مسئولیتپذیری
Embrace 'مسئولیتپذیری' to signify a proactive commitment to fulfilling duties and accepting the full range of consequences for one's decisions and actions.
Word in 30 Seconds
- Accepting accountability and consequences for one's actions.
- Primarily used in formal and professional settings.
- Register is formal to neutral, conveying seriousness.
- Common mistake: confusing it with 'responsibility' (the duty).
- A highly valued and respected trait in Persian culture.
**مرور کلی (Overview)**
مسئولیتپذیری، مفهومی عمیقتر از صرفاً انجام وظایف است. این واژه به توانایی و تمایل فرد یا یک نهاد برای پذیرش کامل پیامدها و نتایج اقدامات، تصمیمات و قصورهای خود اشاره دارد. این پذیرش شامل عواقب مثبت و منفی میشود و نشاندهنده بلوغ فکری و شخصیتی است. مسئولیتپذیری فراتر از «مسئولیت» که به معنای خود وظیفه یا بار است، یک ویژگی رفتاری و اخلاقی است که فرد را متعهد به پاسخگویی و جبران در صورت لزوم میسازد. بار عاطفی این کلمه مثبت است و حس اعتماد، صداقت و قابلیت اطمینان را القا میکند. جامعه به افرادی که مسئولیتپذیر هستند، به چشم افرادی قابل اتکا و شایسته نگاه میکند. فقدان آن، میتواند به بینظمی، سرزنش دیگران و فرار از عواقب منجر شود.
**الگوهای کاربرد (Usage Patterns)**
«مسئولیتپذیری» عمدتاً در بافتهای رسمی و نیمهرسمی کاربرد دارد. در محیطهای کاری، سازمانی، آموزشی و مدیریتی بسیار رایج است و برای توصیف ویژگیهای رهبران، کارمندان و شهروندان ایدهآل به کار میرود. در مکالمات روزمره نیز میتوان از آن استفاده کرد، اما معمولاً با لحنی جدیتر و در موقعیتهایی که نیاز به تأکید بر اهمیت این ویژگی باشد. در نوشتار، به خصوص در مقالات علمی، گزارشهای مدیریتی، متون حقوقی و تحلیلهای اجتماعی، شیوع بیشتری دارد. در گفتار نیز، برای تأکید بر لزوم پاسخگویی و تعهد به کار میرود. از نظر منطقهای، این کلمه در فارسی معیار سراسر ایران و کشورهای فارسیزبان دیگر به صورت یکسان فهمیده و استفاده میشود و تفاوت لهجهای خاصی در مفهوم آن وجود ندارد.
**زمینههای رایج (Common Contexts)**
- کار و تجارت: در محیط کار، مسئولیتپذیری یک ارزش محوری است. مدیران به دنبال کارمندانی مسئولیتپذیر هستند و سازمانها بر «مسئولیتپذیری اجتماعی» خود تأکید میکنند. مثال: «مدیر عامل بر ضرورت تقویت مسئولیتپذیری در تمامی سطوح سازمان تأکید کرد.»
- رسانه و سیاست: در اخبار و تحلیلهای سیاسی، بحث در مورد مسئولیتپذیری دولتها، نهادها و مقامات در قبال مردم و تصمیماتشان بسیار رایج است. مثال: «رسانهها خواستار مسئولیتپذیری بیشتر مسئولان در قبال بحران محیط زیست شدند.»
- ادبیات و فلسفه: در ادبیات، مسئولیتپذیری میتواند به عنوان یک ویژگی شخصیتی مهم برای قهرمانان یا شخصیتهای اصلی به کار رود که با پیامدهای انتخابهایشان روبرو میشوند. در فلسفه، به بحثهای اخلاقی درباره آزادی اراده و پیامدهای آن مرتبط است. مثال: «شخصیت اصلی رمان، با مسئولیتپذیری تمام، تبعات تصمیم دشوار خود را پذیرفت.»
