A1 verb Neutral #1,500 most common 1 min read

برداشتن

bardashtan brː dɑːʃtæn

A versatile Persian verb for lifting, picking up, taking, removing, or understanding, used across many contexts.

Word in 30 Seconds

  • Verb meaning to pick up, lift, or take something.
  • Can also mean to remove, harvest, or understand.
  • Common in everyday speech and writing.
  • Context is key to understanding its specific meaning.

Overview

«برداشتن» یکی از پرکاربردترین افعال زبان فارسی است که دایره معنایی وسیعی دارد و بسته به بافت جمله، معانی مختلفی را منتقل می‌کند. درک این تنوع معنایی برای تسلط بر زبان فارسی ضروری است.

۱. کلیات، ظرافت‌ها و بار معنایی:

معنای اولیه و رایج «برداشتن» عمل فیزیکی بلند کردن چیزی است؛ مثلاً برداشتن یک کتاب از روی میز یا برداشتن یک شیء افتاده. اما این فعل فراتر از این معنای صریح به کار می‌رود. می‌توان از آن برای اشاره به جدا کردن یا گرفتن بخشی از یک کل استفاده کرد، مانند «برداشتن قسمتی از کیک» یا «برداشتن مو از صورت». در معنای مجازی، «برداشتن» می‌تواند به معنای درک، تلقی یا فهم یک موضوع باشد؛ مثلاً «برداشت من از حرف‌های او این بود که...». همچنین در برخی اصطلاحات، بار معنایی خاصی پیدا می‌کند، مثل «برداشتن قدم» که به معنای شروع کردن کاری است.

۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

«برداشتن» فعلی است که هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار به وفور یافت می‌شود. در مکالمات عادی، اغلب به معنای بلند کردن یا گرفتن به کار می‌رود: «لطفاً این جعبه را برایم بردار.» در نوشتار رسمی، ممکن است در معانی دقیق‌تر و گاهی انتزاعی‌تر ظاهر شود، مانند «برداشتن گام‌های مؤثر در جهت توسعه».

از نظر منطقه‌ای، تفاوت چشمگیری در کاربرد این فعل وجود ندارد، اما ممکن است در برخی مناطق، افعال مترادف یا ساختارهای دیگری برای بیان برخی معانی خاص ترجیح داده شوند. با این حال، «برداشتن» در کل ایران درک و استفاده می‌شود.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد (کار، مدرسه، زندگی روزمره، رسانه، ادبیات):

  • زندگی روزمره: «کیفم را از روی زمین برداشتم.»، «این لباس را از مغازه برداشتم.»
  • محل کار: «مدیر پرونده را از روی میز برداشت.»، «باید هزینه‌ها را از بودجه شرکت برداریم.»
  • مدرسه و دانشگاه: «معلم نکته مهمی را از متن برداشت کرد.»، «دانشجو برداشت متفاوتی از درس داشت.»
  • رسانه: در خبرها ممکن است برای اشاره به اقدامات یا تصمیمات استفاده شود: «دولت تعرفه‌ها را برداشت.»
  • ادبیات: در متون ادبی، «برداشتن» می‌تواند بار معنایی عمیق‌تری داشته باشد و برای توصیف حالات روحی یا مفاهیم انتزاعی به کار رود: «غم از دل برداشتن.»

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • گرفتن: «گرفتن» عام‌تر است و می‌تواند به معنای در دست گرفتن، دریافت کردن، یا حتی اجاره کردن باشد. «برداشتن» اغلب با جنبه بلند کردن یا جدا کردن همراه است. مثلاً «کتاب را گرفتم» یعنی آن را در دست گرفتم، اما «کتاب را از قفسه برداشتم» یعنی آن را از جای خود بلند کردم.
  • دست زدن: این فعل معمولاً به معنای لمس کردن است و با «برداشتن» که بر جابجایی فیزیکی تأکید دارد، متفاوت است.
  • حمل کردن: «حمل کردن» به معنای جابجا کردن و انتقال دادن است، در حالی که «برداشتن» بیشتر بر عمل اولیه بلند کردن یا گرفتن تمرکز دارد.

۵. درجه‌بندی و لحن (چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی اجتناب کنیم):

«برداشتن» فعلی خنثی است و در اکثر موقعیت‌ها، از غیررسمی تا نسبتاً رسمی، قابل استفاده است. در موقعیت‌های بسیار رسمی یا اداری، ممکن است ترجیح داده شود از افعال دقیق‌تر و تخصصی‌تری مانند «اخذ کردن»، «استخراج کردن»، یا «حذف کردن» استفاده شود، اما «برداشتن» همچنان در بسیاری از متون رسمی نیز به کار می‌رود. اجتناب از آن در موقعیت‌های خاصی که معنای آن مبهم می‌شود یا فعل دقیق‌تری وجود دارد، توصیه می‌شود.

