A1 adjective Neutre #2,000 le plus courant 1 min de lecture

فرعی

far'i fæˈrˈiː

Used for things that are secondary, less important, or not the main focus, in contrast to primary matters.

Mot en 30 secondes

  • Secondary in importance or rank.
  • Not the main focus or priority.
  • Can be minor, subsidiary, or less crucial.
  • Opposite of 'main' or 'primary'.

Overview

کلمه «فرعی» در زبان فارسی، صفتی است که برای بیان اولویت و اهمیت به کار می‌رود. معنای اصلی آن «غیر اصلی»، «ثانویه»، «وابسته» یا «درجه دوم» است. این واژه در مقابل «اصلی»، «اساسی»، «مهم» یا «درجه اول» قرار می‌گیرد. درک تفاوت بین موارد اصلی و فرعی، چه در زندگی روزمره و چه در مسائل تخصصی‌تر، بسیار مهم است.

نکات ظریف و بار معنایی:

«فرعی» لزوماً به معنای بی‌ارزش یا غیرمهم نیست، بلکه به معنای کمتر مهم در مقایسه با یک اولویت دیگر است. گاهی اوقات یک موضوع فرعی می‌تواند در شرایط خاص اهمیت پیدا کند یا حتی در بلندمدت به یک موضوع اصلی تبدیل شود. این کلمه بار معنایی خنثی دارد و بسته به متن، می‌تواند به صورت مثبت یا منفی برداشت شود. برای مثال، «راه‌های فرعی» ممکن است امن‌تر و زیباتر از راه‌های اصلی باشند، اما «جزئیات فرعی» در یک گزارش ممکن است باعث اتلاف وقت شوند.

الگوهای کاربرد:

۱. رسمی در مقابل غیررسمی: «فرعی» واژه‌ای نسبتاً رایج در هر دو سطح گفتاری و نوشتاری است. در مکالمات روزمره، ممکن است به جای آن از کلماتی مانند «دمِ دستی»، «کوچیک» یا «کم‌اهمیت» استفاده شود، اما «فرعی» نیز کاملاً قابل درک و پذیرفته شده است. در نوشتار رسمی، متون علمی، گزارش‌ها و اسناد اداری، کاربرد «فرعی» بسیار رایج و مناسب است.

۲. نوشتاری در مقابل گفتاری: در نوشتار، به‌ویژه در متون تحلیلی، فنی، حقوقی و علمی، «فرعی» برای تفکیک مراتب اهمیت به وفور استفاده می‌شود. در گفتار نیز، بسته به موقعیت، می‌توان از آن استفاده کرد.

۳. تفاوت‌های منطقه‌ای: تفاوت چشمگیری در کاربرد این واژه در مناطق مختلف ایران وجود ندارد و معنای آن در سراسر کشور یکسان است.

بافت‌های رایج:

  • کار و شغل: در محیط‌های کاری، تصمیمات، وظایف یا پروژه‌ها می‌توانند «اصلی» یا «فرعی» باشند. مثلاً، «یک وظیفه فرعی» ممکن است به کارهای جانبی یک پروژه بزرگ اشاره داشته باشد.
  • تحصیل و دانشگاه: در مباحث درسی، تحقیقات یا مقالات، مفاهیم، منابع یا نکات می‌توانند «اصلی» یا «فرعی» باشند. مثلاً، «منابع فرعی» برای مطالعه بیشتر یا «نکات فرعی» در یک سخنرانی.
  • زندگی روزمره: در برنامه‌ریزی‌ها، گفتگوها یا حتی در توصیف مسیرها (مانند «خیابان فرعی») کاربرد دارد. «اولویت‌های فرعی» در زندگی شخصی.
  • رسانه و ادبیات: در خبرها، تحلیل‌ها، داستان‌ها و رمان‌ها برای بیان اهمیت نسبی موضوعات یا شخصیت‌ها به کار می‌رود. «شخصیت فرعی» در یک داستان.

