A2 verb Neutro #7,000 mais comum 1 min de leitura

دوختن

dowxtan

Sewing or mending fabric and clothes using a needle and thread; a fundamental action in daily life and tailoring.

Palavra em 30 segundos

  • Joining fabric with needle and thread.
  • Used for repair or creation of garments.
  • Fundamental verb in sewing and tailoring.
  • Basic action, common in daily life.

Overview

«دوختن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که در ابتدا معنای بسیار مشخص و ملموسی دارد: عمل اتصال دو یا چند تکه پارچه با استفاده از سوزن و نخ. این فعل در سطح پایه زبان‌آموزی (A1) قرار دارد زیرا یکی از فعالیت‌های روزمره و اساسی زندگی محسوب می‌شود.

۱. معنا و ظرایف معنایی:

معنای اصلی «دوختن» همان عمل فیزیکیِ ایجاد بخیه با سوزن و نخ است. اما بسته به بافت جمله، می‌تواند ظرایف معنایی متفاوتی نیز داشته باشد:

  • ترمیم: «چادرش را دوخته بود.» یعنی چادر پاره شده بود و او آن را با نخ و سوزن وصله زده بود.
  • ساختن (لباس): «مادرم برایم لباس دوخته است.» در این حالت، «دوختن» به معنای «خیاطی کردن» و «ساختن یک لباس از صفر» است.
  • وصل کردن: «این دو تکه پارچه را به هم بدوز.» یعنی آن‌ها را با بخیه به هم متصل کن.
  • کنایه (در موارد نادر): گاهی اوقات در زبان عامیانه، «دهان کسی را دوختن» به معنای مجبور کردن کسی به سکوت یا جلوگیری از حرف زدن او به کار می‌رود، اما این کاربرد کمتر رایج است و بیشتر در ادبیات یا زبان غیررسمی دیده می‌شود.

۲. الگوهای کاربرد:

  • رسمی و غیررسمی: فعل «دوختن» هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارد. در متون تخصصی خیاطی یا نساجی، ممکن است از افعال دقیق‌تری استفاده شود، اما «دوختن» همچنان رایج است.
  • نوشتاری و گفتاری: این فعل به طور گسترده در هر دو حالت استفاده می‌شود. در داستان‌ها، رمان‌ها، و حتی اخبار مربوط به مد و لباس، «دوختن» حضور دارد.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: در گویش‌های مختلف فارسی، ممکن است افعال یا عبارات دیگری نیز برای اشاره به این عمل به کار رود، اما «دوختن» در زبان فارسی معیار، کاملاً شناخته شده و قابل فهم است.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • زندگی روزمره: تعمیر لباس‌های پاره، دوختن دکمه، یا حتی دوختن پرده و رومیزی.
  • شغل خیاطی: خیاطان حرفه‌ای به طور مداوم از این فعل در توصیف کار خود استفاده می‌کنند. «این کت را برایم دوخته‌اید؟»
  • صنعت پوشاک: در کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولید لباس، «دوختن» فرآیند اصلی تولید است.
  • هنر و صنایع دستی: در هنرهای دستی مانند گلدوزی یا لحاف‌دوزی، «دوختن» جزء جدایی‌ناپذیر است.
  • ادبیات: در داستان‌ها و شعرها، «دوختن» می‌تواند برای توصیف جزئیات زندگی شخصیت‌ها یا حتی به صورت نمادین به کار رود.

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • بافتن (Baftan): «بافتن» به معنای ایجاد پارچه از نخ با استفاده از دستگاه یا میل (مانند بافتن جوراب یا پلیور) است، در حالی که «دوختن» به معنای اتصال پارچه‌های از قبل بافته شده است.
  • وصله کردن (Vasleh kardan): این عبارت بیشتر به معنای ترمیم یک قسمت کوچک یا وصل کردن یک تکه پارچه اضافی به لباس است، در حالی که «دوختن» می‌تواند شامل ساخت کل لباس هم باشد.
  • چسباندن (Chasbāndan): این فعل به معنای اتصال دو چیز با استفاده از چسب است و هیچ ارتباطی با نخ و سوزن ندارد.