۶. هم‌آیندها (Collocations) رایج با توضیح در متن:

  • برداشتن تلفن: یعنی پاسخ دادن به تلفن زنگ خورده. «تلفن زنگ خورد، اما کسی برنداشت.»
  • برداشتن قدم: به معنای شروع کردن یک کار یا اقدام، به ویژه کاری مهم یا جدید. «برای شروع کسب‌وکار جدید، باید قدم اول را برداشت.»
  • برداشتن ابرو: در آرایشگاه‌ها به معنای اصلاح و مرتب کردن ابروها. «برای عروسی ابروهایم را برداشتم.»
  • برداشتن بار: می‌تواند به معنای فیزیکی حمل بار باشد یا به معنای پذیرفتن مسئولیت سنگین. «او بار سنگینی را از دوش خانواده برداشت.»
  • برداشتن چیزی از روی زمین: معنای تحت‌اللفظی بلند کردن. «دستمال کاغذی از روی زمین برداشت.»
  • برداشتن سقف: در ساخت‌وساز، به معنای تخریب یا حذف سقف. «برای بازسازی خانه، سقف را برداشتند.»
  • برداشتن استراحت: به معنای پایان دادن به استراحت و شروع مجدد کار. «بعد از ناهار، استراحت را برداشتیم و دوباره شروع به کار کردیم.»
  • برداشتن نگاه: به معنای دزدیدن نگاه یا منصرف شدن از نگاه کردن. «نگاهش را از من برداشت.»

Examples

1

لطفاً این کتاب را از روی میز بردار.

everyday

Please pick up this book from the table.

2

کشاورزان مشغول برداشت محصول گندم هستند.

agriculture

The farmers are busy harvesting the wheat crop.

3

او با برداشتن تلفن، مکالمه را آغاز کرد.

everyday

He started the conversation by picking up the phone.

4

برداشت ما از این وضعیت، متفاوت بود.

formal

Our understanding/interpretation of this situation was different.

5

این هزینه از بودجه‌ی سال آینده برداشته خواهد شد.

business

This cost will be removed/deducted from next year's budget.

6

شاعر در وصف یار، غمی از دل برداشت.

literary

The poet, describing his beloved, lifted a sorrow from his heart.

7

می‌توانی این چمدان را برایم برداری؟ خیلی سنگین است.

informal

Can you lift this suitcase for me? It's very heavy.

8

برای حل این مسئله، باید گام‌های اساسی برداشت.

academic

To solve this problem, fundamental steps must be taken.

Common Collocations

برداشتن تلفن To pick up the phone
برداشتن قدم To take a step / To initiate
برداشتن محصول To harvest a crop
برداشتن بار To lift a load / To shoulder a burden
برداشتن ابرو To have eyebrows shaped/plucked
برداشتن استراحت To stop resting / To resume work
برداشتن سقف To remove a roof
برداشتن نام کسی To mention someone's name (often negatively)

Common Phrases

قدم برداشتن

To take a step

برداشتن ابرو

To have eyebrows shaped

برداشتن تلفن

To answer the phone

برداشتن بار

To lift a load / To take on a burden

برداشتن کسی از روی زمین

To help someone up / pick someone up from the ground

Often Confused With

برداشتن vs گرفتن

'گرفتن' is more general (to take, get, receive, catch), while 'برداشتن' specifically implies lifting or picking up from a surface. Example: 'من نامه را گرفتم' (I received the letter) vs. 'من نامه را از روی میز برداشتم' (I picked up the letter from the table).

برداشتن vs حمل کردن

'حمل کردن' means to carry or transport, focusing on the movement over distance. 'برداشتن' focuses on the initial act of lifting or picking up. Example: 'او بار را برداشت' (He lifted the load) vs. 'او بار را به طبقه بالا حمل کرد' (He carried the load upstairs).

برداشتن vs برداشت (noun)

While related, 'برداشت' (noun) means 'meaning', 'understanding', 'harvest', or 'withdrawal'. 'برداشتن' is the verb form. Example: 'برداشت او از فیلم مثبت بود' (His interpretation of the film was positive) vs. 'او فیلم را برداشت' (He took/picked up the film - less common, usually refers to picking up a physical object).

Grammar Patterns

فاعل + مفعول + برداشتن (مثال: من کتاب را برداشتم) فاعل + حرف اضافه + متمم + برداشتن (مثال: او چیزی را از روی زمین برداشت) استفاده از حالت امری: فعل + (مفعول) (مثال: این را بردار!) استفاده در وجه شرطی: اگر ... بردارد / برمی‌داشت (مثال: اگر این کار را برداری، موفق می‌شوی) استفاده در وجه التزامی: تا ... بردارد / بردارد (مثال: می‌خواهم او این بار را بردارد) کاربرد با حرف اضافه 'از': برداشتن از (مثال: برداشتن پول از بانک)

How to Use It

📝

Usage Notes

While 'برداشتن' is versatile, avoid it in highly technical or legal contexts where more precise verbs exist. In spoken Persian, it's extremely common for physical actions. Figurative use requires careful attention to context. Be mindful of regional preferences, though it's widely understood.


⚠️

Common Mistakes

Learners sometimes use 'گرفتن' when 'برداشتن' is more appropriate for lifting something off a surface. For example, saying 'نامه را گرفتم' instead of 'نامه را از روی میز برداشتم'. Also, confusing the verb 'برداشتن' with the noun 'برداشت' (meaning/harvest) can lead to errors.

