A1 noun Informal 1 min read

بد شانسی

bad shansi bædˈʃɒːnsi

Bad luck refers to a series of unfortunate events beyond one's control, often leading to frustration or a sense of helplessness.

Word in 30 Seconds

  • Unfavorable fortune or ill success.
  • Experiencing repeated negative events.
  • Often seen as fate or bad luck.
  • Common in everyday conversation.

**مفهوم کلی، ظرافت‌ها و بار معنایی:**

«بدشانسی» واژه‌ای است که در زبان فارسی به طور گسترده برای توصیف اتفاقات ناخوشایند و نامطلوبی که بدون دخالت مستقیم فرد رخ می‌دهند، به کار می‌رود. این مفهوم اغلب با حس ناامیدی، درماندگی و گاهی سرزنش خود یا تقدیر همراه است. بدشانسی فقط به معنای عدم موفقیت نیست، بلکه به تجربه‌ی پشت سر هم وقایع نامطلوب اشاره دارد که گویی نیرویی بیرونی یا سرنوشتی شوم در کار است. بار معنایی این واژه می‌تواند از یک اتفاق جزئی و گذرا (مثلاً دیر رسیدن به اتوبوس) تا یک شکست بزرگ و ادامه‌دار (مانند ورشکستگی کسب‌وکار) متغیر باشد. در زبان فارسی، گاهی اوقات بدشانسی به عنوان «قسمت بد» یا «طالع نحس» نیز تعبیر می‌شود که ریشه در باورهای فرهنگی و سنتی دارد.

**الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، گویش‌های منطقه‌ای):**

«بدشانسی» کلمه‌ای نسبتاً رایج و غیررسمی است که هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار غیررسمی (مانند پیامک، شبکه‌های اجتماعی) به وفور یافت می‌شود. در موقعیت‌های رسمی‌تر، ممکن است از عباراتی مانند «عدم موفقیت»، «ناکامی»، «شرایط نامساعد» یا «مشکلات پیش‌بینی نشده» استفاده شود، اما «بدشانسی» همچنان قابل درک است. در گفتار روزمره، مردم اغلب برای توجیه اتفاقات ناگوار یا بیان نارضایتی خود از «بدشانسی» استفاده می‌کنند. مثلاً: «امروز خیلی بدشانسی آوردم!» یا «این چه بدشانسی بود که سرم اومد؟». در برخی گویش‌های منطقه‌ای، ممکن است مترادف‌ها یا عبارات مشابهی برای بیان این مفهوم به کار رود، اما «بدشانسی» در زبان فارسی معیار کاملاً شناخته شده است.

**زمینه‌های رایج کاربرد (کار، تحصیل، زندگی روزمره، رسانه، ادبیات):**

  • زندگی روزمره: این واژه در مکالمات روزمره برای بیان تجربه‌های ناخوشایند بسیار رایج است. « دیروز ماشینم خراب شد، امروز هم کلیدم رو گم کردم، واقعاً بدشانسی آوردم!»
  • محیط کار: در محیط کار، بدشانسی می‌تواند به از دست دادن یک قرارداد مهم، شکست یک پروژه یا مشکلات غیرمنتظره اشاره کند. «با اینکه خیلی تلاش کردیم، به خاطر بدشانسی نتوانستیم پروژه را به موقع تمام کنیم.»
  • تحصیل: در دوران تحصیل، ممکن است دانش‌آموزی به دلیل بیماری در روز امتحان یا اشتباه سهوی در پاسخنامه، نمره بدی بگیرد و آن را نشانه بدشانسی بداند.
  • رسانه و ادبیات: در داستان‌ها، فیلم‌ها و سریال‌ها، شخصیت‌ها اغلب با بدشانسی‌های متعددی روبرو می‌شوند تا درام داستان افزایش یابد. بدشانسی می‌تواند به عنوان یک عنصر داستانی برای پیشبرد قصه یا ایجاد چالش برای قهرمان به کار رود.