- زندگی روزمره و اجتماعی: در روابط فردی و خانوادگی، مسئولیتپذیری در قبال تعهدات شخصی، تربیت فرزندان و مشارکت اجتماعی اهمیت دارد. در شبکههای اجتماعی، کاربران ممکن است در مورد مسئولیتپذیری افراد مشهور یا نهادها در قبال محتوای تولیدیشان بحث کنند. مثال: «والدین باید از کودکی حس مسئولیتپذیری را در فرزندان خود پرورش دهند.»
**مقایسه با کلمات مشابه (Comparison with Similar Words)**
- مسئولیت (Mas'uliyat): این کلمه به معنای «وظیفه» یا «بار» است. تفاوت اصلی این است که «مسئولیت» خودِ بار یا تکلیف است، در حالی که «مسئولیتپذیری» ویژگی یا توانایی فرد برای پذیرش و انجام آن بار است. یک فرد ممکن است مسئولیت انجام کاری را داشته باشد، اما مسئولیتپذیر نباشد و از آن شانه خالی کند. به عبارت دیگر، مسئولیتپذیری نگرش و رفتار در قبال مسئولیتهاست.
- پاسخگویی (Pasokh-guyi): «پاسخگویی» بیشتر به معنای ارائه توضیح و توجیه در مورد عملکرد یا تصمیمات است. در حالی که مسئولیتپذیری شامل پذیرش عواقب و تعهد به اصلاح نیز میشود. فرد مسئولیتپذیر، نه تنها توضیح میدهد، بلکه پیامدها را میپذیرد و در جهت حل مشکل اقدام میکند. پاسخگویی جزء جداییناپذیر مسئولیتپذیری است، اما همه آن نیست.
- تعهد (Ta'ahhod): «تعهد» به معنای پایبندی به یک قول، پیمان یا قرارداد است. فرد متعهد به انجام کاری است. مسئولیتپذیری فراتر از تعهد صرف است؛ شامل آمادگی برای پذیرش نتایج احتمالی آن تعهد نیز میشود. ممکن است کسی متعهد به انجام کاری باشد، اما در قبال نتایج ناخواسته آن مسئولیتپذیر نباشد.
**ثبت و لحن (Register & Tone)**
«مسئولیتپذیری» کلمهای است که لحنی جدی، رسمی و معمولاً مثبت دارد. استفاده از آن در محیطهای حرفهای، آموزشی و مدیریتی کاملاً مناسب است و به عنوان یک ویژگی مطلوب تلقی میشود. در سخنرانیها، گزارشها، مصاحبههای کاری و متون آکادمیک، کاربرد گستردهای دارد. لحن آن نشاندهنده اهمیت موضوع و جدیت در پذیرش وظایف است. در مکالمات بسیار خودمانی و غیررسمی، ممکن است کمی سنگین یا رسمی به نظر برسد، مگر اینکه قصد گوینده تأکید جدی بر این مفهوم باشد. مثلاً در یک گفتگوی دوستانه، به جای «مسئولیتپذیری»، ممکن است از عباراتی مانند «پای کار بودن» یا «زیر قول نزدن» استفاده شود.
**همنشینیها در متن (Collocations in Context)**
«مسئولیتپذیری» با افعال، اسامی و صفات مختلفی همنشین میشود که درک کاربرد آن را عمیقتر میکند:
- تقویت مسئولیتپذیری: این همنشینی بسیار رایج است و به معنای افزایش و پرورش این ویژگی است، به ویژه در سازمانها و نهادهای آموزشی. مثال: «برنامههای آموزشی جدید با هدف تقویت مسئولیتپذیری در بین کارکنان طراحی شدهاند.»
- فقدان مسئولیتپذیری: این عبارت به معنای نبود یا کمبود این ویژگی است و معمولاً با بار منفی همراه است. مثال: «فقدان مسئولیتپذیری در برخی بخشها، مشکلات زیادی را به وجود آورده است.»
- مسئولیتپذیری اجتماعی: به تعهد و پاسخگویی افراد، شرکتها و نهادها در قبال جامعه و محیط زیست اشاره دارد. مثال: «شرکتهای بزرگ باید به مسئولیتپذیری اجتماعی خود توجه ویژهای داشته باشند.»
