وارد کردن
To bring goods or services into a country from abroad for sale.
To bring something (goods, data, ideas) from outside into a country, system, or context.
الكلمة في 30 ثانية
- Bringing goods or services into a country.
- Inputting data into a system or computer.
- Introducing new ideas or concepts.
- Opposite of exporting.
Summary
To bring something (goods, data, ideas) from outside into a country, system, or context.
- Bringing goods or services into a country.
- Inputting data into a system or computer.
- Introducing new ideas or concepts.
- Opposite of exporting.
Use in Context
Pay attention to the object of the verb 'وارد کردن'. Is it goods, data, an idea, or something else? This will clarify the specific meaning.
Avoid Overuse in Casual Speech
While 'وارد کردن' is understood, simpler verbs like 'آوردن' (to bring) or 'گذاشتن' (to put/enter data) might sound more natural in very informal chats.
Economic Significance
The concept of 'واردات' (imports) is crucial in Iran's economy. Understanding this word helps grasp discussions about trade balance and national production.
Figurative Usage
Look for instances where 'وارد کردن' is used metaphorically, like 'وارد کردن ترس' (instilling fear) or 'وارد کردن شبهه' (raising doubt), to grasp its broader semantic range.
أمثلة
6 من 8شرکت ما سالانه مقادیر زیادی مواد اولیه از خارج وارد میکند.
Our company imports large quantities of raw materials from abroad annually.
لطفاً اطلاعات شخصی خود را در این فرم وارد کنید.
Please enter your personal information in this form.
وارد کردن دادههای حجیم به پایگاه داده نیازمند دقت فراوان است.
Inputting large volumes of data into the database requires great precision.
این نرمافزار به شما امکان میدهد عکسها را به راحتی وارد کنید.
This software allows you to easily import photos.
در این مطالعه، ما سعی کردیم مفاهیم جدیدی را به بحث وارد کنیم.
In this study, we tried to introduce new concepts into the discussion.
آنها با وارد کردن فشارهای سیاسی، سعی در تغییر نتیجه داشتند.
They attempted to change the outcome by applying political pressure.
عائلة الكلمة
نصيحة للحفظ
Imagine a warden warding off intruders from the country, واردing only approved goods. Or think of data entering a computer system.
Overview
«وارد کردن» فعلی پرکاربرد در زبان فارسی است که معنای اصلی آن «آوردن از بیرون به درون» است. این واژه بسته به بافت و زمینهای که در آن به کار میرود، میتواند معانی ظریف و متفاوتی را منتقل کند.
۱. کلیات، ظرافتها و بار معنایی:
در بنیادیترین معنا، «وارد کردن» به عملِ آوردن چیزی از یک فضای خارجی به یک فضای داخلی اشاره دارد. این «بیرون» میتواند یک کشور (در مورد کالا)، یک سیستم (در مورد داده یا نرمافزار)، یا حتی یک مفهوم (در مورد ایدهها) باشد. بار معنایی این واژه عمدتاً خنثی است، اما بسته به نوع «چیزی» که وارد میشود و «چراییِ» وارد شدنش، میتواند جنبههای مثبت (مانند نوآوری، پیشرفت، یا رفع نیاز) یا منفی (مانند ورود کالای قاچاق، اطلاعات نادرست، یا ایدههای نامطلوب) به خود بگیرد. در حوزه تجارت، «وارد کردن» نقطه مقابل «صادر کردن» است و به جریان کالا یا خدمات از یک کشور به کشوری دیگر اشاره دارد.
۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقهای):
«وارد کردن» واژهای نسبتاً رسمی است اما در گفتار روزمره نیز به وفور استفاده میشود. در متون رسمی و تجاری، مانند اسناد گمرکی، گزارشهای اقتصادی، و قراردادها، کاربرد گستردهای دارد. در مکالمات روزمره، ممکن است برای اشاره به وارد کردن اطلاعات در کامپیوتر، یا حتی وارد کردن یک ایده به ذهن کسی به کار رود. تفاوت چندانی بین کاربرد نوشتاری و گفتاری آن وجود ندارد، اما در نوشتار رسمی، معمولاً دقیقتر و با جزئیات بیشتری به کار میرود. تنوع منطقهای خاصی در کاربرد این واژه مشاهده نمیشود، اما ممکن است در مناطق مرزی یا قطبهای تجاری، بیشتر به گوش بخورد.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- تجارت و اقتصاد: رایجترین کاربرد، مربوط به واردات کالا از خارج به کشور است (مثلاً وارد کردن خودرو، مواد اولیه، یا محصولات کشاورزی). همچنین شامل واردات خدمات نیز میشود.
