A1 verb Neutro #700 mais comum 1 min de leitura

گوش دادن

gush dadan [ɡuːʃ d̪ɑːd̪æn]

To listen (attentively)

Listening attentively and understanding, not just passively hearing.

Palavra em 30 segundos

  • Actively pay attention to sounds and understand them.
  • More than just hearing; involves focus and comprehension.
  • Used in daily life, work, school, and media.
  • Essential for communication and learning.

Summary

Listening attentively and understanding, not just passively hearing.

  • Actively pay attention to sounds and understand them.
  • More than just hearing; involves focus and comprehension.
  • Used in daily life, work, school, and media.
  • Essential for communication and learning.

Active Listening Practice

When listening to Persian audio, try to summarize what you heard afterwards. This forces you to engage actively rather than passively.

Confusing with 'Hearing'

Remember 'شنیدن' (hearing) is passive. Learners often use it interchangeably, but 'گوش دادن' (listening) implies intent and focus.

Importance of Listening

In Persian culture, being a good listener ('شنونده خوب') is highly valued in relationships. It signifies respect and empathy.

Nuance in 'گوش دادن'

Pay attention to phrases like 'به دقت گوش دادن' (listen carefully) or 'حرف کسی را گوش دادن' (heed someone's words) to grasp deeper meanings.

Exemplos

6 de 8
1

من هر روز صبح به اخبار رادیو گوش می‌دهم.

I listen to the radio news every morning.

2

لطفاً به توضیحات من با دقت گوش کنید.

Please listen carefully to my explanations.

3

بچه‌ها در کلاس به حرف‌های معلم گوش نمی‌دادند.

The children weren't listening to the teacher in class.

4

عاشق این آهنگم، همیشه بهش گوش می‌دم.

I love this song, I always listen to it.

5

مدیر عامل از کارمندان خواست تا به استراتژی جدید شرکت گوش دهند.

The CEO asked the employees to listen to the company's new strategy.

6

در سکوت شب، تنها صدای نفس‌هایش را می‌شنید و به هیچ چیز دیگری گوش نمی‌داد.

In the silence of the night, he only heard his own breathing and listened to nothing else.

Família de palavras

Substantivo
گوش (ear)
Verbo
گوش دادن (to listen)
Advérbio
شنونده (listener)
Adjetivo
شنوا (audible)
Relacionado
شنوایی (hearing ability)

Dica de memorização

Imagine your 'گوش' (ear) is like a 'گوشه' (corner) of your mind, where you actively collect sounds and information. You 'give' your ear ('گوش دادن') to things you want to understand.

Overview

«گوش دادن» در زبان فارسی، فعلی بنیادی و پرکاربرد است که فراتر از صرفاً دریافت امواج صوتی معنا دارد. این فعل به عملِ توجه کردن فعالانه به صدا، کلام، یا موسیقی اطلاق می‌شود، به گونه‌ای که شنونده تلاش می‌کند تا مفهوم، پیام، یا احساس نهفته در آن را درک کند. درک این تفاوت ظریف بین «شنیدن» (که فعلی انفعالی و ناخودآگاه است) و «گوش دادن» (که فعلی ارادی و آگاهانه است) برای یادگیری زبان فارسی بسیار مهم است.

۱. مفهوم، ظرافت‌ها و بار معنایی:

«گوش دادن» به خودی خود بار معنایی خنثی دارد، اما بسته به بافت و لحن کلام، می‌تواند معانی متفاوتی را منتقل کند. در ساده‌ترین حالت، به معنای «شنیدن با توجه» است. اما می‌تواند به معنای «پیروی کردن» یا «اهمیت دادن به حرف کسی» نیز باشد. مثلاً در جمله «حرف مادرم را گوش دادم»، منظور این است که به حرف او توجه کردم و احتمالاً به آن عمل کردم. این فعل، برخلاف «شنیدن» که صرفاً یک واکنش فیزیکی به صداست، نیازمند فعالیت ذهنی و تمرکز است. ظرافت دیگر این فعل در کاربرد آن برای انواع صداهاست؛ از صدای پرندگان گرفته تا مکالمات پیچیده و قطعات موسیقی. بار معنایی مثبت آن زمانی آشکار می‌شود که به مهارت ارتباطی اشاره دارد؛ کسی که خوب «گوش می‌دهد»، شنونده‌ای فعال و همدل تلقی می‌شود.

۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

«گوش دادن» در هر دو سطح رسمی و غیررسمی زبان فارسی کاربرد دارد. در مکالمات روزمره، بسیار رایج است. مثلاً «داری به چی گوش می‌دی؟» یا «بگذارید کمی به حرف‌هایتان گوش کنم». در متون رسمی‌تر مانند مقالات علمی یا سخنرانی‌های رسمی، ممکن است از معادل‌هایی مانند «استماع کردن» یا «توجه کردن» استفاده شود، اما «گوش دادن» همچنان قابل قبول است، به‌ویژه در جایی که بر جنبه‌ی درک و فهم تأکید باشد. در نوشتار، بسته به نوع متن (ادبی، خبری، علمی)، کاربرد آن متفاوت است. در ادبیات داستانی، برای توصیف حالات شخصیت‌ها و ایجاد فضا، بسیار به کار می‌رود. از نظر منطقه‌ای، تفاوت چشمگیری در کاربرد این فعل وجود ندارد و در سراسر ایران به همین شکل رایج است.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • کار: در محیط کار، «گوش دادن» به دستورالعمل‌ها، بازخوردها، یا نظرات همکاران و مدیران اهمیت دارد. «لطفاً به توضیحات فنی من خوب گوش دهید.»
  • مدرسه و دانشگاه: دانش‌آموزان و دانشجویان باید به حرف‌های معلم یا استاد «گوش دهند» تا مطالب درسی را بیاموزند. «در کلاس درس به معلم گوش کن.»
  • زندگی روزمره: در تعاملات خانوادگی و دوستانه، «گوش دادن» به درد دل‌ها، خاطرات، یا مشورت‌ها، بخش مهمی از روابط انسانی است. «وقتی با دوستم صحبت می‌کردم، با دقت به حرف‌هایش گوش دادم.»
  • رسانه: هنگام تماشای فیلم، سریال، یا گوش دادن به رادیو و پادکست، ما در حال «گوش دادن» هستیم. «این آهنگ را قبلاً نشنیده بودم، خیلی قشنگ است، باید بیشتر گوش بدهم.»
  • ادبیات: در متون ادبی، «گوش دادن» می‌تواند به توصیف تجربیات حسی شخصیت‌ها، افکار درونی آن‌ها، یا حتی بازتاب صداهای طبیعت به کار رود. «به سکوت شب گوش می‌دادم و به خاطرات گذشته می‌اندیشیدم.»

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • شنیدن: همانطور که گفته شد، «شنیدن» دریافت غیرارادی صداست. می‌توانیم صدای آژیر خطر را «بشنویم» بدون اینکه لزوماً بخواهیم یا به آن توجه کنیم. اما «گوش دادن» نیازمند تمرکز و اراده است. «صدای باران را می‌شنیدم، اما به موسیقی گوش می‌دادم.»
  • توجه کردن: «توجه کردن» عام‌تر است و می‌تواند شامل حواس دیگر (مانند دیدن) هم بشود. «گوش دادن» زیرمجموعه‌ای از «توجه کردن» است که منحصراً به حس شنوایی مربوط می‌شود. «به نقاشی روی دیوار توجه کردم.» در مقابل «به حرف‌های او گوش کردم.»
  • استماع کردن: این کلمه بیشتر رسمی است و معمولاً برای شنیدن سخنرانی، موعظه، یا آثار هنری (مانند موسیقی کلاسیک) به کار می‌رود. «استماع فرمودن» در دوران قدیم برای شنیدن حرف بزرگان یا مقامات استفاده می‌شد. «استماع سخنرانی» در مقابل «گوش دادن به پادکست».

