A2 verb Neutral (can lean formal) 1 min read

گزارش دادن

gozaresh dadan gozâreš dâdan

Conveying structured information, factually and often officially, either verbally or in writing.

Word in 30 Seconds

  • To provide an account of events or information.
  • Can be spoken or written.
  • Common in work, school, and news.
  • Implies structured and factual information transfer.

Overview

«گزارش دادن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای انتقال اطلاعات، اخبار، مشاهدات یا نتایج یک رویداد به شخص یا گروهی دیگر است. این انتقال می‌تواند به شکل شفاهی یا کتبی صورت گیرد و اغلب با هدف اطلاع‌رسانی، مستندسازی یا پاسخگویی انجام می‌شود.

۱. مفهوم، ظرافت‌ها و بار معنایی:

در هسته‌ی معنایی، «گزارش دادن» بر انتقالِ آگاهانه و هدفمندِ اطلاعات دلالت دارد. این فعل صرفاً به معنای «گفتن» نیست، بلکه بر ارائه‌ی منظمی از اطلاعات تأکید دارد. بار معنایی این فعل بسته به بافت می‌تواند متفاوت باشد؛ در محیط‌های رسمی و کاری، «گزارش دادن» معمولاً بار معناییِ مسئولیت، دقت و عینیت دارد. در مقابل، در مکالمات روزمره، ممکن است کمی غیررسمی‌تر به کار رود، اما همچنان بر ارائه‌ی اطلاعاتِ مشخص تأکید دارد. به عنوان مثال، «گزارش دادنِ پیشرفت کار» با «گزارش دادنِ اتفاقی که افتاده» تفاوت‌هایی در میزان جزئیات و رسمی بودن دارد.

۲. الگوهای کاربرد:

  • رسمی در مقابل غیررسمی: «گزارش دادن» در هر دو سطحِ رسمی و غیررسمی کاربرد دارد. در محیط‌های اداری، نظامی، دانشگاهی و قضایی، استفاده از این فعل بسیار رایج و حتی ضروری است (مثلاً: «گزارش وضعیت را به فرمانده بدهید»، «دانشجو باید نتایج آزمایش خود را گزارش دهد»). در مکالمات روزمره نیز به کار می‌رود، اما شاید با لحنی ساده‌تر (مثلاً: «آخرین خبرها را به من گزارش بده»، «وقتی رسیدی، خبرش را به من گزارش بده»).
  • کتبی در مقابل شفاهی: این فعل هم برای گزارش‌های شفاهی (مانند گزارش در جلسه، گزارش تلفنی) و هم گزارش‌های کتبی (مانند گزارشِ کار، گزارشِ حادثه، گزارشِ تحقیق) به کار می‌رود. شکل کتبی اغلب نیازمند ساختار، دقت و جزئیات بیشتری است.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: در زبان فارسی معیار، این فعل به طور گسترده‌ای فهمیده و استفاده می‌شود. تفاوت‌های منطقه‌ای در کاربرد آن چشمگیر نیست، اما ممکن است در برخی لهجه‌ها، افعال مترادف یا عبارات جایگزین برای بیان همین مفهوم به کار روند.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • محیط کار: این رایج‌ترین زمینه برای استفاده از «گزارش دادن» است. کارکنان به مدیران، مدیران به هیئت مدیره، و تیم‌ها به یکدیگر گزارش می‌دهند (گزارش فروش، گزارش پیشرفت پروژه، گزارش مالی، گزارش عملکرد).
  • محیط تحصیلی: دانشجویان به اساتید (گزارش آزمایشگاه، گزارش سمینار)، دانش‌آموزان به معلمان (گزارش کتاب، گزارش تحقیق کلاسی) و پژوهشگران به دانشگاه‌ها یا مراکز تحقیقاتی گزارش می‌دهند.
  • زندگی روزمره: در زندگی عادی نیز افراد به یکدیگر در مورد اتفاقات، وضعیت یا مشاهدات خود گزارش می‌دهند (مثلاً: «وضعیت ترافیک را به من گزارش بده»، «هر خبری شد، به من گزارش بده»).
  • رسانه‌ها و اخبار: خبرنگاران و رسانه‌ها به مردم در مورد رویدادها، اخبار و تحولات گزارش می‌دهند (گزارش زنده، گزارش خبری).
  • ادبیات و هنر: در متون ادبی، داستان‌ها یا نمایش‌ها، شخصیت‌ها ممکن است به یکدیگر گزارش دهند یا راوی رویدادها را گزارش کند.
  • حوزه‌های تخصصی: در پزشکی (گزارش بیمار)، حقوق (گزارش پلیس)، مهندسی (گزارش فنی) و سایر حوزه‌ها، «گزارش دادن» نقش حیاتی در ثبت و انتقال اطلاعات دارد.