- فناوری اطلاعات: در این حوزه، «وارد کردن داده» (Data Entry) یا «وارد کردن اطلاعات» در پایگاههای داده، نرمافزارها، یا سیستمها بسیار متداول است.
- آموزش و دانش: میتوان از «وارد کردن مفاهیم» یا «وارد کردن دانش» به یک حوزه تخصصی یا به ذهن دانشآموزان صحبت کرد.
- علم و پژوهش: وارد کردن نتایج یک تحقیق در یک مقاله علمی، یا وارد کردن دادههای آزمایشگاهی به یک مدل آماری.
- فرهنگ و هنر: ورود سبکهای هنری جدید از کشورهای دیگر، یا وارد کردن واژگان بیگانه به زبان.
- زندگی روزمره: وارد کردن یک عکس به یک برنامه ویرایش عکس، یا وارد کردن یک شماره تلفن در دفترچه مخاطبین.
۴. مقایسه با واژگان مشابه:
- آوردن: «آوردن» کلیتر است و به معنای رساندن چیزی از جایی به جایی دیگر است، چه از بیرون به درون و چه در درون یک فضا. «وارد کردن» همیشه بر جنبه «از بیرون به درون» تأکید دارد. (مثال: او کتاب را آورد. / او کتاب را از خارج وارد کرد.)
- درآوردن: این واژه در معنای «خارج کردن» (برعکس وارد کردن) به کار میرود، اما میتواند به معنای «اختراع کردن» یا «ساختن» نیز باشد که با «وارد کردن» کاملاً متفاوت است.
- استوارد کردن: این واژه بیشتر در معنای «مستقر کردن»، «جا انداختن» یا «محکم کردن» به کار میرود و ربطی به معنای «وارد کردن» ندارد.
- تحویل گرفتن: به معنای دریافت کردن چیزی است، نه لزوماً از بیرون به درون.
۵. سطح زبانی و لحن:
«وارد کردن» واژهای خنثی تا کمی رسمی است. در مکالمات غیررسمی، گاهی اوقات ممکن است از افعال سادهتری مانند «آوردن» یا «گذاشتن» (در مورد داده) استفاده شود، اما «وارد کردن» نیز کاملاً قابل قبول است. در نوشتار رسمی، آکادمیک و تجاری، انتخاب اول و صحیح همین واژه است. استفاده از آن در موقعیتهای بسیار خودمانی یا با لحن شوخطبعانه ممکن است کمی نامتعارف باشد، مگر اینکه به صورت کنایهآمیز به کار رود.
۶. همنشینیهای رایج (Collocations) با توضیح در متن:
- وارد کردن کالا: این عبارت در حوزه تجارت بسیار رایج است و به معنای ورود قانونی یا غیرقانونی کالا از مرزهای یک کشور است. (مثال: دولت تعرفههای واردات کالا را افزایش داد.)
- وارد کردن اطلاعات: در حوزه کامپیوتر و دادهپردازی، به معنای ثبت و درج اطلاعات در یک سیستم یا نرمافزار است. (مثال: لطفاً اطلاعات تماس خود را در فرم وارد کنید.)
- وارد کردن خسارت: به معنای ایجاد آسیب یا زیان است، اغلب در موقعیتهای غیرعمدی یا در اثر یک اتفاق. (مثال: نشت لوله باعث وارد کردن خسارت زیادی به ساختمان شد.)
- وارد کردن ضربه: به معنای وارد کردن صدمه فیزیکی با ضربه است. (مثال: مهاجم ضربهای کاری به حریف وارد کرد.)
- وارد کردن ایده/مفهوم: به معنای معرفی یا پذیرش یک فکر یا مفهوم جدید، اغلب از یک فرهنگ یا سیستم دیگر. (مثال: این فیلم ایدههای جدیدی را به سینمای ایران وارد کرد.)
