A2 verb Neutral-formal 1 min de leitura

وارد کردن

vared kardan /vɒːrɛd kærˈdæn/

To bring goods or services into a country from abroad for sale.

To bring something (goods, data, ideas) from outside into a country, system, or context.

Palavra em 30 segundos

  • Bringing goods or services into a country.
  • Inputting data into a system or computer.
  • Introducing new ideas or concepts.
  • Opposite of exporting.

Summary

To bring something (goods, data, ideas) from outside into a country, system, or context.

  • Bringing goods or services into a country.
  • Inputting data into a system or computer.
  • Introducing new ideas or concepts.
  • Opposite of exporting.

Use in Context

Pay attention to the object of the verb 'وارد کردن'. Is it goods, data, an idea, or something else? This will clarify the specific meaning.

Avoid Overuse in Casual Speech

While 'وارد کردن' is understood, simpler verbs like 'آوردن' (to bring) or 'گذاشتن' (to put/enter data) might sound more natural in very informal chats.

Economic Significance

The concept of 'واردات' (imports) is crucial in Iran's economy. Understanding this word helps grasp discussions about trade balance and national production.

Figurative Usage

Look for instances where 'وارد کردن' is used metaphorically, like 'وارد کردن ترس' (instilling fear) or 'وارد کردن شبهه' (raising doubt), to grasp its broader semantic range.

Exemplos

6 de 8
1

شرکت ما سالانه مقادیر زیادی مواد اولیه از خارج وارد می‌کند.

Our company imports large quantities of raw materials from abroad annually.

2

لطفاً اطلاعات شخصی خود را در این فرم وارد کنید.

Please enter your personal information in this form.

3

وارد کردن داده‌های حجیم به پایگاه داده نیازمند دقت فراوان است.

Inputting large volumes of data into the database requires great precision.

4

این نرم‌افزار به شما امکان می‌دهد عکس‌ها را به راحتی وارد کنید.

This software allows you to easily import photos.

5

در این مطالعه، ما سعی کردیم مفاهیم جدیدی را به بحث وارد کنیم.

In this study, we tried to introduce new concepts into the discussion.

6

آنها با وارد کردن فشارهای سیاسی، سعی در تغییر نتیجه داشتند.

They attempted to change the outcome by applying political pressure.

Família de palavras

Substantivo
ورودی (entry/input), واردات (imports), واردکننده (importer)
Verbo
وارد کردن (to import/enter)
Advérbio
-
Adjetivo
وارداتی (imported)
Relacionado
ورود (arrival/entry)

Dica de memorização

Imagine a warden warding off intruders from the country, واردing only approved goods. Or think of data entering a computer system.

Overview

«وارد کردن» فعلی پرکاربرد در زبان فارسی است که معنای اصلی آن «آوردن از بیرون به درون» است. این واژه بسته به بافت و زمینه‌ای که در آن به کار می‌رود، می‌تواند معانی ظریف و متفاوتی را منتقل کند.

۱. کلیات، ظرافت‌ها و بار معنایی:

در بنیادی‌ترین معنا، «وارد کردن» به عملِ آوردن چیزی از یک فضای خارجی به یک فضای داخلی اشاره دارد. این «بیرون» می‌تواند یک کشور (در مورد کالا)، یک سیستم (در مورد داده یا نرم‌افزار)، یا حتی یک مفهوم (در مورد ایده‌ها) باشد. بار معنایی این واژه عمدتاً خنثی است، اما بسته به نوع «چیزی» که وارد می‌شود و «چراییِ» وارد شدنش، می‌تواند جنبه‌های مثبت (مانند نوآوری، پیشرفت، یا رفع نیاز) یا منفی (مانند ورود کالای قاچاق، اطلاعات نادرست، یا ایده‌های نامطلوب) به خود بگیرد. در حوزه تجارت، «وارد کردن» نقطه مقابل «صادر کردن» است و به جریان کالا یا خدمات از یک کشور به کشوری دیگر اشاره دارد.

۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

«وارد کردن» واژه‌ای نسبتاً رسمی است اما در گفتار روزمره نیز به وفور استفاده می‌شود. در متون رسمی و تجاری، مانند اسناد گمرکی، گزارش‌های اقتصادی، و قراردادها، کاربرد گسترده‌ای دارد. در مکالمات روزمره، ممکن است برای اشاره به وارد کردن اطلاعات در کامپیوتر، یا حتی وارد کردن یک ایده به ذهن کسی به کار رود. تفاوت چندانی بین کاربرد نوشتاری و گفتاری آن وجود ندارد، اما در نوشتار رسمی، معمولاً دقیق‌تر و با جزئیات بیشتری به کار می‌رود. تنوع منطقه‌ای خاصی در کاربرد این واژه مشاهده نمی‌شود، اما ممکن است در مناطق مرزی یا قطب‌های تجاری، بیشتر به گوش بخورد.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • تجارت و اقتصاد: رایج‌ترین کاربرد، مربوط به واردات کالا از خارج به کشور است (مثلاً وارد کردن خودرو، مواد اولیه، یا محصولات کشاورزی). همچنین شامل واردات خدمات نیز می‌شود.
  • فناوری اطلاعات: در این حوزه، «وارد کردن داده» (Data Entry) یا «وارد کردن اطلاعات» در پایگاه‌های داده، نرم‌افزارها، یا سیستم‌ها بسیار متداول است.
  • آموزش و دانش: می‌توان از «وارد کردن مفاهیم» یا «وارد کردن دانش» به یک حوزه تخصصی یا به ذهن دانش‌آموزان صحبت کرد.
  • علم و پژوهش: وارد کردن نتایج یک تحقیق در یک مقاله علمی، یا وارد کردن داده‌های آزمایشگاهی به یک مدل آماری.
  • فرهنگ و هنر: ورود سبک‌های هنری جدید از کشورهای دیگر، یا وارد کردن واژگان بیگانه به زبان.
  • زندگی روزمره: وارد کردن یک عکس به یک برنامه ویرایش عکس، یا وارد کردن یک شماره تلفن در دفترچه مخاطبین.

۴. مقایسه با واژگان مشابه:

  • آوردن: «آوردن» کلی‌تر است و به معنای رساندن چیزی از جایی به جایی دیگر است، چه از بیرون به درون و چه در درون یک فضا. «وارد کردن» همیشه بر جنبه «از بیرون به درون» تأکید دارد. (مثال: او کتاب را آورد. / او کتاب را از خارج وارد کرد.)
  • درآوردن: این واژه در معنای «خارج کردن» (برعکس وارد کردن) به کار می‌رود، اما می‌تواند به معنای «اختراع کردن» یا «ساختن» نیز باشد که با «وارد کردن» کاملاً متفاوت است.
  • استوارد کردن: این واژه بیشتر در معنای «مستقر کردن»، «جا انداختن» یا «محکم کردن» به کار می‌رود و ربطی به معنای «وارد کردن» ندارد.
  • تحویل گرفتن: به معنای دریافت کردن چیزی است، نه لزوماً از بیرون به درون.

۵. سطح زبانی و لحن:

«وارد کردن» واژه‌ای خنثی تا کمی رسمی است. در مکالمات غیررسمی، گاهی اوقات ممکن است از افعال ساده‌تری مانند «آوردن» یا «گذاشتن» (در مورد داده) استفاده شود، اما «وارد کردن» نیز کاملاً قابل قبول است. در نوشتار رسمی، آکادمیک و تجاری، انتخاب اول و صحیح همین واژه است. استفاده از آن در موقعیت‌های بسیار خودمانی یا با لحن شوخ‌طبعانه ممکن است کمی نامتعارف باشد، مگر اینکه به صورت کنایه‌آمیز به کار رود.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations) با توضیح در متن:

  • وارد کردن کالا: این عبارت در حوزه تجارت بسیار رایج است و به معنای ورود قانونی یا غیرقانونی کالا از مرزهای یک کشور است. (مثال: دولت تعرفه‌های واردات کالا را افزایش داد.)
  • وارد کردن اطلاعات: در حوزه کامپیوتر و داده‌پردازی، به معنای ثبت و درج اطلاعات در یک سیستم یا نرم‌افزار است. (مثال: لطفاً اطلاعات تماس خود را در فرم وارد کنید.)
  • وارد کردن خسارت: به معنای ایجاد آسیب یا زیان است، اغلب در موقعیت‌های غیرعمدی یا در اثر یک اتفاق. (مثال: نشت لوله باعث وارد کردن خسارت زیادی به ساختمان شد.)
  • وارد کردن ضربه: به معنای وارد کردن صدمه فیزیکی با ضربه است. (مثال: مهاجم ضربه‌ای کاری به حریف وارد کرد.)
  • وارد کردن ایده/مفهوم: به معنای معرفی یا پذیرش یک فکر یا مفهوم جدید، اغلب از یک فرهنگ یا سیستم دیگر. (مثال: این فیلم ایده‌های جدیدی را به سینمای ایران وارد کرد.)
  • وارد کردن خودرو: به طور خاص به معنای واردات ماشین از خارج کشور است. (مثال: وارد کردن خودروهای لوکس ممنوع شد.)