- مسئولیتپذیری فردی: به ویژگی پذیرش پیامدهای اعمال شخصی توسط یک فرد اشاره دارد. مثال: «پایه و اساس یک جامعه سالم، مسئولیتپذیری فردی اعضای آن است.»
- مسئولیتپذیری بالا/پایین: برای توصیف میزان این ویژگی در یک فرد یا گروه به کار میرود. مثال: «او به دلیل مسئولیتپذیری بالا، همیشه مورد اعتماد همکارانش است.»
- پذیرش مسئولیتپذیری: به معنای قبول کردن و اتخاذ این ویژگی است. مثال: «با پذیرش مسئولیتپذیری، میتوانیم به اهداف بزرگتری دست یابیم.»
Examples
والدین باید از کودکی حس مسئولیتپذیری را در فرزندان خود پرورش دهند.
everydayParents should cultivate a sense of accountability in their children from an early age.
گزارش سالانه شرکت بر تقویت فرهنگ مسئولیتپذیری در میان کارکنان تأکید دارد.
formalThe company's annual report emphasizes strengthening a culture of accountability among employees.
اگه مسئولیتپذیری نداشته باشی، هیچکس بهت اعتماد نمیکنه.
informalIf you don't have accountability, no one will trust you.
تحقیقات نشان میدهد که مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتها تأثیر مثبتی بر پایداری اقتصادی دارد.
academicResearch indicates that corporate social accountability has a positive impact on economic sustainability.
مدیر پروژه جدید با مسئولیتپذیری بالا، توانست بحران مالی شرکت را مدیریت کند.
businessThe new project manager, with high accountability, managed to handle the company's financial crisis.
در بسیاری از متون ادبی، قهرمان داستان با پذیرش مسئولیتپذیری در قبال سرنوشت خود، راه رستگاری را مییابد.
literaryIn many literary texts, the protagonist finds the path to salvation by accepting accountability for their own destiny.
فقدان مسئولیتپذیری در بین اعضای تیم، منجر به شکست پروژه شد.
businessThe lack of accountability among team members led to the project's failure.
او همیشه با مسئولیتپذیری کامل کارهایش را انجام میدهد و قابل اعتماد است.
everydayHe always carries out his tasks with full accountability and is trustworthy.
Grammar Patterns
How to Use It
Usage Notes
The word 'مسئولیتپذیری' generally maintains a formal to neutral register, making it suitable for professional, academic, and serious discussions. Its formality means it's less common in very casual or lighthearted conversations, where simpler phrases might be preferred. It is widely understood across all Persian-speaking regions and is consistently used in both written and formal spoken contexts. On social media, it appears in discussions about corporate ethics, political accountability, or personal development, but rarely in informal chats. Avoid using it in contexts where a lighter, more colloquial term would be more natural, or when simply referring to a 'duty' rather than the 'trait of accepting duties'.
Common Mistakes
A frequent error is confusing 'مسئولیتپذیری' (accountability as a trait) with 'مسئولیت' (responsibility as a duty). For instance, saying 'او مسئولیتپذیری زیادی داشت' (He had a lot of accountability) when you mean 'او مسئولیتهای زیادی داشت' (He had many responsibilities) is incorrect. Another mistake is using it in overly informal settings, which can sound stiff or pretentious. Learners sometimes translate 'being responsible' too literally, leading to awkward phrasing instead of using the established compound noun. Ensure the context truly calls for the trait of accountability, not just the act of being responsible. Mismatching the register can also lead to miscommunication, as the word carries a significant, serious tone.
Tips
Cultivate Personal Accountability
To truly grasp 'مسئولیتپذیری', practice it. Take ownership of your tasks and their outcomes, even small ones. For example, if you promise to call someone, make sure you do, and if you can't, explain why and reschedule promptly.
Avoid Over-Responsibility Trap
While 'مسئولیتپذیری' is positive, be cautious not to confuse it with 'over-responsibility' (مسئولیتپذیری افراطی). This means taking on burdens that aren't yours, leading to burnout. For instance, don't feel accountable for someone else's poor choices if you had no control.