Tips

💡

Focus on Physical Actions First

Start by mastering the physical meaning of 'to pick up' or 'to lift'. Practice with common objects around you to build a strong foundation.

⚠️

Avoid Over-literal Translation

Don't assume 'برداشتن' always means 'to pick up'. Pay close attention to the context to grasp its idiomatic or figurative meanings like 'to understand' or 'to remove'.

🌍

Hospitality Gesture

Offering to 'برداشتن' something for a guest, like their coat or bag, is a common gesture of hospitality in Persian culture.

🎓

Nuances in Figurative Use

Explore figurative uses like 'برداشتن قدم' (to take a step/initiate) or 'برداشتن بار' (to shoulder a burden) to add depth to your Persian.

📖

Word Origin

The word 'برداشتن' originates from Middle Persian ('xwar-tan') meaning 'to take', 'to carry'. It evolved from combining 'بر-' (a prefix indicating direction or superiority) with 'داشتن' (to have, to hold), signifying 'to take and hold' or 'to lift up'.

🌍

Cultural Context

The act of 'برداشتن' can symbolize taking responsibility or initiative, as in 'قدم برداشتن'. In hospitality, offering to 'برداشتن' a guest's coat or bag is a polite gesture. The harvest ('برداشت محصول') is a significant cultural event in agricultural societies.

🧠

Memory Tip

Imagine yourself *lifting* a heavy *bar* ('برداشتن' sounds a bit like 'bar') off the ground. The 'bar' is heavy, so you have to really *pick it up*!

Frequently Asked Questions

10 questions

«برداشتن» معمولاً به عمل بلند کردن یا جدا کردن چیزی از یک سطح اشاره دارد، در حالی که «گرفتن» عام‌تر است و می‌تواند به معنای در دست گرفتن، دریافت کردن یا حتی اجاره کردن باشد. مثلاً «کتاب را از روی میز برداشتم» اما «شیشه را گرفتم».

خیر، «برداشتن» معانی مجازی هم دارد. مثلاً «برداشت من از حرف‌های او این بود که...» به معنای تلقی و فهم است، یا «برداشتن قدم» یعنی شروع کردن کاری.

در موقعیت‌های بسیار رسمی یا تخصصی، ممکن است افعال دقیق‌تری مانند «اخذ کردن»، «حذف کردن» یا «استخراج کردن» مناسب‌تر باشند. همچنین اگر معنای فعل مبهم شود، بهتر است از معادل واضح‌تری استفاده کنید.

«برداشتن تلفن» یعنی به تلفنی که زنگ می‌خورد پاسخ دهید. مثلاً «تلفن پشت سر هم زنگ می‌زد، ولی کسی برنداشت.»

این عبارت معمولاً در زمینه آرایش و پیرایش به کار می‌رود و به معنی اصلاح و مرتب کردن ابروها است، به طوری که شکل ظاهری بهتری پیدا کنند.

در کشاورزی، «برداشتن» به معنای جمع‌آوری محصول رسیده از مزرعه است. مثلاً «زمان برداشت گندم فرا رسیده است.»

بله، گاهی اوقات در زبان محاوره به کار می‌رود، اما رایج‌تر است که بگوییم «بیماری از تنش رفت» یا «بهبود یافت». اما «برداشتن بیماری» هم قابل فهم است.

می‌تواند به معنای برداشتن پول از حساب بانکی باشد: «از حسابم ۵۰۰ هزار تومان برداشتم.» یا در معنای گرفتن سود یا بهره: «بانک سود زیادی از این معامله برداشت.»

«جدا کردن» بر عمل تفکیک یا جداسازی تمرکز دارد، در حالی که «برداشتن» اغلب شامل بلند کردن یا گرفتن آن بخش جدا شده است. مثلاً «برگ‌ها را از درخت جدا کردم» ولی «برگ افتاده از روی زمین را برداشتم».

این عبارت کنایه از رفع مسئولیت، مشکل یا نگرانی از کسی است. مثلاً «قبولی در کنکور، بار سنگینی را از دوش او برداشت.»

Test Yourself

fill blank

Fill in the blank with the correct form of 'برداشتن'

لطفاً این جعبه سنگین را برای من ______.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: بردار

The imperative form 'بردار' is needed here as it's a direct request.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'برداشتن' in the following sentence:

برداشت من از سخنان او این بود که موافق نیست.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: To understand/interpret

In this context, 'برداشت' refers to the speaker's interpretation or understanding of someone's words.

sentence building

Arrange the words to form a correct Persian sentence:

قدم / برداشت / او / بزرگی / این / راه / در

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: او قدم بزرگی در این راه برداشت.

The correct sentence structure places the subject ('او') first, followed by the object ('قدم بزرگی'), prepositional phrase ('در این راه'), and finally the verb ('برداشت').

error correction

Find and fix the error in the sentence:

من تلفن را از روی میز گرفتم.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: من تلفن را از روی میز برداشتم.

While 'گرفتن' means to take, 'برداشتن' is more specific for lifting an object from a surface like a table.

🎉 Score: /4

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!