Notas de uso

While 'وارد کردن' is widely understood, its formality level can vary. In business and official contexts, it's the standard term. For everyday computer use, 'وارد کردن اطلاعات' is common, but 'زدن' (e.g., 'رمز رو بزن' - enter the password) is more informal. Avoid using it for simple 'bringing' actions unless the 'inward' direction is emphasized.

Erros comuns

Learners might confuse 'وارد کردن' (to import/enter) with 'صادر کردن' (to export) or 'خارج کردن' (to exit/remove). Always check if the action is about bringing something in or sending something out. Another mistake is using it where a simpler verb like 'گذاشتن' (to put) would suffice in very casual speech.

Dica de memorização

Imagine a warden warding off intruders from the country, واردing only approved goods. Or think of data entering a computer system.

Origem da palavra

The word 'وارد' (vared) comes from Arabic 'wārid', meaning 'arriving' or 'coming'. The verb 'وارد کردن' (vared kardan) literally means 'to cause to arrive' or 'to bring in'. It has been a part of Persian for centuries, especially in trade and administrative contexts.

Contexto cultural

The concept of 'واردات' (imports) is a significant topic in Iranian economic discourse, often debated in relation to self-sufficiency and foreign dependency. Media frequently discusses which goods are being imported and the impact on local markets. The word also appears in historical contexts, referring to the entry of foreign influences or technologies.

Exemplos

1

شرکت ما سالانه مقادیر زیادی مواد اولیه از خارج وارد می‌کند.

business

Our company imports large quantities of raw materials from abroad annually.

2

لطفاً اطلاعات شخصی خود را در این فرم وارد کنید.

everyday

Please enter your personal information in this form.

3

وارد کردن داده‌های حجیم به پایگاه داده نیازمند دقت فراوان است.

academic

Inputting large volumes of data into the database requires great precision.

4

این نرم‌افزار به شما امکان می‌دهد عکس‌ها را به راحتی وارد کنید.

technology

This software allows you to easily import photos.

5

در این مطالعه، ما سعی کردیم مفاهیم جدیدی را به بحث وارد کنیم.

formal

In this study, we tried to introduce new concepts into the discussion.

6

آنها با وارد کردن فشارهای سیاسی، سعی در تغییر نتیجه داشتند.

formal

They attempted to change the outcome by applying political pressure.

7

این مدل ماشین، قطعاتش از آلمان وارد شده است.

everyday

The parts for this car model were imported from Germany.

8

شاعر در شعر خود، احساسات تازه‌ای را وارد کرده بود.

literary

The poet had introduced fresh emotions into his poem.

Família de palavras

Substantivo
ورودی (entry/input), واردات (imports), واردکننده (importer)
Verbo
وارد کردن (to import/enter)
Advérbio
-
Adjetivo
وارداتی (imported)
Relacionado
ورود (arrival/entry)

Colocações comuns

وارد کردن کالا Importing goods
وارد کردن اطلاعات Entering/Inputting data/information
وارد کردن خسارت Causing damage
وارد کردن ضربه Inflicting a blow/strike
وارد کردن خودرو Importing a car
وارد کردن ایده Introducing an idea
وارد کردن رمز عبور Entering a password
وارد کردن مقاومت Introducing resistance

Frases Comuns

وارد کردن کالا به کشور

Importing goods into the country

وارد کردن اطلاعات در سیستم

Entering data into the system

وارد کردن ضربه مهلک

Inflicting a fatal blow

وارد کردن خسارت جانی و مالی

Causing human and financial damage

Frequentemente confundido com

وارد کردن vs صادر کردن (Sader kardan)

This is the direct antonym, meaning 'to export' or 'to send goods/services out of a country'. 'وارد کردن' is about bringing things in. Example: Iran exports carpets (صادر می‌کند) and imports technology (وارد می‌کند).

وارد کردن vs درآوردن (Dar avardan)

This means 'to take out', 'to remove', or sometimes 'to invent/create'. It's the opposite of bringing something in. Example: He took the money out of his pocket (پول را از جیبش درآورد).

وارد کردن vs آوردن (Aavardan)

'Aavardan' is a more general term for 'to bring'. 'وارد کردن' specifically implies bringing something into a defined boundary (country, system, etc.), often from outside. Example: He brought the book (کتاب را آورد) vs. He imported the book (کتاب را وارد کرد - implying from another country).