مقایسه با کلمات مشابه:

  • جزئی: «جزئی» به بخش‌های کوچک یک کل اشاره دارد، در حالی که «فرعی» بیشتر به اولویت و اهمیت نسبی می‌پردازد. یک موضوع می‌تواند «جزئی» اما «اصلی» باشد (مثلاً جزئیات مهم یک قرارداد). همچنین، یک موضوع می‌تواند «کلی» اما «فرعی» باشد (مثلاً یک پروژه بزرگ اما کم‌اهمیت).
  • حاشیه‌ای: «حاشیه‌ای» به چیزی اشاره دارد که در کنار یا پیرامون موضوع اصلی قرار گرفته و ارتباط مستقیمی با آن ندارد یا اهمیت بسیار کمی دارد. «فرعی» بیشتر به سلسله‌مراتب اهمیت مربوط است.
  • ثانویه: «ثانویه» به معنای دوم یا بعدی است و می‌تواند هم‌معنی «فرعی» باشد، اما گاهی اوقات به ترتیب زمانی یا مراحل هم اشاره دارد. «فرعی» بیشتر بر اهمیت تأکید دارد.

لحن و سطح رسمی بودن:

«فرعی» واژه‌ای خنثی است و می‌تواند در سطوح مختلف رسمی بودن به کار رود. در نوشتار رسمی و علمی، کاربرد آن کاملاً مناسب است. در گفتار روزمره نیز، اگرچه ممکن است کلمات ساده‌تری ترجیح داده شوند، اما استفاده از آن نشان‌دهنده دقت در بیان است. باید از استفاده بیش از حد آن در مواقعی که تأکید بر اهمیت موضوع است، خودداری کرد.

هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • مسئله فرعی: موضوع یا مشکلی که اولویت کمتری دارد.
  • اهمیت فرعی: ارزشی کمتر در مقایسه با اهمیت اصلی.
  • وظیفه فرعی: کاری که در کنار کارهای اصلی انجام می‌شود.
  • راه‌های فرعی: جاده‌ها یا کوچه‌هایی که به جاده اصلی متصل‌اند یا از آن منشعب می‌شوند.
  • شخصیت فرعی: کاراکتری در داستان که نقش اصلی را ندارد.
  • نکات فرعی: جزئیاتی که اهمیت کمتری دارند.
  • مطالعات فرعی: تحقیقات یا بررسی‌های جانبی.
  • تیم فرعی: گروهی که وظایف کم‌اهمیت‌تر را بر عهده دارد.

درک این تمایزها به زبان‌آموز کمک می‌کند تا بتواند با دقت بیشتری از این واژه در موقعیت‌های مختلف استفاده کند و منظور خود را به روشنی بیان نماید.

📝

Notes d'usage

The word 'فرعی' is neutral and widely understood across formal and informal contexts. While it implies lesser importance, avoid using it to dismiss something that might still require attention. In technical or academic writing, it's crucial for distinguishing priorities. In casual conversation, simpler terms might sometimes be preferred, but 'فرعی' remains perfectly acceptable.

⚠️

Erreurs courantes

Learners sometimes equate 'فرعی' with 'unimportant' or 'irrelevant', which isn't always true. A secondary task ('وظیفه فرعی') is often necessary. Also, confusing it with 'جزئی' (detailed) can lead to miscommunication; something can be a 'جزئی' aspect but still of 'اصلی' importance.

💡

Astuce mémo

Imagine a 'main road' (جاده اصلی) and a smaller 'side road' branching off it. The side road is 'فرعی' – it exists but isn't the primary route.

📖

Origine du mot

The word 'فرعی' comes from the Arabic root 'فرع' (far'a), meaning 'branch'. It evolved to mean something that branches off from a main trunk, hence taking on the meaning of secondary or subsidiary in importance.

🌍

Contexte culturel

The concept of hierarchy and distinguishing between primary and secondary matters is important in many aspects of Iranian culture, from family structure to business dealings. Using 'اصلی' and 'فرعی' helps articulate these distinctions clearly and respectfully.

Exemples

1

تمرکز اصلی ما روی پروژه الف است، اما وظایف فرعی را نیز باید انجام دهیم.

business

Our main focus is on Project A, but we also need to complete the secondary tasks.