۵. سطح و لحن (Register & Tone):

«گوش دادن» کلمه‌ای در سطح خنثی (neutral) است و در اکثر موقعیت‌ها، از غیررسمی تا نیمه‌رسمی، قابل استفاده است. در موقعیت‌های بسیار رسمی، مانند جلسات دیپلماتیک یا سخنرانی‌های بسیار تخصصی، ممکن است ترجیح داده شود از «استماع» یا «توجه نمودن» استفاده شود، اما «گوش دادن» همچنان قابل فهم و پذیرفته شده است. در زبان محاوره‌ای و غیررسمی، این فعل بسیار رایج است. لحن آن معمولاً دوستانه و صمیمی است، مگر اینکه در بافتی که نیاز به دقت و تمرکز بالا باشد (مانند «به دستورالعمل‌ها گوش کن») به کار رود.

۶. هم‌آیندها (Collocations) در بافت:

  • به دقت گوش دادن: تأکید بر تمرکز و توجه بالا. «لطفاً به این توضیحات مهم با دقت گوش دهید.»
  • خوب گوش دادن: نشان‌دهنده مهارت یا کیفیت خوب در شنیدن فعال. «او شنونده خوبی است و همیشه خوب گوش می‌دهد.»
  • حرف کسی را گوش دادن: یعنی به حرف او توجه کردن و احتمالاً عمل کردن. «اگر حرف پدرت را گوش می‌دادی، الان این مشکل را نداشتی.»
  • به موسیقی گوش دادن: کاربرد بسیار رایج برای لذت بردن از موسیقی. «عصرها بعد از کار، به موسیقی آرامش‌بخش گوش می‌دهم.»
  • به اخبار گوش دادن: دنبال کردن رویدادهای روز از طریق رادیو یا تلویزیون. «هر روز صبح به اخبار رادیو گوش می‌دهم تا در جریان مسائل روز باشم.»
  • به درد کسی گوش دادن: یعنی شنیدن مشکلات و ابراز همدردی. «دوستم همیشه وقتی مشکلی دارم، به حرف‌هایم گوش می‌دهد.»

Notas de uso

While 'گوش دادن' is versatile, avoid it in extremely formal written contexts where 'استماع' might be preferred. In spoken Persian, it's the go-to verb for listening. Be mindful that 'حرف کسی را گوش دادن' can imply obedience, not just attention. In some dialects, variations might exist but the core meaning remains.

Erros comuns

Learners often confuse 'گوش دادن' (listen) with 'شنیدن' (hear). For example, saying 'من به صدای پرنده گوش دادم' (I listened to the bird's sound) when 'شنیدم' (I heard) is more natural unless active focus was intended. Also, ensure correct preposition use: 'گوش دادن به...' (listen TO...).

Dica de memorização

Imagine your 'گوش' (ear) is like a 'گوشه' (corner) of your mind, where you actively collect sounds and information. You 'give' your ear ('گوش دادن') to things you want to understand.

Origem da palavra

The word 'گوش دادن' is a compound verb formed from 'گوش' (ear) and 'دادن' (to give). It literally means 'to give ear'. This construction reflects a common Persian verb formation where an action is described as 'giving' a body part or concept.

Contexto cultural

In Persian culture, active listening is a sign of respect and good manners. Interrupting someone is generally frowned upon. Being a good listener ('شنونده خوب') is highly valued in friendships and family relationships, signifying empathy and engagement.

Exemplos

1

من هر روز صبح به اخبار رادیو گوش می‌دهم.

everyday

I listen to the radio news every morning.

2

لطفاً به توضیحات من با دقت گوش کنید.

formal

Please listen carefully to my explanations.

3

بچه‌ها در کلاس به حرف‌های معلم گوش نمی‌دادند.

school

The children weren't listening to the teacher in class.