- وارد کردن خودرو: به طور خاص به معنای واردات ماشین از خارج کشور است. (مثال: وارد کردن خودروهای لوکس ممنوع شد.)
ملاحظات الاستخدام
While 'وارد کردن' is widely understood, its formality level can vary. In business and official contexts, it's the standard term. For everyday computer use, 'وارد کردن اطلاعات' is common, but 'زدن' (e.g., 'رمز رو بزن' - enter the password) is more informal. Avoid using it for simple 'bringing' actions unless the 'inward' direction is emphasized.
أخطاء شائعة
Learners might confuse 'وارد کردن' (to import/enter) with 'صادر کردن' (to export) or 'خارج کردن' (to exit/remove). Always check if the action is about bringing something in or sending something out. Another mistake is using it where a simpler verb like 'گذاشتن' (to put) would suffice in very casual speech.
نصيحة للحفظ
Imagine a warden warding off intruders from the country, واردing only approved goods. Or think of data entering a computer system.
أصل الكلمة
The word 'وارد' (vared) comes from Arabic 'wārid', meaning 'arriving' or 'coming'. The verb 'وارد کردن' (vared kardan) literally means 'to cause to arrive' or 'to bring in'. It has been a part of Persian for centuries, especially in trade and administrative contexts.
السياق الثقافي
The concept of 'واردات' (imports) is a significant topic in Iranian economic discourse, often debated in relation to self-sufficiency and foreign dependency. Media frequently discusses which goods are being imported and the impact on local markets. The word also appears in historical contexts, referring to the entry of foreign influences or technologies.
أمثلة
شرکت ما سالانه مقادیر زیادی مواد اولیه از خارج وارد میکند.
businessOur company imports large quantities of raw materials from abroad annually.
لطفاً اطلاعات شخصی خود را در این فرم وارد کنید.
everydayPlease enter your personal information in this form.
وارد کردن دادههای حجیم به پایگاه داده نیازمند دقت فراوان است.
academicInputting large volumes of data into the database requires great precision.
این نرمافزار به شما امکان میدهد عکسها را به راحتی وارد کنید.
technologyThis software allows you to easily import photos.
در این مطالعه، ما سعی کردیم مفاهیم جدیدی را به بحث وارد کنیم.
formalIn this study, we tried to introduce new concepts into the discussion.
آنها با وارد کردن فشارهای سیاسی، سعی در تغییر نتیجه داشتند.
formalThey attempted to change the outcome by applying political pressure.
این مدل ماشین، قطعاتش از آلمان وارد شده است.
everydayThe parts for this car model were imported from Germany.
شاعر در شعر خود، احساسات تازهای را وارد کرده بود.
literaryThe poet had introduced fresh emotions into his poem.
عائلة الكلمة
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
وارد کردن کالا به کشور
Importing goods into the country
وارد کردن اطلاعات در سیستم
Entering data into the system
وارد کردن ضربه مهلک
Inflicting a fatal blow
وارد کردن خسارت جانی و مالی
Causing human and financial damage
يُخلط عادةً مع
This is the direct antonym, meaning 'to export' or 'to send goods/services out of a country'. 'وارد کردن' is about bringing things in. Example: Iran exports carpets (صادر میکند) and imports technology (وارد میکند).
This means 'to take out', 'to remove', or sometimes 'to invent/create'. It's the opposite of bringing something in. Example: He took the money out of his pocket (پول را از جیبش درآورد).
'Aavardan' is a more general term for 'to bring'. 'وارد کردن' specifically implies bringing something into a defined boundary (country, system, etc.), often from outside. Example: He brought the book (کتاب را آورد) vs. He imported the book (کتاب را وارد کرد - implying from another country).
أنماط نحوية
Use in Context
Pay attention to the object of the verb 'وارد کردن'. Is it goods, data, an idea, or something else? This will clarify the specific meaning.
Avoid Overuse in Casual Speech
While 'وارد کردن' is understood, simpler verbs like 'آوردن' (to bring) or 'گذاشتن' (to put/enter data) might sound more natural in very informal chats.
Economic Significance
The concept of 'واردات' (imports) is crucial in Iran's economy. Understanding this word helps grasp discussions about trade balance and national production.