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • اطلاع دادن: «اطلاع دادن» کلی‌تر است و صرفاً به معنای آگاه کردن کسی از یک موضوع است، بدون لزوماً ارائه‌ی جزئیات یا ساختار. «گزارش دادن» معمولاً شامل جزئیات، نظم و گاهی تحلیل است.
  • بیان کردن: «بیان کردن» به معنای ابراز کردن یک فکر، احساس یا عقیده است و لزوماً جنبه‌ی انتقالِ اطلاعاتِ عینی یا رویداد ندارد.
  • روایت کردن: «روایت کردن» بیشتر به معنای تعریف کردن یک داستان یا شرح دادن یک واقعه به ترتیب زمانی است و بار ادبی یا داستانی قوی‌تری دارد.
  • عرضه کردن: «عرضه کردن» بیشتر به معنای ارائه دادن یک محصول، خدمت یا ایده است و کمتر به معنای ارائه‌ی اطلاعاتِ رویدادی یا تحلیلی به کار می‌رود.

۵. سطح زبانی و لحن:

«گزارش دادن» واژه‌ای نسبتاً خنثی است اما در بافت‌های رسمی، لحن جدی و رسمی‌تری به خود می‌گیرد. در مکالمات غیررسمی، می‌توان از عبارات ساده‌تری مانند «خبر دادن»، «گفتن» یا «تعریف کردن» استفاده کرد. استفاده‌ی مداوم از «گزارش دادن» در مکالمات بسیار صمیمی ممکن است کمی خشک یا رسمی به نظر برسد.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • گزارش کار: شرح وظایف و فعالیت‌های انجام شده در یک دوره زمانی مشخص.
  • گزارش پیشرفت: ارائه‌ی اطلاعات در مورد وضعیت فعلی یک پروژه یا کار.
  • گزارش حادثه: شرح جزئیات یک اتفاق ناگوار یا غیرمنتظره.
  • گزارش مالی: ارائه‌ی اطلاعات مربوط به وضعیت مالی یک سازمان یا پروژه.
  • گزارش خبری: پوشش رسانه‌ای یک رویداد یا خبر.
  • گزارش تحقیق: ارائه‌ی نتایج و یافته‌های یک پژوهش.
  • گزارش روزانه/هفتگی/ماهانه: گزارش‌هایی که در فواصل زمانی منظم ارائه می‌شوند.
  • گزارش به مقامات: ارائه‌ی اطلاعات به افراد در موقعیت‌های قدرت یا مسئولیت.

Examples

1

لطفاً وضعیت آب و هوا را برای فردا به من گزارش دهید.

everyday

Please report tomorrow's weather status to me.

2

کارمندان موظفند پیشرفت پروژه‌ها را به صورت ماهانه گزارش کنند.

business

Employees are obligated to report the progress of projects monthly.

3

دانشجویان باید نتایج آزمایش‌های خود را در قالب یک گزارش کتبی به استاد ارائه دهند.

academic

Students must present their experimental results to the professor in the form of a written report.

4

خبرنگار در حال گزارش زنده از محل حادثه بود.

news

The reporter was giving a live report from the scene of the accident.

5

او گزارش دقیقی از سفری که رفته بود، به خانواده‌اش داد.

everyday

He gave his family a detailed report of the trip he had taken.

6

فرمانده از سرباز خواست تا وضعیت خط مقدم را فوراً گزارش کند.

formal

The commander asked the soldier to report the situation on the front line immediately.

7

در این رمان، راوی اتفاقات گذشته را با جزئیات گزارش می‌کند.

literary

In this novel, the narrator reports the past events in detail.

8

وقتی رسیدی، فقط خبرش رو به من گزارش کن، لازم نیست مفصل باشه.

informal

When you arrive, just report the news to me, it doesn't need to be detailed.

Common Collocations

گزارش کار Work report
گزارش پیشرفت Progress report
گزارش مالی Financial report
گزارش حادثه Incident report
گزارش خبری News report
گزارش تحقیق Research report
گزارش دادن به To report to
گزارش زنده Live report

Common Phrases

گزارش کار روزانه

Daily work report

گزارش وضعیت

Status report

گزارش به مقامات مسئول

Report to the responsible authorities

دادنِ گزارش

Giving a report

Often Confused With

گزارش دادن vs اطلاع دادن

'اطلاع دادن' (to inform) is more general, simply making someone aware. 'گزارش دادن' (to report) implies a more structured, detailed, and often official account.

گزارش دادن vs روایت کردن

'روایت کردن' (to narrate) focuses on telling a story chronologically, often with a narrative or literary style. 'گزارش دادن' is typically factual and objective.

گزارش دادن vs بیان کردن

'بیان کردن' (to express/state) is about articulating thoughts, feelings, or opinions. 'گزارش دادن' is about presenting factual information or events.

Grammar Patterns

فاعل + مفعول (چیزی) + را + به + متمم (کسی) + گزارش دادن (فعل مرکب) فاعل + به + متمم (کسی) + مفعول (چیزی) + را + گزارش دادن گزارش + اسم (مانند: کار، پیشرفت، مالی) + دادن/کردن گزارش + از + اسم (مانند: حادثه، سفر) + دادن/کردن گزارش + دادن + که + جمله گزارش + شدن (در حالت مجهول: گزارش داده شدن)

How to Use It

Usage Notes

While 'گزارش دادن' can be used in informal settings, it carries a more formal connotation than simple 'telling'. In very casual conversation, words like 'گفتن' or 'تعریف کردن' might be preferred. Avoid using it excessively in friendly chats, as it can sound overly official or bureaucratic.


