A1 noun 中性 #7,500 最常用 1分钟阅读

فک

fak [fæk]

30秒词汇

  • The bony framework of the mouth (upper or lower jaw).
  • Used for humans and animals for chewing and speaking.
  • Common in daily life, medicine, and animal descriptions.
  • Standard, neutral term, usable in all contexts.

Summary

Jaw: The essential bony structure of the mouth used for chewing, speaking, and forming facial features.

  • The bony framework of the mouth (upper or lower jaw).
  • Used for humans and animals for chewing and speaking.
  • Common in daily life, medicine, and animal descriptions.
  • Standard, neutral term, usable in all contexts.

Visualize the Jawbone

Imagine the strong, bony structure that holds your teeth. Picture yourself chewing food or talking to connect the word 'فک' (jaw) with its physical function.

Don't Confuse with 'Seal'

While 'فک' is the Persian word for jaw, it's also the English word for the marine mammal. Be mindful of the language context to avoid confusion.

Facial Expressions

In Persian culture, the movement and appearance of the jaw (فک) are often subtly linked to expressions of emotion like anger (clenched jaw) or surprise (dropped jaw).

Medical Terminology

For medical contexts, learn related terms like 'فک بالا' (maxilla) and 'فک پایین' (mandible) for greater precision. Also, 'مفصل گیجگاهی-فکی' (temporomandibular joint) is crucial for discussing jaw joint issues.

例句

6 / 8
1

دندانپزشک از من خواست فکم را کاملاً باز کنم.

The dentist asked me to open my jaw completely.

2

او در اثر ضربه شدید، دچار شکستگی فک شد.

He suffered a fractured jaw due to a severe blow.

3

در مستند حیات وحش، قدرت فک گرگ را نشان دادند.

In the wildlife documentary, they showed the power of the wolf's jaw.

4

مادربزرگم همیشه می‌گفت جوانی، فک می‌اندازی!

My grandmother always said, 'Youth, you'll clench your jaw!' (meaning: you'll face difficulties/challenges).

5

جراحی ترمیمی فک برای بهبود ظاهر بیمار ضروری بود.

Reconstructive jaw surgery was necessary to improve the patient's appearance.

6

این نوع ماهی فک‌های بسیار تیزی دارد.

This type of fish has very sharp jaws.

词族

名词
فک
形容词
فکی
相关
فک‌بند (jaw brace/splint)

记忆技巧

Imagine a powerful lion ('شیر') opening its mighty 'فک' (jaw) to roar. The 'شیر' and 'فک' connection helps remember the word for jaw.

**مفهوم کلی، ظرایف و بار معنایی:**

واژه «فک» در زبان فارسی به بخش استخوانی دهان اشاره دارد که آرواره بالا و پایین را تشکیل می‌دهد. این کلمه هم برای انسان و هم برای حیوانات به کار می‌رود. در زبان فارسی، «فک» معمولاً به خود استخوان اشاره دارد، اما گاهی اوقات به کل ناحیه دهان و فک نیز اطلاق می‌شود. بار معنایی آن خنثی است و بیشتر جنبه تشریحی و کالبدشناسانه دارد. در برخی متون قدیمی‌تر یا در ادبیات، ممکن است برای اشاره به قدرت یا حتی خشونت نیز استفاده شود، اما این کاربرد رایج نیست. در حیوانات، «فک» اغلب با قدرت گاز گرفتن یا شکار کردن همراه است.

**الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):**

«فک» کلمه‌ای است که در گفتار روزمره و نوشتار به طور گسترده استفاده می‌شود. در مکالمات عادی، وقتی درباره درد دندان، مشکل در جویدن یا حتی تغییرات ظاهری صورت صحبت می‌کنیم، از آن استفاده می‌کنیم. در متون علمی و پزشکی، این کلمه به صورت دقیق برای اشاره به استخوان‌های فک بالا (ماگزیلا) و فک پایین (منیبل) به کار می‌رود. تفاوتی بین کاربرد رسمی و غیررسمی آن وجود ندارد، اما در متون تخصصی پزشکی، ممکن است از اصطلاحات دقیق‌تری مانند «آرواره» یا نام‌های لاتین استخوان‌ها استفاده شود. در گویش‌های مختلف فارسی، تفاوت چشمگیری در استفاده از این کلمه دیده نمی‌شود و «فک» واژه‌ای استاندارد و فراگیر است.

**زمینه‌های رایج کاربرد (کار، تحصیل، زندگی روزمره، رسانه، ادبیات):**

  • زندگی روزمره: در صحبت‌های روزمره، «فک» اغلب در جملاتی مانند «دندانم درد می‌کند، فکم را نمی‌توانم باز کنم» یا «دچار شکستگی فک شده است» به کار می‌رود. همچنین در بحث‌های مربوط به دندانپزشکی و ارتودنسی نیز کاربرد دارد.
  • پزشکی و دندانپزشکی: در این حوزه‌ها، «فک» به صورت تخصصی‌تر برای اشاره به آناتومی دهان و دندان، جراحی‌های فک و صورت، و مشکلات مربوط به مفصل گیجگاهی-فکی (TMJ) استفاده می‌شود.
  • حیوانات: در بحث درباره حیوانات، «فک» اغلب در توصیف قدرت گاز گرفتن آن‌ها به کار می‌رود، مثلاً «فک شیر بسیار قدرتمند است».
  • رسانه: در اخبار، مستندهای حیات وحش، و حتی فیلم‌ها، «فک» برای توصیف حیوانات یا در موارد پزشکی و حوادث به کار می‌رود.
  • ادبیات: در متون ادبی، «فک» ممکن است برای توصیف حالات چهره، قدرت، یا حتی در تشبیهات به کار رود، هرچند کاربرد آن کمتر از واژگان احساسی است.