2

در این تحقیق، یافته‌های اصلی مهم‌تر از نکات فرعی هستند.

academic

In this research, the main findings are more important than the secondary points.

3

برای رسیدن به مقصد، باید از خیابان‌های فرعی عبور کنیم.

everyday

To reach the destination, we have to pass through side streets.

4

شخصیت او در داستان کاملاً فرعی بود و تأثیر کمی بر روند ماجرا گذاشت.

literary

His character in the story was completely secondary and had little impact on the plot.

5

این یک مسئله فرعی است؛ اول باید به مشکل اصلی بپردازیم.

informal

This is a minor issue; we must address the main problem first.

6

شرکت تصمیم گرفت تا بخش‌های فرعی کسب‌وکار را واگذار کند.

business

The company decided to divest its subsidiary business units.

7

لطفاً به جزئیات فرعی توجه نکنید و اصل مطلب را در نظر بگیرید.

formal

Please don't pay attention to the minor details and consider the main point.

8

هرچند او نقش فرعی داشت، اما بازی‌اش بسیار تاثیرگذار بود.

everyday

Although he had a minor role, his performance was very impactful.

Collocations courantes

مسئله فرعی Minor issue / Secondary matter
اهمیت فرعی Secondary importance
وظیفه فرعی Subsidiary task / Minor duty
راه فرعی Side road / Minor road
شخصیت فرعی Minor character
نکات فرعی Minor points / Subsidiary details
پروژه فرعی Subsidiary project
امور فرعی Secondary affairs / Minor matters

Phrases Courantes

مسائل فرعی را کنار بگذار

Set aside the minor issues

اولویت اصلی و فرعی

Primary and secondary priorities

از مسیر فرعی رفتن

To take a side road / To go off on a tangent

Souvent confondu avec

فرعی vs جزئی

'جزئی' (Joz'i) means 'part of' or 'detailed aspect', focusing on being a component. 'فرعی' (Fari) focuses on secondary importance or rank. A detail can be minor ('جزئی') but still important, or a whole aspect can be secondary ('فرعی') but still significant.

فرعی vs حاشیه‌ای

'حاشیه‌ای' (Hāsheye'i) means 'marginal' or 'peripheral', implying something is off to the side and perhaps irrelevant. 'فرعی' (Fari) implies a lower rank within a hierarchy, but not necessarily irrelevance.

فرعی vs ثانویه

'ثانویه' (Sānoviyeh) means 'secondary' often in terms of order or time (like 'high school' - 'دبیرستان ثانویه'). 'فرعی' (Fari) specifically refers to importance or priority, making it a more direct opposite of 'اصلی' (main/primary) in terms of significance.

Modèles grammaticaux

صفت + اسم: راه فرعی، مسئله فرعی، وظیفه فرعی اسم + حرف اضافه + صفت: تمرکز بر مسائل فرعی ضمیر اشاره + اسم + صفت: این یک نکته فرعی است. قید + صفت: کاملاً فرعی، نسبتاً فرعی مقایسه: این از آن موضوع اصلی فرعی‌تر است. در جمله اسنادی: این وظیفه فرعی است.
💡

Focus on Priority

Think of 'fari' (فرعی) as relating to lower priority. When deciding if something is 'fari', ask yourself: 'Is this the main goal or a secondary one?'

⚠️

Don't Confuse with 'Unimportant'

While 'fari' means less important, it doesn't always mean completely unimportant. Sometimes secondary tasks are still necessary for the main goal.

🌍

Hierarchy in Persian

Persian culture often values clear hierarchies. Using 'asli' (اصلی - main) and 'fari' (فرعی - secondary) helps express this structure in various contexts, from work to family.

🚀

Context is Key

The distinction between 'asli' and 'fari' can shift. A 'fari' issue in one context might become 'asli' if circumstances change or if viewed from a different perspective.

Teste-toi

fill blank

Fill in the blank with the most appropriate word.