Figurative Usage
Look for instances where 'وارد کردن' is used metaphorically, like 'وارد کردن ترس' (instilling fear) or 'وارد کردن شبهه' (raising doubt), to grasp its broader semantic range.
اختبر نفسك
Fill in the blank with the correct form of 'وارد کردن' or a related word.
لطفاً نام کاربری و رمز عبور خود را ____ کنید.
The context requires the word for inputting credentials into a system, which is 'وارد کردن'.
Choose the correct meaning of 'وارد کردن' in the sentence below.
ایران مقدار زیادی گندم از کشورهای همسایه وارد میکند.
The sentence clearly indicates that grain is being brought into Iran from other countries, matching the definition of 'وارد کردن' in a trade context.
Arrange the words to form a grammatically correct sentence.
اطلاعات / در / سیستم / را / وارد / کنید / شما
The standard Persian sentence structure (Subject-Object-Verb) is used here, with 'شما' as the subject (often implied or polite), 'اطلاعات' as the object, and 'وارد کنید' as the verb.
Find and correct the error in the sentence.
او سعی کرد اطلاعات را در کامپیوتر خارج کند.
The verb 'خارج کند' (to take out/extract) is incorrect here. The context of putting information into a computer requires the verb 'وارد کند' (to enter/input).
النتيجة: /4
وسائل تعلم بصرية
Word Family
Nouns
- ورودی
- واردات
- واردکننده
Verbs
- وارد کردن
Adjectives
- وارداتی
Usage Contexts
Business/Trade
- وارد کردن ماشینآلات صنعتی
- تعرفههای واردات کالا
Technology/IT
- وارد کردن رمز عبور
- وارد کردن دادهها در اکسل
General Life
- وارد کردن شماره تلفن
- وارد کردن یک ایده جدید
Abstract Concepts
- وارد کردن خسارت
- وارد کردن ضربه
الأسئلة الشائعة
8 أسئلة«آوردن» کلیتر است و به معنی رساندن از جایی به جایی دیگر است، اما «وارد کردن» همیشه بر جنبه ورود از بیرون به درون یک محدوده (مثل کشور یا سیستم) تأکید دارد.
خیر، علاوه بر کالا، برای اطلاعات، داده، مفاهیم، ایدهها، و حتی ضربه یا خسارت هم استفاده میشود.
«وارد کردن اطلاعات» (Data Entry) اصطلاح استاندارد و رایجتری است. «ریختن» معمولاً برای حجم زیاد و بدون نظم استفاده میشود.
بله، بسته به بافت میتواند معنای منفی بدهد، مثلاً «وارد کردن کالای قاچاق» یا «وارد کردن اطلاعات نادرست».
بله، میتوان گفت: «این فکر به ذهنم وارد شد» یا «او این ایده را به ذهن من وارد کرد»، هرچند شاید کمی رسمی باشد.
«وارد کردن» در این حوزه به معنای آوردن کالا یا خدمات از کشورهای دیگر به داخل کشور برای فروش یا مصرف است و نقطه مقابل «صادر کردن» محسوب میشود.
قطعاً. این فعل یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی معاصر است، بهویژه در حوزههای تجارت، فناوری و تبادل فرهنگی.
با خواندن اخبار اقتصادی، مقالات علمی و حتی دستورالعملهای نرمافزاری. همچنین، سعی کنید در مکالمات روزمره از آن استفاده کنید.
مزيد من كلمات business
عادتأ
B2As is the custom or habit; customarily.
عامیانه
B2Characteristic of ordinary conversation rather than formal speech or writing; informal.
اعطا کردن
B2To grant or bestow (a right, power, or honor).
اعتبار
A2Credit; the ability of a customer to obtain goods or services before payment.
اعتباراً
B2On credit; by means of credibility.
اعتبار دادن
B1To grant credit or give credibility to someone or something.
اعتباردهنده
B2An entity that lends money or provides credit to another party.
اعتبار مالی
B1Financial standing or reputation; available funds.
اعتبارنامه
B1A qualification, achievement, or personal quality; credential.
اعتباری
B1Relating to credit, especially financial credit; based on trust or reputation.