B1 adverb ニュートラル 1分で読める

بی‌درنگ

bi-derang /biːdæˈrænɡ/

Use 'bidarangg' to convey that an action was done instantly and without hesitation.

30秒でわかる単語

  • Means immediately, without any delay.
  • Used to emphasize prompt action.
  • Common in commands and reactions.

Overview

واژه «بی‌درنگ» یکی از قیدهای رایج در زبان فارسی است که برای تاکید بر سرعت و فوری بودن انجام یک عمل به کار می‌رود. این کلمه از ترکیب «بی» (به معنای بدون) و «درنگ» (به معنای تاخیر، مکث، توقف) ساخته شده و مفهوم «بدون تاخیر» را می‌رساند. استفاده از این قید در موقعیت‌های مختلف، از مکالمات روزمره گرفته تا متون رسمی، نشان‌دهنده اهمیت سرعت عمل و عدم تعلل است.

«بی‌درنگ» معمولاً قبل یا بعد از فعل اصلی جمله می‌آید تا زمان انجام آن را مشخص کند. این قید می‌تواند به تنهایی یا همراه با عبارات دیگری که بر فوریت دلالت دارند، به کار رود. برای مثال، می‌توان گفت: «او بی‌درنگ درخواست را پذیرفت» یا «لطفاً این پیام را بی‌درنگ به مدیر برسانید». همچنین می‌توان آن را با قیدهای زمانی دیگر ترکیب کرد، مانند «همان لحظه بی‌درنگ» که تاکید بیشتری بر فوریت دارد.

این قید در موقعیت‌های متعددی کاربرد دارد:

  1. 1دستورات و فرمان‌ها: هنگام دادن یک دستور که باید فوراً اجرا شود. مثال: «بلافاصله و بی‌درنگ چراغ‌ها را خاموش کن.»
  1. 1واکنش‌های سریع: توصیف واکنش فوری به یک اتفاق یا خبر. مثال: «با شنیدن خبر، او بی‌درنگ به سمت خانه دوید.»
  1. 1تصمیم‌گیری‌های آنی: نشان دادن اینکه تصمیمی بدون فوت وقت گرفته شده است. مثال: «او پس از بررسی کوتاه، بی‌درنگ موافقت کرد.»
  1. 1خدمات اورژانسی: در موقعیت‌هایی که نیاز به اقدام سریع است، مانند امداد و نجات. مثال: «تیم امدادی بی‌درنگ خود را به محل حادثه رساند.»

«فوراً» نیز به معنای بلافاصله و بدون تاخیر است و شباهت زیادی با «بی‌درنگ» دارد. هر دو قید در بسیاری از موارد قابل جایگزینی هستند. با این حال، «بی‌درنگ» گاهی حس قوی‌تری از عدم وجود هرگونه مکث یا تردید را منتقل می‌کند.

«عاجلاً» بیشتر در مکاتبات اداری و رسمی برای تاکید بر ضرورت انجام سریع یک کار به کار می‌رود و مفهوم فوریت و اهمیت بالا را می‌رساند. «بی‌درنگ» کاربرد عمومی‌تری دارد.

«بلافاصله» به معنای «پس از آن بلافاصله» و بدون فاصله زمانی است. این قید نیز بسیار شبیه «بی‌درنگ» است و اغلب به جای آن به کار می‌رود. تفاوت ظریفی بین این دو وجود ندارد و هر دو برای بیان فوریت استفاده می‌شوند.

例文

1

لطفاً این گزارش را بی‌درنگ برای من ارسال کنید.

everyday

Please send me this report immediately.

2

ماموران آتش‌نشانی بی‌درنگ به محل حادثه اعزام شدند.

formal

The firefighters were dispatched to the scene of the accident without delay.

3

وقتی دیدم داره میاد، بی‌درنگ رفتم قایم شدم!

informal

When I saw him coming, I hid instantly!

4

تحقیقات بی‌درنگ پس از دریافت اطلاعات جدید آغاز شد.

academic

The investigation commenced immediately upon receipt of the new information.