در این گزارش، باید روی نکات ______ تمرکز کنیم و از پرداختن به جزئیات ______ خودداری کنیم.

✓ Correct ! ✗ Pas tout à fait. Rponse correcte : اصلی / فرعی

The sentence contrasts the main points to focus on with details to avoid, making 'اصلی' (main) and 'فرعی' (secondary) the best fit.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'فرعی' in the following sentence.

این جاده یک جاده فرعی است و به شهر اصلی نمی‌رسد.

✓ Correct ! ✗ Pas tout à fait. Rponse correcte : A secondary road, not the main one.

In this context, 'جاده فرعی' directly contrasts with the 'شهر اصلی' (main city), indicating a road of secondary importance or connection.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct and meaningful sentence.

وظایف / از / فرعی / هستند / این / کار / تمرکز / اصلی / بر

✓ Correct ! ✗ Pas tout à fait. Rponse correcte : تمرکز اصلی بر این کار است و وظایف از کارهای فرعی هستند.

The sentence correctly distinguishes between the main focus ('تمرکز اصلی') and secondary tasks ('وظایف فرعی').

error correction

Find and correct the error in the sentence.

اهمیت این موضوع کاملاً فرعی است و نباید به آن توجه کرد.

✓ Correct ! ✗ Pas tout à fait. Rponse correcte : اهمیت این موضوع جزئی است و نباید به آن توجه کرد.

Saying something is 'completely secondary' ('کاملاً فرعی') and should be ignored is contradictory. If it's truly secondary, it might still warrant some attention. Using 'جزئی' (minor/detailed) or rephrasing might be better depending on the intended meaning.

🎉 Score : /4

Aides visuelles

Word Family

فرعی

Nouns

  • فرعیّت

Related Concepts

  • اصلی
  • ثانویه
  • جزئی
  • حاشیه‌ای

Usage Contexts

Academic

  • مطالعات فرعی
  • نکات فرعی

Daily Life

  • خیابان فرعی
  • اولویت فرعی

Work

  • وظیفه فرعی
  • پروژه فرعی

Literature

  • شخصیت فرعی

Questions fréquentes

8 questions

«جزئی» به بخش‌های کوچک یک کل اشاره داره، ولی «فرعی» بیشتر به اولویت و اهمیت نسبی می‌پردازه. یه نکته می‌تونه جزئی باشه ولی خیلی مهم، یا کلی باشه ولی فرعی.

نه لزوماً. «فرعی» یعنی درجه دوم یا کمتر مهم، نه لزوماً بی‌ارزش. گاهی یه موضوع فرعی می‌تونه در شرایط خاص اهمیت پیدا کنه.

در بحث‌های کاری، تحصیلی، گزارش‌ها، تحلیل‌ها، و حتی در مکالمات روزمره برای صحبت از اولویت‌ها یا جزئیات کم‌اهمیت‌تر.

باید به اولویت و نقش اون چیز در اون موقعیت خاص نگاه کنی. چیزی که مستقیماً به هدف اصلی مربوطه و بیشترین اهمیت رو داره، «اصلی» هست و بقیه «فرعی».

معنی اصلی کلمه «فرعی» در لهجه‌های مختلف زبان فارسی تفاوت چندانی نداره و در کل کشور یکسان فهمیده می‌شه.

بله، بسته به متن می‌تونید از کلماتی مثل «غیر اصلی»، «ثانویه»، «کم‌اهمیت»، «جزئی» یا «حاشیه‌ای» استفاده کنید، اما هر کدوم ممکنه بار معنایی کمی متفاوت داشته باشن.

یعنی جاده‌ها یا کوچه‌هایی که از جاده اصلی جدا می‌شن یا به اون وصل می‌شن و معمولاً ترافیک کمتر و اهمیت کمتری نسبت به جاده اصلی دارن.

یعنی شخصیتی که نقش اصلی رو در داستان بازی نمی‌کنه و داستان بیشتر حول محور شخصیت‌های اصلی می‌چرخه.

Ce mot dans d'autres langues

C'tait utile ?
Pas encore de commentaires. Soyez le premier à partager vos idées !