۵. سطح و لحن (Register & Tone):

«دوختن» فعلی نسبتاً خنثی است و در بیشتر موقعیت‌ها قابل استفاده است. در صحبت‌های روزمره با دوستان و خانواده، یا در محیط کار و حتی در متون رسمی‌تر (مانند دستورالعمل‌های خیاطی) می‌توان از آن استفاده کرد. لحن آن معمولاً توصیفی و کاربردی است.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • لباس دوختن: ساختن لباس جدید. «او برای عروسی لباس دوخته بود.»
  • پارچه دوختن: وصل کردن دو یا چند تکه پارچه. «این دو لنگه پرده را به هم بدوز.»
  • دکمه دوختن: نصب دکمه روی لباس. «لطفاً این دکمه را برایم بدوز.»
  • چادر دوختن: تعمیر یا ساختن چادر (معمولاً چادر مسافرتی یا پارچه‌ای). «چادر کوهنوردی‌ام پاره شده بود، خودم آن را دوختم.»
  • گلدوزی کردن (که نوعی دوختن است): «روی این کوسن طرح زیبایی گلدوزی کرده بود.»

در کل، «دوختن» فعلی اساسی و چندوجهی در زبان فارسی است که از کاربرد روزمره تا ظرایف معنایی را در بر می‌گیرد و یادگیری آن برای درک مکالمات و متون پایه ضروری است.

Exemplos

1

پیراهن آبی‌ام را خودم با نخ سفید دوخته‌ام.

everyday

I have sewn my blue shirt myself with white thread.

2

خیاط قول داد که تا هفته‌ی دیگر کت را تحویل دهد.

business

The tailor promised to deliver the coat by next week.

3

لطفاً این دکمه‌ی کنده شده را دوباره بدوزید.

informal

Please sew this fallen button back on.

4

در این پژوهش، روش‌های نوین دوخت پارچه‌های صنعتی بررسی شده است.

academic

In this research, novel methods for sewing industrial fabrics have been examined.

5

پرده‌ها را به اندازه‌ی دیوار دوختند و نصب کردند.

daily life

They sewed the curtains to the size of the wall and installed them.

6

او طرح گلدوزی پیچیده‌ای را با دقت روی پارچه دوخته بود.

literary

She had carefully embroidered a complex design onto the fabric.

7

چادر مسافرتی‌ام پاره شده بود، خودم آن را دوختم.

everyday

My camping tent had torn, I sewed it myself.

8

این شرکت لباس‌های فرم را با بهترین کیفیت می‌دوزد.

business

This company sews the uniforms with the best quality.

Colocações comuns

لباس دوختن To sew clothes / To tailor clothes
دکمه دوختن To sew on a button
پارچه دوختن To sew fabric (pieces together)
چادر دوختن To sew a tent/canvas
گلدوزی کردن To embroider (a type of sewing)
بخیه زدن To stitch (medical or sewing)
وصله دوختن To sew a patch/mending
کیسه دوختن To sew a bag

Frases Comuns

لباس دوختن

To sew clothes / To tailor clothes

دکمه دوختن

To sew on a button

یه چاک دوختن

To sew a rip/tear (colloquial)

دهن کسی رو دوختن

To silence someone (figurative, informal)

Frequentemente confundido com

دوختن vs بافتن (Baftan)

'دوختن' is sewing fabric with needle/thread. 'بافتن' is creating fabric from yarn (knitting/weaving). Example: I 'sew' (دوختم) a shirt, but I 'knit' (بافتم) a scarf.

دوختن vs چسباندن (Chasbāndan)

'دوختن' uses needle and thread. 'چسباندن' uses glue. Example: You 'sew' (می‌دوزیم) curtains, but you 'glue' (می‌چسبانیم) paper.

دوختن vs وصله کردن (Vasleh kardan)

'وصله کردن' usually implies repairing a small hole or tear with a patch. 'دوختن' can mean this, but also creating something new or joining larger pieces. Example: He 'mended' (وصله کرد) the knee of his pants, but she 'sewed' (دوخت) a whole new pair.

Padrões gramaticais

فاعل + مفعول + را + (با + ابزار) + دوختن (مثال: من لباس را با نخ دوختم) فاعل + مفعول + دوختن (مثال: او چادر را دوخت) درخواست با فعل امر: لطفاً این پارچه را بدوزید. استفاده از اسم مصدر: دوختن لباس نیاز به دقت دارد. استفاده در جملات مجهول: این لباس در کارگاه دوخته شده است. استفاده با صفات: لباس را تمیز دوخته بود.

How to Use It

📝

Notas de uso

The verb 'دوختن' is very common and generally neutral. It's used for both repairing clothes ('لباسم را دوختم') and making them ('مانتو دوختم'). Be mindful of context; 'خیاطی کردن' is more specific to tailoring clothes. In informal speech, 'وصله کردن' might be used for small repairs.


