陆地
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر nature
观赏
A2to view, to admire (scenery)
探险
B1to explore
空气
A1Air
沿着
A2along
始终
A2from beginning to end; always
动物
A1حیوان. موجود زندهای که حرکت میکند و تغذیه میکند.
靠近
A2نزدیک شدن به چیزی یا نزدیک بودن به چیزی.
人工
A2مصنوعی؛ ساخت بشر. مثال ها: 1. دریاچه مصنوعی (人工湖). 2. هوش مصنوعی (人工智能).
秋天
A1autumn; fall
蔚蓝
A2azure; sky blue