**مقایسه با کلمات مشابه (مترادف‌ها و کلمات نزدیک):**

  • نکبت: «نکبت» بار معنایی سنگین‌تر و منفی‌تری نسبت به «بدشانسی» دارد و بیشتر به بدبختی، فلاکت و ادامه‌دار بودنِ یک وضعیت بسیار ناگوار اشاره می‌کند. بدشانسی می‌تواند یک اتفاق باشد، اما نکبت معمولاً به یک وضعیت اسفبار و طولانی‌مدت اشاره دارد.
  • بدبیاری: «بدبیاری» تقریباً مترادف «بدشانسی» است و اغلب به جای هم به کار می‌روند. هر دو به نداشتن اقبال خوب اشاره دارند.
  • تقدیر بد / طالع بد: این عبارات جنبه‌ی سرنوشت‌گرایانه‌تری دارند و به باور به اینکه اتفاقات ناگوار از پیش تعیین شده‌اند، اشاره می‌کنند. «بدشانسی» بیشتر بر اتفاقات تمرکز دارد تا یک نیروی ازلی.
  • نامرادی: «نامرادی» به معنای عدم تحقق آرزوها و خواسته‌ها به دلیل شرایط نامساعد یا اقبال بد است و کمی رسمی‌تر از «بدشانسی» است.

**سطح زبانی و لحن (چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی اجتناب کنیم):**

«بدشانسی» واژه‌ای در سطح زبانی خنثی تا کمی غیررسمی است. در مکالمات روزمره، بین دوستان و اعضای خانواده، استفاده از آن کاملاً طبیعی است. در موقعیت‌های رسمی، اداری یا آکادمیک، بهتر است از واژگان دقیق‌تر و رسمی‌تری مانند «مشکلات غیرمنتظره»، «عوامل خارجی نامساعد» یا «شکست در دستیابی به اهداف» استفاده شود. استفاده بیش از حد از «بدشانسی» در موقعیت‌های رسمی ممکن است نشان‌دهنده عدم توانایی در تحلیل منطقی مسائل یا فرار از مسئولیت باشد.

**هم‌آیندها (ترکیبات رایج) همراه با توضیح در متن:**

  • بدشانسی آوردن: این ترکیب رایج‌ترین شکل استفاده از «بدشانسی» است و به معنای تجربه کردن یک اتفاق ناگوار یا نامطلوب است. مثال: «امروز صبح بدشانسی آوردم و کیف پولم را گم کردم.»
  • بدشانسی پشت سر هم: این عبارت بر تکرار و پی‌درپی بودن اتفاقات ناگوار تأکید دارد. مثال: «سه روز است که پشت سر هم بدشانسی می‌آورم؛ اول ماشینم پنچر شد، بعد در محل کار مشکلی پیش آمد و امروز هم...»
  • از بدشانسی: این عبارت برای بیان علت یا دلیل یک اتفاق ناگوار به کار می‌رود، انگار که بدشانسی عامل آن بوده است. مثال: «از بدشانسی، درست وقتی که به جلسه مهمی می‌رفتم، ترافیک سنگینی ایجاد شد.»
  • به بدشانسی کسی خوردن: این عبارت کمی قدیمی‌تر است و به معنای گرفتار شدن در مشکلی است که برای شخص دیگری پیش آمده و فرد نیز به واسطه آن دچار مشکل می‌شود. مثال: «قرار بود با هم برویم سفر، ولی به بدشانسی او خوردیم و سفرمان کنسل شد.»
  • بدشانسی محض: برای تأکید بر شدت یا ناگهانی بودن یک اتفاق بد استفاده می‌شود. مثال: «اینکه در یک روز امتحان، هم مریض شوم و هم اتوبوسم دیر کند، بدشانسی محض است.»

Examples

1

امروز صبح خیلی بدشانسی آوردم، اول کلیدم را جا گذاشتم و بعد ماشینم پنچر شد.

everyday

This morning I had a lot of bad luck; first I forgot my keys, then my car got a flat tire.

2

با وجود تمام تلاش‌های مهندسان، به دلیل بدشانسی و شرایط جوی نامساعد، پرتاب ماهواره با شکست مواجه شد.

formal

Despite all the engineers' efforts, due to bad luck and adverse weather conditions, the satellite launch failed.

3

وای! چقدر بدشانسی! درست وقتی می‌خواستم برنده بشم، اینترنت قطع شد.

informal

Oh no! What bad luck! Just when I was about to win, the internet went down.

4

در تحلیل آماری نتایج، محققان به این نتیجه رسیدند که برخی از شکست‌ها صرفاً ناشی از بدشانسی بوده‌اند، نه ضعف در روش تحقیق.

academic

In the statistical analysis of the results, researchers concluded that some failures were purely due to bad luck, not weaknesses in the research methodology.

5

سرنوشت او پر از بدشانسی‌های تلخ بود؛ از دست دادن خانواده در کودکی و سپس ورشکستگی در جوانی.

literary

His destiny was full of bitter misfortunes; losing his family in childhood and then bankruptcy in youth.

