A2 adjective ニュートラル #5,000 よく出る 1分で読める

پر قیمت

por-gheymat /peɾ ɢijmæt/

Per qimat describes something that has a high price and costs a lot of money.

30秒でわかる単語

  • Describes items or services that cost a lot.
  • Used when something is expensive or high-priced.
  • Common in everyday shopping and discussions.

Overview

واژه «پر قیمت» در زبان فارسی برای بیان ارزش بالای مالی یک کالا یا خدمت به کار می‌رود. این صفت نشان‌دهنده این است که برای به دست آوردن آن چیز، باید پول قابل توجهی هزینه کرد. این کلمه بار معنایی خود را از ترکیب «پر» (به معنی زیاد، فراوان) و «قیمت» (بهای کالا یا خدمت) می‌گیرد و در نتیجه به معنای «دارای قیمت زیاد» است. این صفت معمولاً در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که فرد می‌خواهد گرانی چیزی را بیان کند، چه به صورت توصیفی و چه به صورت انتقادی.

«پر قیمت» معمولاً قبل یا بعد از اسم می‌آید و آن را توصیف می‌کند. همچنین می‌تواند به صورت متمم فعل قرار گیرد. در زبان محاوره، این کلمه به وفور یافت می‌شود و بیانگر یک واقعیت اقتصادی برای مصرف‌کننده است. گاهی اوقات برای تأکید بیشتر، صفات دیگری مانند «خیلی» یا «بسیار» قبل از آن می‌آیند، هرچند خود «پر قیمت» به تنهایی مفهوم گرانی را می‌رساند.

این صفت در بافت‌های مختلفی به کار می‌رود:

خرید و فروش

هنگام صحبت درباره قیمت اجناس در بازار، لباس، خودرو، خانه و غیره.

خدمات

توصیف هزینه‌های بالای خدمات مانند ویزیت پزشک، خدمات هتل یا سفر.

مقایسه

برای مقایسه ارزش دو کالا یا خدمت، یکی «پر قیمت» و دیگری «ارزان» یا «متوسط قیمت» است.

بیان نارضایتی

گاهی اوقات برای ابراز نارضایتی از گرانی یک کالا یا خدمت استفاده می‌شود.

«پر قیمت» با واژگانی مانند «گران»، «بهای زیاد» و «مجلل» هم‌معنی است. «گران» رایج‌ترین مترادف آن است و تقریباً در تمام موارد قابل جایگزینی است. «بهای زیاد» بیشتر یک عبارت است تا یک صفت واحد و معمولاً در جملات رسمی‌تر به کار می‌رود. «مجلل» علاوه بر قیمت بالا، بر زیبایی، شکوه و لوکس بودن نیز تأکید دارد و دایره معنایی محدودتری نسبت به «پر قیمت» دارد. «ارزان» یا «مقرون به صرفه» در مقابل «پر قیمت» قرار می‌گیرند.

例文

1

این ساعت مچی پر قیمت است و فقط افراد ثروتمند آن را می‌خرند.

everyday

This wristwatch is expensive and only wealthy people buy it.

2

بازار املاک در این منطقه به دلیل موقعیت مکانی عالی، بسیار پر قیمت شده است.

formal

The real estate market in this area has become very high-priced due to its excellent location.

3

وای! این کیف خیلی پر قیمت به نظر می‌رسه!

informal

Wow! This bag looks really expensive!

4

تحقیقات نشان می‌دهد که هزینه‌های بالای تحقیق و توسعه، محصولات نهایی را پر قیمت می‌کند.

academic

Research indicates that high research and development costs make the final products costly.

よく使う組み合わせ

خیلی پر قیمت Very expensive
کالای پر قیمت High-priced item
ماشین پر قیمت Expensive car

よく使うフレーズ

قیمتش پر قیمت است

Its price is high

یک چیز پر قیمت

An expensive thing

よく混同される語

پر قیمت گران

'گران' is the most direct synonym and widely interchangeable with 'پر قیمت'. 'پر قیمت' might subtly emphasize the abundance of price, while 'گران' is a straightforward descriptor of high cost.