Common Mistakes

Learners might confuse the direct object. You 'report *something*' (گزارشِ چیزی را دادن) or 'report *to someone*' (به کسی گزارش دادن). Avoid simply saying 'گزارش کردن' without specifying what or to whom, as it's less common than 'گزارش دادن'. Ensure correct verb conjugation for tense and person.

Tips

💡

Focus on Structure

When reporting, aim for clarity. Start with the main point, then add details. Use transition words to connect ideas smoothly.

⚠️

Avoid Vagueness

Learners sometimes use 'گزارش دادن' too broadly. Be specific about what you are reporting and to whom. Avoid overly casual language in formal reports.

🌍

Hierarchy Matters

In many Persian-speaking contexts, reporting up a hierarchy (e.g., employee to boss) is a formal duty. Ensure reports are accurate and timely.

🎓

Nuance with Adverbs

Use adverbs like 'به تفصیل' (in detail), 'مختصراً' (briefly), or 'دقیقاً' (accurately) to add precision to your reporting.

Word Origin

The word 'گزارش' originates from Middle Persian 'guzārišn', meaning 'report' or 'narration'. It derives from the verb 'guzārištan' (to report, narrate). The '-دادن' suffix turns it into a compound verb, common in Persian for adding aspect or nuance.

Cultural Context

Reporting is a fundamental part of social and professional life in Iran. From school assignments to workplace duties and even family matters, the act of reporting ensures transparency and accountability. News reporting plays a significant role in public discourse.

Memory Tip

Imagine a 'گزارش' (Gaz-arsh) is like a 'gash' in the surface of events, revealing the details underneath for others to see.

Frequently Asked Questions

8 questions

«خبر دادن» معمولاً به معنای آگاه کردنِ ساده و سریعِ کسی از یک موضوع است، در حالی که «گزارش دادن» بر ارائه‌ی جزئیاتِ بیشتر، ساختارِ منظم و گاهی تحلیلِ اطلاعات تأکید دارد.

خیر، «گزارش دادن» هم در موقعیت‌های رسمی (مثل گزارش کار به مدیر) و هم در موقعیت‌های غیررسمی (مثل گزارش دادنِ اتفاقی به دوست) به کار می‌رود، اما بار معنایی رسمی‌تری دارد.

زمانی که می‌خواهید جزئیاتِ یک رویداد، وضعیت یا نتیجه را به شکلی سازمان‌یافته، چه شفاهی و چه کتبی، به کسی منتقل کنید، به‌ویژه اگر آن شخص نیاز به اطلاعات دقیق دارد.

خیر، «گزارش دادن» می‌تواند برای هر نوع اطلاعاتی به کار رود، چه اتفاقات خوب، چه پیشرفت کار، نتایج تحقیقات، وضعیت مالی و غیره. تمرکز اصلی بر انتقالِ اطلاعات است.

محیط کار (گزارش کار، پروژه)، محیط تحصیلی (گزارش تحقیق، آزمایشگاه)، رسانه‌ها (گزارش خبری) و انتقال اطلاعات مهم در زندگی روزمره از موقعیت‌های رایج هستند.

بله، مثلاً در اخبار می‌گویند «گزارش‌ها حاکی از آن است که...». در این حالت، گزارش به صورت غیرمستقیم و از طریق منابع دیگر منتقل می‌شود.

بسته به بافت، کلماتی مانند «اطلاع دادن»، «بیان کردن»، «شرح دادن»، «روایت کردن» و «عرضه کردن» می‌توانند تا حدی مترادف باشند، اما هر کدام ظرافت‌های معنایی خود را دارند.

با خواندن گزارش‌های واقعی (خبری، کاری، تحقیقاتی) و توجه به ساختار و واژگان مورد استفاده، و همچنین تمرینِ نوشتن یا گفتنِ گزارش‌های کوتاه در مورد موضوعات مختلف.

Test Yourself

fill blank

پلیس در مورد جزئیات حادثه به بازپرس ______.

Correct! Not quite. Correct answer: گزارش داد

The past tense 'داد' fits the context of the police providing details after an event.

multiple choice

او موظف است پیشرفت کار را به صورت هفتگی به مدیرعامل گزارش دهد.

Correct! Not quite. Correct answer: To provide a structured account

The context implies a regular, structured update on progress, not just simple information.

sentence building

باید / نتایج / گزارش / شما / دهید / تحقیق

Correct! Not quite. Correct answer: شما باید نتایج تحقیق را گزارش دهید

The sentence structure requires the subject ('شما'), modal verb ('باید'), object ('نتایج تحقیق'), and the main verb ('گزارش دهید').

error correction

من امروز اتفاقی که در خیابان دیدم را به دوستم گفتم گزارش.

Correct! Not quite. Correct answer: من امروز اتفاقی که در خیابان دیدم را به دوستم گزارش دادم.

The verb 'گزارش دادن' needs to be conjugated correctly ('گزارش دادم') and used as the main verb, not appended after 'گفتم'.

Score: /4

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!