prawn
ما از کوکیهای ضروری برای ورود، امنیت و تنظیمات استفاده میکنیم. تحلیلهای اختیاری فقط در صورت موافقت شما فعال میشوند.
برای تجربهای سریعتر و شبیه به اپلیکیشن، به صفحه اصلی خود اضافه کنید
Fastest option
هنوز مکالمهای نداری.
پشتیبانی هوش مصنوعی
میخوای تیکت پشتیبانی بسازی؟ یک نفر واقعی بهت کمک میکنه.
پیامهای رایگانت رو استفاده کردی
برای چت نامحدود با هوش مصنوعی ثبتنام کنساختهشده با هوش مصنوعی — پاسخها همیشه دقیق نیستند