よく使う組み合わせ

بی‌درنگ پاسخ دادن to respond immediately
بی‌درنگ اقدام کردن to act at once
بی‌درنگ موافقت کردن to agree instantly

よく使うフレーズ

بی‌درنگ انجام بده

Do it immediately

بی‌درنگ خبر بده

Inform immediately

بی‌درنگ رسیدن

To arrive instantly

よく混同される語

بی‌درنگ vs اندکی

'Andaki' means 'a little' or 'slightly', referring to a small amount or degree, whereas 'bidarangg' means 'immediately' or 'without delay'.

بی‌درنگ vs گاهی

'Gaahi' means 'sometimes' or 'occasionally', indicating infrequency, while 'bidarangg' refers to immediate action.

文法パターン

فاعل + بی‌درنگ + فعل فاعل + فعل + بی‌درنگ

How to Use It

使い方のコツ

The word 'bidarangg' is a versatile adverb used in both spoken and written Persian. It emphasizes the absence of any pause or hesitation. It is commonly used in contexts requiring urgency or immediate response.


よくある間違い

Learners might sometimes confuse 'bidarangg' with words indicating duration or frequency. Ensure you use it only when the meaning is 'instantly' or 'without delay'. Avoid using it where words like 'gradually' or 'sometimes' are appropriate.

Tips

💡

Emphasize Instant Action

Use 'bidarangg' when you want to highlight that something happened right away, without any pause.

⚠️

Avoid Overuse

While useful, using 'bidarangg' too frequently in a text might make it sound repetitive. Vary your vocabulary.

🌍

Cultural Value of Promptness

In many Persian-speaking cultures, promptness and efficiency are valued. Using 'bidarangg' can reflect this cultural appreciation for quick action.

語源

The word 'bidarangg' is a compound word in Persian. 'Bi' (بی) means 'without', and 'darang' (درنگ) means 'delay' or 'hesitation'. Thus, 'bidarangg' literally translates to 'without delay'.

文化的な背景

In Persian culture, promptness in responding to requests or emergencies is often seen as a sign of respect and efficiency. Using 'bidarangg' appropriately can reflect an understanding of these cultural values.

覚え方のコツ

Think of 'bidarangg' as 'bee-dar-rang', meaning 'no color' or 'no shade' of delay. The action is so quick, there's no room for any 'shade' of waiting.

よくある質問

4 問

بله، «بی‌درنگ» به معنای انجام کاری بلافاصله و بدون هیچ‌گونه تاخیر یا مکث است. این کلمه تاکید زیادی بر سرعت عمل دارد.

مترادف‌های رایج «بی‌درنگ» عبارتند از: «فورا»، «بلافاصله»، «سریعاً»، «همان دم»، و «لحظه‌ای». بسته به بافت جمله، ممکن است یکی از این کلمات مناسب‌تر باشد.

«بی‌درنگ» در جملاتی که نیاز به تاکید بر سرعت عمل است، کاربرد دارد؛ مانند دستورات، واکنش‌های سریع به اتفاقات، یا تصمیم‌گیری‌های آنی.

بله، «بی‌درنگ» هم در زبان رسمی و هم در زبان غیررسمی کاربرد دارد و به دلیل رساندن مفهوم فوریت، در هر دو نوع گفتار و نوشتار رایج است.

自分をテスト

fill blank

لطفاً این نامه را ___ به دفتر پست برسانید.

正解! おしい! 正解: بی‌درنگ

کلمه «بی‌درنگ» به معنای بلافاصله است و با مفهوم رساندن نامه در اسرع وقت مطابقت دارد.

multiple choice

او با شنیدن صدای کمک، بی‌درنگ به سمت پنجره دوید.

正解! おしい! 正解: فوراً

«فوراً» به معنای بلافاصله و بدون تاخیر است و بهترین جایگزین برای «بی‌درنگ» در این جمله محسوب می‌شود.

sentence building

دستور, من, را, بی‌درنگ, شنیدم, و, اجرا, کردم

正解! おしい! 正解: من دستور را شنیدم و بی‌درنگ اجرا کردم.

این ترتیب کلمات، ساختار دستوری صحیح و معنای روشنی را ایجاد می‌کند که در آن «بی‌درنگ» به فعل «اجرا کردم» اشاره دارد.

スコア: /3

役に立った?
まだコメントがありません。最初に考えをシェアしましょう!