Value in Persian Culture
In Persian culture, 'مسئولیتپذیری' is highly esteemed, particularly in family and professional life. Demonstrating it builds trust and respect. For example, a child's 'مسئولیتپذیری' in chores or a manager's in meeting deadlines is deeply appreciated.
Differentiate from Blame
Advanced learners should distinguish 'مسئولیتپذیری' from simply accepting blame. It's about proactive ownership and problem-solving, not just admitting fault. For instance, a 'مسئولیتپذیر' leader not only acknowledges a mistake but also outlines steps to prevent its recurrence.
Word Origin
The word 'مسئولیتپذیری' is a compound noun in Persian. It is formed from 'مسئولیت' (mas'uliyat), which itself is derived from the Arabic root 'سأل' (sa'ala - to ask) via 'مسؤول' (mas'ūl - responsible, accountable) and the Persian abstract noun suffix '-یت' (-iyat). The second part, 'پذیری' (paziri), comes from the Persian verb 'پذیرفتن' (paziroftan - to accept), combined with the abstract noun suffix '-ی' (-i). Thus, it literally means 'the acceptance of responsibility'. This modern compound reflects a cultural emphasis on proactive ownership and accountability, a concept vital in contemporary Persian discourse.
Cultural Context
'مسئولیتپذیری' is a highly valued trait in Persian-speaking cultures, reflecting a strong emphasis on moral character, reliability, and social order. In traditional and modern contexts, individuals are expected to uphold their duties to family, community, and nation. The concept is deeply embedded in social expectations, where a 'مسئولیتپذیر' person is seen as trustworthy and mature. In contemporary usage, particularly on social media and in political discourse, 'مسئولیتپذیری' extends to calls for government accountability, corporate social responsibility, and ethical behavior in public life, highlighting a societal demand for transparency and integrity across generations.
Memory Tip
Break down 'مسئولیتپذیری' into its core components: 'مسئولیت' (mas'uliyat - responsibility) and 'پذیری' (paziri - acceptance/receptiveness). Imagine a 'Paziri' person, always 'Paz' (ready) to 'Paz' (accept) their 'Mas'uliyat'. Visualize someone standing tall, hands open, ready to receive and own their duties and their outcomes. This mental image of 'accepting responsibility' can help solidify the meaning.
Frequently Asked Questions
10 questions«مسئولیت» به خودِ وظیفه، تکلیف یا باری اشاره دارد که بر عهده کسی است. مثلاً «مسئولیت تربیت فرزند». اما «مسئولیتپذیری» ویژگی شخصیتی فرد است که نشان میدهد تا چه حد حاضر است این وظایف را بپذیرد و پیامدهای آنها را قبول کند. به عبارت دیگر، مسئولیتپذیری، نگرش و رفتار در قبال مسئولیتهاست.
بله، در فرهنگ فارسی و اکثر فرهنگها، مسئولیتپذیری یک ویژگی مثبت و ارزشمند تلقی میشود. این صفت نشاندهنده بلوغ، اعتماد به نفس و قابل اتکا بودن است. فرد مسئولیتپذیر، نه تنها وظایفش را به درستی انجام میدهد، بلکه در قبال نتایج و پیامدهای آن نیز پاسخگوست و از زیر بار شانه خالی نمیکند.
میتوان با واگذار کردن وظایف کوچک و متناسب با سن، اجازه دادن به آنها برای تجربه پیامدهای طبیعی اعمالشان و تشویق به پذیرش اشتباهات، حس مسئولیتپذیری را در کودکان پرورش داد. آموزش الگوبرداری از بزرگسالان مسئولیتپذیر و تعریف واضح انتظارات نیز بسیار مؤثر است. مهم است که به آنها فرصت داده شود تا عواقب تصمیمات خود را درک کنند.
مفهوم اصلی مسئولیتپذیری ثابت است، اما نمود و انتظارات آن در محیط کار و خانه متفاوت است. در محیط کار، بیشتر بر تعهد به وظایف شغلی، پاسخگویی در قبال عملکرد و رعایت استانداردهای حرفهای تأکید میشود. در محیط خانه، مسئولیتپذیری بیشتر به معنای مشارکت در امور خانواده، مراقبت از اعضا و انجام تعهدات شخصی و عاطفی است، هرچند اصول بنیادین یکی است.