4

عاشق این آهنگم، همیشه بهش گوش می‌دم.

informal

I love this song, I always listen to it.

5

مدیر عامل از کارمندان خواست تا به استراتژی جدید شرکت گوش دهند.

business

The CEO asked the employees to listen to the company's new strategy.

6

در سکوت شب، تنها صدای نفس‌هایش را می‌شنید و به هیچ چیز دیگری گوش نمی‌داد.

literary

In the silence of the night, he only heard his own breathing and listened to nothing else.

7

برای درک بهتر مطلب، لازم است به سخنرانی استاد با تمام وجود گوش بسپارید.

academic

To better understand the material, it is necessary to listen to the professor's lecture with all your being.

8

وقتی با او صحبت می‌کردم، با تمام وجود به حرف‌هایم گوش می‌داد.

everyday

When I was talking to him, he listened to me with all his heart.

Família de palavras

Substantivo
گوش (ear)
Verbo
گوش دادن (to listen)
Advérbio
شنونده (listener)
Adjetivo
شنوا (audible)
Relacionado
شنوایی (hearing ability)

Colocações comuns

به دقت گوش دادن To listen carefully
حرف کسی را گوش دادن To heed someone's words
به موسیقی گوش دادن To listen to music
به اخبار گوش دادن To listen to the news
خوب گوش دادن To listen well
به حرف دل گوش دادن To listen to one's heart
گوش به زنگ بودن To be alert/on the lookout
گوش شنوایی داشتن To have an attentive ear (figurative)

Frases Comuns

گوش کن!

Listen!

به حرفم گوش بده.

Listen to me.

گوشم با شماست.

I'm all ears. / I'm listening.

گوش فلک کر شد.

An idiom meaning something extremely shocking or loud happened (literally: the heavens' ears became deaf).

Frequentemente confundido com

گوش دادن vs شنیدن (Shenidan)

Hearing is passive reception of sound (e.g., hearing a car horn). Listening ('گوش دادن') is active, intentional focus on sound (e.g., listening to a lecture).

گوش دادن vs توجه کردن (Tavajoh kardan)

Paying attention is broader and can involve any sense. 'گوش دادن' is specifically attention using the sense of hearing.

گوش دادن vs استماع کردن (Este'ma kardan)

This is a more formal verb, often used for listening to speeches, sermons, or formal artistic performances, whereas 'گوش دادن' is general and widely used.

Padrões gramaticais

فاعل + به + مفعول + گوش دادن (مثال: من به موسیقی گوش می‌دهم) فاعل + حرف + مفعول + را + گوش دادن (مثال: حرف او را گوش کردم) فعل امر: گوش کن / گوش کنید (مثال: لطفاً گوش کن) ساختار مجهول (کمتر رایج): به او گوش داده شد. استفاده با قیدها: با دقت گوش دادن، خوب گوش دادن عبارات فعلی: گوش به زنگ بودن

Active Listening Practice

When listening to Persian audio, try to summarize what you heard afterwards. This forces you to engage actively rather than passively.

Confusing with 'Hearing'

Remember 'شنیدن' (hearing) is passive. Learners often use it interchangeably, but 'گوش دادن' (listening) implies intent and focus.

Importance of Listening

In Persian culture, being a good listener ('شنونده خوب') is highly valued in relationships. It signifies respect and empathy.

Nuance in 'گوش دادن'

Pay attention to phrases like 'به دقت گوش دادن' (listen carefully) or 'حرف کسی را گوش دادن' (heed someone's words) to grasp deeper meanings.

Teste-se

fill blank

Fill in the blank with the correct form of 'گوش دادن'

من هر روز صبح به اخبار رادیو ______.

Correto! Quase. Resposta certa: گوش می‌دهم

The sentence requires an active verb indicating paying attention to the news, which is 'گوش دادن'.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'گوش دادن' in this context.