6

این پروژه به دلیل بدشانسی‌های متعدد، مانند تغییر ناگهانی قوانین و عدم همکاری پیمانکار، با تأخیر زیادی مواجه شد.

business

This project faced significant delays due to numerous unlucky events, such as sudden changes in regulations and the contractor's lack of cooperation.

7

فکر می‌کنی این اتفاق تقصیر من بود یا صرفاً یک بدشانسی بود؟

everyday

Do you think this incident was my fault, or was it simply bad luck?

8

او معتقد بود که بدشانسی‌هایش ریشه‌های عمیق‌تری دارند و به نحوه نگرشش به زندگی مربوط می‌شوند.

literary

He believed his misfortunes had deeper roots and were related to his attitude towards life.

Common Collocations

بدشانسی آوردن To have bad luck
از بدشانسی Due to bad luck / Unfortunately
بدشانسی پشت سر هم Consecutive bad luck / One misfortune after another
بدشانسی محض Pure bad luck / Utter misfortune
شانس بد Bad luck (often used interchangeably with بدشانسی)
دور از جان شما God forbid (used before mentioning bad luck/misfortune)
طالع بد Ill fate / Bad destiny
روز بد Bad day

Common Phrases

چه بدشانسی!

What bad luck!

بدشانسی پشت سر هم

One bad luck after another

از بد روزگار

Due to the bad times / Unfortunately

شانس بد آوردم

I had bad luck

Often Confused With

بد شانسی vs شانس (Shans)

'شانس' means luck in general, which can be good or bad. 'بدشانسی' specifically refers to bad luck or misfortune. Example: 'شانس آوردم!' (I got lucky!) vs. 'بدشانسی آوردم!' (I had bad luck!).

بد شانسی vs بدبختی (Badbakhti)

'بدبختی' implies a deeper, more prolonged state of misery, poverty, or extreme misfortune. 'بدشانسی' can be a single event or a series of unfortunate occurrences, not necessarily leading to destitution.

بد شانسی vs تقدیر (Taghdir)

'تقدیر' refers to fate or destiny, often seen as predetermined. While bad luck can be attributed to 'تقدیر', 'بدشانسی' focuses more on the unfortunate events themselves rather than the underlying concept of fate.

Grammar Patterns

فاعل + بدشانسی + آوردن + است (مثال: من بدشانسی آوردم) از + بدشانسی + (نتیجه) (مثال: از بدشانسی، قطار دیر کرد) بدشانسی + (صفت) + است (مثال: این یک بدشانسی بزرگ بود) به + بدشانسی + کسی/چیزی + خوردن (مثال: به بدشانسی او خوردیم) به خاطر + بدشانسی (مثال: به خاطر بدشانسی نتوانستیم بیاییم) پر از + بدشانسی (مثال: زندگی‌اش پر از بدشانسی بود)

How to Use It

Usage Notes

The term 'بدشانسی' is generally informal and common in everyday speech. While understood in formal contexts, it might be perceived as less precise or professional. Avoid using it excessively, as it can sometimes imply an unwillingness to take responsibility for outcomes. In some cases, attributing events solely to 'bad luck' might be seen as fatalistic.


Common Mistakes

Learners sometimes confuse 'بدشانسی' (bad luck) with 'بدبختی' (misery/great misfortune). Remember that 'بدشانسی' can be a temporary state or a single event, whereas 'بدبختی' suggests a more severe and lasting condition. Also, avoid translating 'bad luck' directly as 'bad fate' ('تقدیر بد') in all contexts; 'بدشانسی' is often more about chance occurrences.

Tips

💡

Focus on Control

When facing setbacks, acknowledge them but shift your focus to aspects you can influence. Instead of dwelling on 'bad luck', brainstorm actionable steps you can take next.

⚠️

Avoid Overuse

Constantly attributing everything to 'bad luck' can sound like an excuse or show a lack of resilience. Use it sparingly for genuine, uncontrollable misfortunes.

🌍

Fate vs. Chance

In Persian culture, 'bad luck' can sometimes be intertwined with beliefs in fate ('qismat') or destiny. While this can offer comfort, remember that many events are simply a matter of chance or consequence.

🎓

Reframing Setbacks

Advanced learners can reframe 'bad luck' as 'learning opportunities' or 'unexpected challenges'. This subtle shift in perspective can foster growth and problem-solving skills.