تلفظ صحیح آن به صورت /mæsʔulijæt-pæziːriː/ است. بخش «مسئولیت» با همزه در وسط و بخش «پذیری» با کسره تلفظ میشود. دقت کنید که «مسئولیت» با «س» و «ئ» نوشته میشود که نشاندهنده تلفظ خاص آن است. تمرین تلفظ بخش به بخش میتواند به یادگیری کمک کند.
خیر، «مسئولیتپذیری» یک کلمه استاندارد در فارسی معیار است و مفهوم و کاربرد آن در لهجههای مختلف فارسی (مانند تهرانی، اصفهانی، مشهدی، یا فارسی افغانستان و تاجیکستان) تفاوت چندانی ندارد. ممکن است در گفتار روزمره برخی لهجهها، کلمات سادهتر یا عبارات دیگری برای بیان مفهوم مشابه به کار رود، اما خود این واژه به صورت یکسان فهمیده میشود.
مسئولیتپذیری اجتماعی به تعهد افراد، شرکتها، سازمانها و دولتها در قبال جامعه و محیط زیست اشاره دارد. این مفهوم فراتر از سودآوری یا انجام وظایف قانونی است و شامل اقداماتی برای بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی میشود. مثلاً یک شرکت مسئولیتپذیر اجتماعی، به حقوق کارگران، حفظ محیط زیست و کمک به جامعه محلی اهمیت میدهد.
بله، متأسفانه برخی افراد یا نهادها ممکن است فاقد مسئولیتپذیری باشند. این وضعیت به معنای عدم تمایل یا ناتوانی در پذیرش پیامدهای اعمال خود و فرار از وظایف است. فقدان مسئولیتپذیری میتواند منجر به مشکلاتی مانند بینظمی، عدم اعتماد، و سرزنش دیگران شود. این خصیصه معمولاً به عنوان یک ضعف شخصیتی یا سازمانی تلقی میشود.
بله، «مسئولیتناپذیری» دقیقاً معادل و متضاد «مسئولیتپذیری» است و به معنای عدم پذیرش مسئولیتها و پیامدهای آنهاست. کلمات دیگری مانند «بیتفاوتی»، «شانه خالی کردن» یا «طفره رفتن» نیز میتوانند در برخی زمینهها مفهوم مشابهی را منتقل کنند، اما «مسئولیتناپذیری» بهترین و مستقیمترین معادل است.
استفاده از «مسئولیتپذیری» در موقعیتهای بسیار غیررسمی، شوخیآمیز یا سبک ممکن است نامناسب باشد، زیرا این کلمه لحنی جدی و رسمی دارد. مثلاً در یک گفتگوی دوستانه و خودمانی برای بیان یک موضوع پیش پا افتاده، ممکن است کمی تصنعی به نظر برسد. همچنین، نباید آن را به جای «مسئولیت» به کار برد، زیرا این دو مفهوم متفاوتند.
Test Yourself
کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید.
مدیر جدید توانست با ______ بالا، اعتماد کارکنان را جلب کند.
«مسئولیتپذیری» به معنای پذیرش کامل وظایف و پیامدها است که باعث جلب اعتماد میشود. «تعهد» و «پاسخگویی» نزدیک هستند اما «مسئولیتپذیری» جامعتر است و شامل هر دو میشود.
کدام گزینه بهترین تعریف برای 'مسئولیتپذیری' است؟
مسئولیتپذیری یعنی:
مسئولیتپذیری فراتر از صرفاً انجام وظیفه یا گزارش دادن است. این مفهوم شامل پذیرش کامل پیامدهای مثبت و منفی اعمال و تصمیمات فرد میشود و تعهد به پاسخگویی را در بر میگیرد.
با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنیدار با 'مسئولیتپذیری' بسازید.
کلمات: جامعه، اهمیت، توسعه، برای، مسئولیتپذیری، فردی، دارد
این جمله نشان میدهد که مسئولیتپذیری فردی، یک عامل کلیدی و مهم برای پیشرفت و توسعه یک جامعه است. ساختار جمله به درستی کلمات را به هم پیوند میدهد و معنای روان و کاملی دارد.