لطفاً به دستورالعمل‌ها خوب گوش دهید.

Correto! Quase. Resposta certa: Listen carefully to the instructions

'گوش دادن' implies attentive hearing and understanding, especially with 'خوب' (well/carefully).

sentence building

Arrange the words to form a correct sentence.

موسیقی / به / گوش / می‌دهم / من

Correto! Quase. Resposta certa: من به موسیقی گوش می‌دهم

The standard Persian sentence structure is Subject-Object-Verb. 'من' (I) is the subject, 'به موسیقی' (to music) is the object phrase, and 'گوش می‌دهم' (am listening) is the verb.

error correction

Find and fix the error in the sentence.

من صدای زنگ تلفن را گوش دادم.

Correto! Quase. Resposta certa: من صدای زنگ تلفن را شنیدم.

The sound of a phone ringing is typically heard passively. 'شنیدن' (to hear) is the appropriate verb here, not 'گوش دادن' (to listen) which implies active attention.

Pontuação: /4

Recursos visuais

Word Family

گوش دادن

Nouns

  • گوش (ear)
  • شنیدن (hearing)
  • شنوا (audible)
  • شنونده (listener)

Verbs

  • شنیدن (to hear)
  • شنود کردن (to eavesdrop - formal)

Adjectives

  • شنوا (audible)
  • ناشنوا (deaf)

Usage Contexts

Daily Conversation

  • به موسیقی گوش می‌دهم.
  • حرفتو گوش کردم.

Learning Environment

  • به درس معلم گوش کن.
  • لطفاً به توضیحات من گوش دهید.

Media Consumption

  • فیلم را با دقت گوش دادم.
  • به اخبار رادیو گوش می‌کنم.

Interpersonal Relationships

  • وقتی ناراحتم، به حرف‌هایم گوش می‌دهد.
  • به درد دل او گوش کردم.

Perguntas frequentes

8 perguntas

«شنیدن» دریافت غیرارادی صداهاست، مثل صدای بوق ماشین. اما «گوش دادن» یک عمل ارادی و فعال است که با تمرکز و تلاش برای درک همراه است، مثل گوش دادن به یک درس یا موسیقی.

خیر، «گوش دادن» برای انواع صداها، از زمزمه گرفته تا موسیقی و سخنرانی، استفاده می‌شود. مهم تمرکز و توجه شنونده است، نه بلندی صدا.

با تمرکز روی یک صدا در محیط، یا هنگام صحبت با دیگران، سعی کنید تمام توجه خود را به حرف‌های او بدهید و عوامل حواس‌پرتی را کنار بگذارید. همچنین گوش دادن فعالانه به موسیقی یا پادکست‌ها مفید است.

بله، «گوش دادن» یکی از پرکاربردترین فعل‌ها در مکالمات روزمره و غیررسمی است. مثلاً می‌گوییم: «داری به چی گوش می‌دی؟»

«استماع کردن» رسمی‌تر است و معمولاً برای شنیدن سخنرانی‌های طولانی، موعظه‌ها، یا آثار هنری خاص (مانند موسیقی کلاسیک) به کار می‌رود. در مکالمات عادی، «گوش دادن» رایج‌تر است.

گاهی اوقات در مفهوم ضمنی، بله. وقتی می‌گوییم «حرف بزرگترها را گوش کن»، منظور هم توجه کردن به حرفشان است و هم احتمالاً عمل کردن به آن.

برای یادگیری زبان، «گوش دادن» فعالانه به مکالمات، فیلم‌ها و پادکست‌ها حیاتی است. این کار به شما کمک می‌کند تلفظ، لهجه، و ساختارهای جملات را بهتر درک کنید.

معمولاً نه. اما اگر در بافتی به کار رود که فرد نباید گوش دهد (مثلاً «حق نداری به حرف‌های آن‌ها گوش دهی!»)، آنگاه مفهوم منفی پیدا می‌کند. خود فعل ذاتاً خنثی است.

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!