پر قیمت مجلل

'مجلل' (luxurious) implies not only high price but also elegance, splendor, and grandeur. 'پر قیمت' focuses solely on the cost aspect.

文法パターン

اسم + پر قیمت (مانند: خانه پر قیمت) پر قیمت + است (مانند: این کالا پر قیمت است) خیلی/بسیار + پر قیمت (مانند: یک هتل خیلی پر قیمت)

使い方

使い方のコツ

The term 'پر قیمت' is very common in everyday Persian conversation. It's generally neutral but can carry a slightly negative connotation if used to complain about high costs. In formal writing, synonyms like 'گران‌قیمت' or 'بسیار گران' might be preferred for a more sophisticated tone.


よくある間違い

Learners might overuse it in very formal contexts where a more specific or elevated term is expected. Ensure it fits the register; it's best suited for general conversation and descriptions.

ヒント

💡

Use 'Per Qimat' for High Cost

Use 'پر قیمت' when you want to say something costs a lot of money. It's a common adjective in Persian.

⚠️

Avoid Overuse in Formal Settings

While common, in very formal writing, 'گران‌قیمت' or 'بهای بالا' might be preferred. 'پر قیمت' leans towards everyday conversation.

🌍

Reflects Value Perception

The term 'پر قیمت' often reflects not just the monetary cost but also the perceived value or luxury associated with an item in Persian culture.

語源

The word is a compound of 'پر' (par), meaning 'much' or 'abundant', and 'قیمت' (qeymat), meaning 'price'. Together, they literally translate to 'much price' or 'abundant price'.

文化的な背景

In cultures where showing wealth is valued, 'پر قیمت' items are often admired. Conversely, in contexts emphasizing practicality, the high price might be seen as a disadvantage.

覚え方のコツ

Think of 'پر' as 'full' and 'قیمت' as 'price'. So, 'پر قیمت' means 'full of price', implying a lot of price, hence expensive.

よくある質問

4 問

خیر، «پر قیمت» می‌تواند هم برای توصیف کالاها (مانند لباس، ماشین) و هم برای خدمات (مانند خدمات درمانی، سفر) به کار رود که هزینه بالایی دارند.

«پر قیمت» و «گران» تقریباً هم‌معنی هستند و در بیشتر موارد قابل جایگزینی‌اند. «پر قیمت» ممکن است کمی بر ارزش بالای ذاتی تأکید بیشتری داشته باشد، اما تفاوت چشمگیری ندارند.

نه لزوماً. در حالی که گاهی برای ابراز نارضایتی از گرانی به کار می‌رود، در بسیاری از موارد صرفاً یک توصیف خنثی از قیمت بالای یک کالا یا خدمت لوکس است.

می‌توانید آن را قبل یا بعد از اسم بیاورید، مانند «این ساعت پر قیمت است» یا «خرید یک خانه پر قیمت برای همه ممکن نیست».

自分をテスト

fill blank

این خودروی جدید بسیار ______ است و فقط افراد کمی توان خرید آن را دارند.

正解! おしい! 正解: پر قیمت

کلمه «پر قیمت» به معنی گران و با بهای بالا است که با مفهوم جمله مطابقت دارد.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «پر قیمت» است؟

正解! おしい! 正解: گران

«گران» رایج‌ترین و نزدیک‌ترین مترادف به «پر قیمت» است و هر دو به معنای داشتن بهای بالا هستند.

sentence building

کلمات: ساعت، این، است، پر قیمت، مچ دست

正解! おしい! 正解: این ساعت مچ دست پر قیمت است.

این ترتیب کلمات یک جمله صحیح و روان را تشکیل می‌دهد که در آن «پر قیمت» صفت «ساعت مچ دست» است.

スコア: /3

役に立った?
まだコメントがありません。最初に考えをシェアしましょう!