Word Origin

The word 'بدشانسی' is a compound word in Persian. 'بد' (bad) means 'bad' or 'unfavorable', and 'شانس' (shans) is borrowed from French 'chance', meaning luck or fortune. Thus, 'بدشانسی' literally translates to 'bad luck'.

Cultural Context

In Iranian culture, there's a common tendency to attribute unexpected negative events to 'bad luck' or 'fate' ('qismat'). This can sometimes serve as a coping mechanism to deal with uncontrollable circumstances. Phrases like 'دور از جان شما' (God forbid, may it not happen to you) are often used before mentioning bad luck to ward it off.

Memory Tip

Imagine a black cat crossing your path (classic bad luck symbol) while you're juggling fragile eggs (representing your plans). The dropped eggs and the scared cat embody 'بدشانسی' – unfortunate events happening unexpectedly.

Frequently Asked Questions

8 questions

«بدشانسی» معمولاً به اتفاقات ناگوار و نامطلوب خاص یا مجموعه‌ای از آن‌ها اشاره دارد، در حالی که «بدبختی» وضعیتی عمیق‌تر، طولانی‌تر و اسفبارتر از فلاکت و رنج مداوم است.

خیر، «بدشانسی» اغلب به اتفاقاتی اشاره دارد که خارج از کنترل فرد هستند و هیچ تقصیری متوجه او نیست. با این حال، گاهی اوقات انتخاب‌های فردی می‌تواند احتمال وقوع اتفاقات ناگوار را افزایش دهد.

بهتر است روی چیزهایی که می‌توانید کنترل کنید تمرکز کنید، از تجربیات خود درس بگیرید و دیدگاه مثبت خود را حفظ کنید. پذیرش اینکه برخی اتفاقات خارج از کنترل ما هستند نیز می‌تواند کمک‌کننده باشد.

بله، در فرهنگ ایرانی، گاهی اوقات اتفاقات بد را به «تقدیر»، «قسمت» یا «طالع بد» نسبت می‌دهند. این دیدگاه ممکن است به فرد احساس آرامش کاذب یا تسلیم بدهد.

در موقعیت‌های بسیار رسمی، اداری یا آکادمیک، بهتر است از عبارات دقیق‌تر و رسمی‌تری مانند «مشکلات پیش‌بینی نشده» یا «عوامل نامساعد» استفاده کنید تا لحن جدی‌تر حفظ شود.

این کلمه بیشتر در مکالمات روزمره، بین دوستان و خانواده یا برای بیان ناراحتی از اتفاقات ناگوار و غیرمنتظره به کار می‌رود.

بله، «بدشانسی» ذاتاً به معنای اقبال بد و اتفاقات ناگوار است و هرگز برای توصیف رویدادهای مثبت به کار نمی‌رود.

می‌توانید بگویید «امروز بدشانسی آوردم» یا «این یک بدشانسی بزرگ بود». همچنین می‌توانید بگویید «به بدشانسی او/آن اتفاق دچار شدیم.»

Test Yourself

fill blank

امروز صبح  آوردم و اتوبوسم را از دست دادم.

Correct! Not quite. Correct answer: بدشانسی

کلمه «بدشانسی» به معنای اتفاق ناگوار و نامطلوب است که با از دست دادن اتوبوس مطابقت دارد.

multiple choice

با اینکه تمام تلاشش را کرد، باز هم به خاطر بدشانسی نتوانست در آزمون قبول شود.

Correct! Not quite. Correct answer: عدم موفقیت به دلیل اقبال بد یا اتفاقات ناگوار

در این جمله، «بدشانسی» به عاملی نامعلوم و خارج از کنترل اشاره دارد که مانع قبولی فرد شده است.

sentence building

آوردم / بدشانسی / امروز / زیاد

Correct! Not quite. Correct answer: امروز زیاد بدشانسی آوردم

ترتیب معمول برای بیان این مفهوم در فارسی، ابتدا قید زمان (امروز)، سپس قید مقدار (زیاد)، سپس مفعول (بدشانسی) و در نهایت فعل (آوردم) است.

error correction

او همیشه با شانس خوبش به موفقیت می‌رسد.

Correct! Not quite. Correct answer: او همیشه با شانس خوبش به موفقیت می‌رسد.

جمله اصلی صحیح است و نیازی به تصحیح ندارد. این تمرین برای اطمینان از درک مفهوم «شانس خوب» در مقابل «بدشانسی» است.

Score: /4

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!