جمله زیر را اصلاح کنید.
او به خاطر مسئولیتهایش از کارش اخراج شد.
اخراج شدن معمولاً نتیجه یک ویژگی منفی است. «مسئولیت» به معنای وظیفه است، نه ویژگی منفی. «مسئولیتناپذیری» (یا عدم مسئولیتپذیری) به معنای عدم انجام وظایف و عدم پذیرش پیامدهاست که میتواند منجر به اخراج شود.
🎉 Score: /4
Summary
Embrace 'مسئولیتپذیری' to signify a proactive commitment to fulfilling duties and accepting the full range of consequences for one's decisions and actions.
- Accepting accountability and consequences for one's actions.
- Primarily used in formal and professional settings.
- Register is formal to neutral, conveying seriousness.
- Common mistake: confusing it with 'responsibility' (the duty).
- A highly valued and respected trait in Persian culture.
Cultivate Personal Accountability
To truly grasp 'مسئولیتپذیری', practice it. Take ownership of your tasks and their outcomes, even small ones. For example, if you promise to call someone, make sure you do, and if you can't, explain why and reschedule promptly.
Avoid Over-Responsibility Trap
While 'مسئولیتپذیری' is positive, be cautious not to confuse it with 'over-responsibility' (مسئولیتپذیری افراطی). This means taking on burdens that aren't yours, leading to burnout. For instance, don't feel accountable for someone else's poor choices if you had no control.
Value in Persian Culture
In Persian culture, 'مسئولیتپذیری' is highly esteemed, particularly in family and professional life. Demonstrating it builds trust and respect. For example, a child's 'مسئولیتپذیری' in chores or a manager's in meeting deadlines is deeply appreciated.
Differentiate from Blame
Advanced learners should distinguish 'مسئولیتپذیری' from simply accepting blame. It's about proactive ownership and problem-solving, not just admitting fault. For instance, a 'مسئولیتپذیر' leader not only acknowledges a mistake but also outlines steps to prevent its recurrence.
Examples
6 of 8والدین باید از کودکی حس مسئولیتپذیری را در فرزندان خود پرورش دهند.
Parents should cultivate a sense of accountability in their children from an early age.
گزارش سالانه شرکت بر تقویت فرهنگ مسئولیتپذیری در میان کارکنان تأکید دارد.
The company's annual report emphasizes strengthening a culture of accountability among employees.
اگه مسئولیتپذیری نداشته باشی، هیچکس بهت اعتماد نمیکنه.
If you don't have accountability, no one will trust you.
تحقیقات نشان میدهد که مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتها تأثیر مثبتی بر پایداری اقتصادی دارد.
Research indicates that corporate social accountability has a positive impact on economic sustainability.
مدیر پروژه جدید با مسئولیتپذیری بالا، توانست بحران مالی شرکت را مدیریت کند.
The new project manager, with high accountability, managed to handle the company's financial crisis.
در بسیاری از متون ادبی، قهرمان داستان با پذیرش مسئولیتپذیری در قبال سرنوشت خود، راه رستگاری را مییابد.
In many literary texts, the protagonist finds the path to salvation by accepting accountability for their own destiny.
Related Content
Related Phrases
Related Vocabulary
More business words
عادتأ
B2As is the custom or habit; customarily.
عامیانه
B2Characteristic of ordinary conversation rather than formal speech or writing; informal.
اعطا کردن
B2To grant or bestow (a right, power, or honor).
اعتبار
A2Credit; the ability of a customer to obtain goods or services before payment.
اعتباراً
B2On credit; by means of credibility.
اعتبار دادن
B1To grant credit or give credibility to someone or something.
اعتباردهنده
B2An entity that lends money or provides credit to another party.
اعتبار مالی
B1Financial standing or reputation; available funds.
اعتبارنامه
B1A qualification, achievement, or personal quality; credential.
اعتباری
B1Relating to credit, especially financial credit; based on trust or reputation.