⚠️

Erros comuns

Learners sometimes confuse 'دوختن' (sewing) with 'بافتن' (knitting/weaving). Remember, 'دوختن' requires needle and thread and works with existing fabric. Another mistake is using 'دوختن' when 'چسباندن' (to glue) is appropriate. Always consider the tool used: needle/thread vs. glue.

Tips

💡

Practice Basic Sewing

Try sewing a button back onto a shirt or mending a small tear. This hands-on practice will solidify the meaning of 'دوختن'.

⚠️

Don't Confuse with 'Baftan'

Remember, 'دوختن' is about joining existing fabric with needle and thread, while 'بافتن' is about creating fabric from yarn (knitting/weaving).

🌍

Traditional Tailoring

In Iran, traditional tailoring ('دوختن لباس') is a respected craft. You might hear elders talk about clothes 'دوخته شده' by hand with pride.

🎓

Figurative Use

Be aware of the rare figurative use, 'دهان کسی را دوختن' (to silence someone). It's informal and carries a strong connotation.

📖

Origem da palavra

The word 'دوختن' originates from Middle Persian 'dwxtan'. It's related to the concept of piercing or penetrating, referring to the needle passing through the fabric. Its meaning has remained consistent over centuries, referring to the act of sewing.

🌍

Contexto cultural

Sewing and tailoring have a long history in Persian culture. Hand-stitched garments were once the norm, and skilled tailors ('خیاطان') were highly valued. Phrases related to sewing often appear in traditional poetry and proverbs, reflecting its importance in daily life and craftsmanship.

🧠

Dica de memorização

Imagine a tailor using a needle ('سوزن') and thread ('نخ') to 'stitch' ('دوختن') a beautiful dress ('لباس'). Visualize the action: 'دوختن' sounds like 'doing' the sewing!

Perguntas frequentes

8 perguntas

«دوختن» یعنی وصل کردن پارچه با سوزن و نخ، مثل تعمیر لباس. اما «بافتن» یعنی ایجاد پارچه از نخ با میل یا دستگاه، مثل بافتن پلیور.

خیر، «دوختن» می‌تواند برای هر نوع پارچه یا منسوجی به کار رود، مثل پرده، کیف پارچه‌ای، یا حتی چادرهای مسافرتی.

این یک اصطلاح کنایه‌آمیز است و به معنی ساکت کردن کسی یا جلوگیری از حرف زدن اوست. در مکالمات عادی کمتر استفاده می‌شود.

یعنی لباس را از اول طراحی و با پارچه و نخ درست کردن؛ به عبارت دیگر، خیاطی کردن یک لباس جدید.

«دوختن» فعلی خنثی است و هم در زبان رسمی و هم غیررسمی کاربرد دارد. در هر دو حالت معنای خود را حفظ می‌کند.

سعی کنید در موقعیت‌های واقعی از آن استفاده کنید، مثلاً هنگام صحبت درباره تعمیر لباس یا دیدن خیاط. همچنین، دیدن فیلم‌های آموزشی خیاطی می‌تواند مفید باشد.

بله، معنای اصلی و رایج آن همین است. اگرچه دستگاه‌های خیاطی برقی هم وجود دارند، اما عمل اصلی همچنان «دوختن» نامیده می‌شود.

«بخیه» نتیجه عمل «دوختن» است؛ یعنی همان رد یا گره‌ای که با سوزن و نخ روی پارچه ایجاد می‌شود تا دو قسمت را به هم وصل کند.

Teste-se

fill blank

Choose the correct verb to complete the sentence.

مادربزرگم برایم یک لباس زیبا ______.

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa: دوخت

The sentence talks about making a dress, which is done by sewing (دوختن).

multiple choice

What does 'دوختن' mean in the context of 'لباس دوختن'?

What does 'دوختن' mean in 'لباس دوختن'?

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa: To tailor or make a garment

'لباس دوختن' specifically refers to the act of creating clothing, which involves sewing.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct sentence.

را / نخ / با / کتم / دکمه‌ی / من / دوخت

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa: من دکمه‌ی کتم را با نخ دوخت.

The structure follows Subject + Object + Adverbial Phrase + Verb.

error correction

Find and correct the error in the sentence.

من دیروز چادر مسافرتی را با چسب دوختم.

✓ Correto! ✗ Quase. Resposta certa: من دیروز چادر مسافرتی را با نخ و سوزن دوختم.

The verb 'دوختن' implies using needle and thread, not glue. 'چسباندن' would be the correct verb for using glue.

🎉 Pontuação: /4

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!