ابداعی
The word 'ebtedā'i' signifies inventiveness and the creation of something new and original.
ابداعی 30秒了解
- Characterized by originality and novelty.
- Describes things or people who create new ideas.
- Used in contexts of art, science, and business.
Overview
واژه «ابداعی» (Ebtedā'i) در زبان فارسی برای توصیف ویژگی خلاقیت و نوآوری به کار میرود. این صفت به هر چیزی که از ذهن خلاق نشأت گرفته باشد و تازگی، ابتکار و اصالت را در خود داشته باشد، اطلاق میشود. فرد یا فعالیتی که ابداعی است، معمولاً قادر به ارائه راهحلهای جدید برای مشکلات، خلق آثار هنری بدیع، یا طراحی محصولات و خدمات نوآورانه است. این واژه بر توانایی «به وجود آوردن» یا «آغاز کردن» چیزی جدید تأکید دارد و از ریشه عربی «بدع» (بَدَعَ) به معنای نوآوری و خلق کردن گرفته شده است.
«ابداعی» معمولاً به عنوان صفت برای اسمها به کار میرود. میتوان آن را برای توصیف افراد (مانند یک نویسنده ابداعی)، ایدهها (یک ایده ابداعی)، روشها (یک روش ابداعی)، طرحها (یک طرح ابداعی)، یا محصولات (یک محصول ابداعی) استفاده کرد. همچنین میتواند به صورت قیدی (البته کمتر رایج) یا بخشی از ترکیبات وصفی مانند «روحیه ابداعی» یا «تفکر ابداعی» ظاهر شود. در ساختارهای جملهای، اغلب در کنار فعلهایی مانند «داشتن»، «به خرج دادن»، «نشان دادن»، «بودن» و «به کار بردن» میآید.
این واژه در زمینههای مختلفی کاربرد دارد، از جمله: هنر و ادبیات (برای توصیف سبکهای نوین، آثار خلاقانه)، علم و فناوری (برای اختراعات، اکتشافات و روشهای پژوهشی جدید)، کسبوکار و بازاریابی (برای محصولات، خدمات و کمپینهای نوآورانه)، آموزش (برای روشهای تدریس خلاقانه)، و حتی زندگی روزمره (برای راهحلهای خلاقانه برای مشکلات). در محیطهای رسمی و آکادمیک، «ابداعی» برای برجسته کردن جنبه نوآوری و تازگی یک ایده یا محصول بسیار رایج است.
«بدیع» به معنای بسیار نو، بیمانند و بیسابقه است. این واژه بار معنایی قویتری نسبت به «ابداعی» دارد و اغلب برای توصیف کارهایی به کار میرود که واقعاً در نوع خود بینظیر و منحصر به فرد هستند. «ابداعی» میتواند شامل درجهای از نوآوری باشد که لزوماً در حد «بدیع» نیست.
«خلاقانه» به معنای ناشی از خلاقیت است و بر توانایی ذهن در تولید ایدهها و تصاویر ذهنی تأکید دارد. «ابداعی» و «نوآورانه» اغلب نتیجه «خلاقیت» هستند، اما «خلاقانه» لزوماً به معنای کاملاً جدید یا بیسابقه نیست؛ میتواند به معنای هوشمندانه و با استفاده از تخیل نیز باشد.
«نوآورانه» نیز به معنای ایجاد کننده نوآوری است و شباهت زیادی با «ابداعی» دارد. با این حال، «نوآورانه» بیشتر بر جنبه «آوردن چیزی جدید» و «بهبود» تمرکز دارد، در حالی که «ابداعی» میتواند به خلق چیزی کاملاً جدید و بیسابقه نیز اشاره کند. هر دو واژه در بسیاری از بافتها قابل جایگزینی هستند.
例句
طراح این لباس از پارچههای ابداعی برای خلق طرحی نو استفاده کرده است.
fashionThe designer of this dress used innovative fabrics to create a new design.
این مقاله یک رویکرد ابداعی به مسئلهی تغییرات اقلیمی ارائه میدهد.
academicThis article presents an inventive approach to the issue of climate change.
ایدهی او برای راهاندازی کسبوکار خانگی بسیار ابداعی بود و مورد استقبال قرار گرفت.
entrepreneurshipHis idea for starting a home-based business was very inventive and was well-received.
معلم از روشهای ابداعی برای جذابتر کردن درس علوم برای دانشآموزان استفاده کرد.
educationThe teacher used innovative methods to make the science lesson more engaging for the students.
常见搭配
常用短语
فکر ابداعی
Inventive thought
نوآوری ابداعی
Inventive innovation
هنر ابداعی
Inventive art
容易混淆的词
语法模式
如何使用
使用说明
The term 'ebtedā'i' is generally used in positive contexts to praise originality. It can be applied to both tangible creations (like products) and intangible ones (like ideas or methods). It is suitable for both formal and informal settings, though its use might be more pronounced in professional or academic discussions.
常见错误
Speakers might sometimes overuse 'ebtedā'i' for things that are merely slightly different rather than truly novel. It's also important to distinguish it from 'khalāq' (creative), ensuring the emphasis is on the invention/newness aspect.
小贴士
Emphasize Originality and Newness
Avoid Overuse in Mundane Contexts
Value Placed on Innovation
词源
The word 'ebtedā'i' comes from the Arabic root 'b-d-' (ب-د-ع), meaning to originate, invent, or create something new. The 'ta' prefix often indicates a noun or an active participle related to the root's action.
文化背景
In many Persian-speaking societies, there's a strong appreciation for creativity and ingenuity. Highlighting something as 'ebtedā'i' is often a way to show respect for the originality and effort involved.
记忆技巧
Think of 'ebtedā'i' as 'e-BADE-a-i', where 'e-BADE' sounds like 'e-made', suggesting something newly 'made' or invented.
常见问题
4 个问题自我测试
این شرکت با ارائه یک محصول ______ توانست سهم بازار خود را افزایش دهد.
کلمه «ابداعی» به معنای جدید و نوآورانه بودن محصول است که با افزایش سهم بازار همخوانی دارد.
او ذهن بسیار ابداعی دارد و همیشه ایدههای جدیدی ارائه میدهد.
کلمه «خلاق» (Khallāq) به بهترین نحو معنای توانایی خلق ایدههای جدید را که در «ابداعی» نهفته است، منتقل میکند.
روش / این / ابداعی / معلم / بود / بسیار
این ساختار جمله صحیح است و «ابداعی» به درستی صفت روش معلم قرار گرفته است.
得分: /3
Summary
The word 'ebtedā'i' signifies inventiveness and the creation of something new and original.
- Characterized by originality and novelty.
- Describes things or people who create new ideas.
- Used in contexts of art, science, and business.
Emphasize Originality and Newness
Avoid Overuse in Mundane Contexts
Value Placed on Innovation
例句
4 / 4طراح این لباس از پارچههای ابداعی برای خلق طرحی نو استفاده کرده است.
The designer of this dress used innovative fabrics to create a new design.
این مقاله یک رویکرد ابداعی به مسئلهی تغییرات اقلیمی ارائه میدهد.
This article presents an inventive approach to the issue of climate change.
ایدهی او برای راهاندازی کسبوکار خانگی بسیار ابداعی بود و مورد استقبال قرار گرفت.
His idea for starting a home-based business was very inventive and was well-received.
معلم از روشهای ابداعی برای جذابتر کردن درس علوم برای دانشآموزان استفاده کرد.
The teacher used innovative methods to make the science lesson more engaging for the students.
相关内容
这个词在其他语言中
更多academic词汇
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.