Padrões gramaticais

فاعل + مفعول (کالا/اطلاعات/...) + را + وارد + کردن + (فعل کمکی) فاعل + از + مبدأ + مفعول + را + وارد + کردن وارد کردن + خسارت/ضربه مفعول + به + مقصد + وارد + شدن (برای حالت مجهول) وارد کردن + (صفت نسبی) + (اسم) در + زمینه/موضوع + وارد کردن + (مفهوم)

Use in Context

Pay attention to the object of the verb 'وارد کردن'. Is it goods, data, an idea, or something else? This will clarify the specific meaning.

Avoid Overuse in Casual Speech

While 'وارد کردن' is understood, simpler verbs like 'آوردن' (to bring) or 'گذاشتن' (to put/enter data) might sound more natural in very informal chats.

Economic Significance

The concept of 'واردات' (imports) is crucial in Iran's economy. Understanding this word helps grasp discussions about trade balance and national production.

Figurative Usage

Look for instances where 'وارد کردن' is used metaphorically, like 'وارد کردن ترس' (instilling fear) or 'وارد کردن شبهه' (raising doubt), to grasp its broader semantic range.

Teste-se

fill blank

Fill in the blank with the correct form of 'وارد کردن' or a related word.

لطفاً نام کاربری و رمز عبور خود را ____ کنید.

Correto! Quase. Resposta certa: وارد

The context requires the word for inputting credentials into a system, which is 'وارد کردن'.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'وارد کردن' in the sentence below.

ایران مقدار زیادی گندم از کشورهای همسایه وارد می‌کند.

Correto! Quase. Resposta certa: Bringing grain into the country from abroad.

The sentence clearly indicates that grain is being brought into Iran from other countries, matching the definition of 'وارد کردن' in a trade context.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct sentence.

اطلاعات / در / سیستم / را / وارد / کنید / شما

Correto! Quase. Resposta certa: شما لطفاً اطلاعات را در سیستم وارد کنید.

The standard Persian sentence structure (Subject-Object-Verb) is used here, with 'شما' as the subject (often implied or polite), 'اطلاعات' as the object, and 'وارد کنید' as the verb.

error correction

Find and correct the error in the sentence.

او سعی کرد اطلاعات را در کامپیوتر خارج کند.

Correto! Quase. Resposta certa: او سعی کرد اطلاعات را در کامپیوتر وارد کند.

The verb 'خارج کند' (to take out/extract) is incorrect here. The context of putting information into a computer requires the verb 'وارد کند' (to enter/input).

Pontuação: /4

Recursos visuais

Word Family

وارد کردن

Nouns

  • ورودی
  • واردات
  • واردکننده

Verbs

  • وارد کردن

Adjectives

  • وارداتی

Usage Contexts

Business/Trade

  • وارد کردن ماشین‌آلات صنعتی
  • تعرفه‌های واردات کالا

Technology/IT

  • وارد کردن رمز عبور
  • وارد کردن داده‌ها در اکسل

General Life

  • وارد کردن شماره تلفن
  • وارد کردن یک ایده جدید

Abstract Concepts

  • وارد کردن خسارت
  • وارد کردن ضربه

Perguntas frequentes

8 perguntas

«آوردن» کلی‌تر است و به معنی رساندن از جایی به جایی دیگر است، اما «وارد کردن» همیشه بر جنبه ورود از بیرون به درون یک محدوده (مثل کشور یا سیستم) تأکید دارد.

خیر، علاوه بر کالا، برای اطلاعات، داده، مفاهیم، ایده‌ها، و حتی ضربه یا خسارت هم استفاده می‌شود.

«وارد کردن اطلاعات» (Data Entry) اصطلاح استاندارد و رایج‌تری است. «ریختن» معمولاً برای حجم زیاد و بدون نظم استفاده می‌شود.

بله، بسته به بافت می‌تواند معنای منفی بدهد، مثلاً «وارد کردن کالای قاچاق» یا «وارد کردن اطلاعات نادرست».

بله، می‌توان گفت: «این فکر به ذهنم وارد شد» یا «او این ایده را به ذهن من وارد کرد»، هرچند شاید کمی رسمی باشد.

«وارد کردن» در این حوزه به معنای آوردن کالا یا خدمات از کشورهای دیگر به داخل کشور برای فروش یا مصرف است و نقطه مقابل «صادر کردن» محسوب می‌شود.

قطعاً. این فعل یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی معاصر است، به‌ویژه در حوزه‌های تجارت، فناوری و تبادل فرهنگی.

با خواندن اخبار اقتصادی، مقالات علمی و حتی دستورالعمل‌های نرم‌افزاری. همچنین، سعی کنید در مکالمات روزمره از آن استفاده کنید.

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!