**مقایسه با کلمات مشابه (مترادف‌ها):**

  • آرواره: این کلمه اغلب به جای «فک» به کار می‌رود و بار معنایی مشابهی دارد. «آرواره» نیز به هر دو بخش بالا و پایین دهان اشاره دارد. در برخی موارد، «آرواره» ممکن است حس استحکام و قدرت بیشتری را القا کند، اما در عمل تفاوت چندانی ندارند.
  • دهان: «دهان» واژه‌ای کلی‌تر است که شامل لب‌ها، دندان‌ها، زبان و حفره دهان می‌شود. «فک» بخشی از ساختار دهان است.
  • چانه: «چانه» فقط به بخش پایینی صورت، زیر لب پایین اشاره دارد و بخشی از فک پایین است، اما کل فک نیست.

**سطح زبانی و لحن (چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی اجتناب کنیم):**

«فک» واژه‌ای خنثی و استاندارد است که در تمام سطوح زبانی، از غیررسمی تا رسمی و علمی، قابل استفاده است. در مکالمات روزمره، ادبیات عامیانه، و متون علمی هیچ محدودیتی برای استفاده از آن وجود ندارد. نیازی به اجتناب از این کلمه در موقعیت‌های خاص نیست، مگر اینکه بخواهید از اصطلاحات بسیار تخصصی‌تر (مانند نام استخوان‌ها در پزشکی) استفاده کنید.

**هم‌آیندها (Collocations) رایج با توضیح در متن:**

  • شکستگی فک: این ترکیب به معنی آسیب دیدن و ترک خوردن یا شکستن استخوان فک است. مثال: «او در سانحه رانندگی دچار شکستگی فک شد.»
  • باز کردن فک: به معنی عمل باز کردن دهان است. مثال: «دکتر از من خواست فکم را باز کنم تا دندانم را معاینه کند.»
  • بستن فک: به معنی عمل بستن دهان است. مثال: «او از شدت درد، فکش را به هم می‌فشرد.»
  • فک پایین/بالا: برای تفکیک دو بخش استخوانی دهان به کار می‌رود. مثال: «جراحی روی فک پایین او انجام شد.»
  • مفصل گیجگاهی-فکی: این اصطلاح تخصصی به مفصلی اشاره دارد که فک پایین را به جمجمه متصل می‌کند و مشکلات آن می‌تواند باعث درد شود.

使用说明

The word 'فک' is neutral and widely understood across all registers in Persian. It's safe to use in everyday conversations, medical contexts, and descriptions of animals. Avoid overly technical medical terms unless the context demands it. In informal settings, it's the standard term.

常见错误

Learners might confuse the Persian word 'فک' (jaw) with the English word 'seal' (the animal). Ensure context is clear. Sometimes, learners might use 'دهان' (mouth) when specifically referring to the jawbone, but 'فک' is more precise for the bony structure.

记忆技巧

Imagine a powerful lion ('شیر') opening its mighty 'فک' (jaw) to roar. The 'شیر' and 'فک' connection helps remember the word for jaw.

词源

The word 'فک' originates from Middle Persian 'fwk'. It is related to similar words in other Indo-Iranian languages and refers to the bony structure of the jaw used for biting and chewing.

文化背景

The jawline is often considered an important feature of facial aesthetics in Persian culture, particularly for men. Medical advancements in jaw reconstruction are frequently discussed in media. The strength of an animal's jaw is a common point of fascination in nature documentaries popular in Iran.

例句

1

دندانپزشک از من خواست فکم را کاملاً باز کنم.

everyday

The dentist asked me to open my jaw completely.

2

او در اثر ضربه شدید، دچار شکستگی فک شد.

medical

He suffered a fractured jaw due to a severe blow.

3

در مستند حیات وحش، قدرت فک گرگ را نشان دادند.

media

In the wildlife documentary, they showed the power of the wolf's jaw.

4

مادربزرگم همیشه می‌گفت جوانی، فک می‌اندازی!

informal

My grandmother always said, 'Youth, you'll clench your jaw!' (meaning: you'll face difficulties/challenges).

5

جراحی ترمیمی فک برای بهبود ظاهر بیمار ضروری بود.

formal

Reconstructive jaw surgery was necessary to improve the patient's appearance.

6

این نوع ماهی فک‌های بسیار تیزی دارد.

academic

This type of fish has very sharp jaws.

7

از شدت ترس، فکش از کار افتاده بود و نمی‌توانست حرف بزند.

literary

From extreme fear, his jaw had locked up, and he couldn't speak.

8

وقتی خبر را شنید، دهانش از تعجب باز ماند و فکش پایین افتاد.

everyday

When he heard the news, his mouth fell open in surprise, and his jaw dropped.

词族

名词
فک
形容词
فکی
相关
فک‌بند (jaw brace/splint)

常见搭配

شکستگی فک Jaw fracture
باز کردن فک Opening the jaw
بستن فک Closing the jaw
درد فک Jaw pain
فک بالا Upper jaw
فک پایین Lower jaw
مفصل گیجگاهی-فکی Temporomandibular joint (TMJ)
فک حیوانات Animal jaw

常用短语

فک کنم...

I think... / I guess...

دهانش باز ماند

His jaw dropped (in surprise)

فکش را به هم فشرد

He clenched his jaw

容易混淆的词

فک vs Jaw (English)

This is the direct English translation, but learners might confuse the Persian word 'فک' with its English homophone 'seal' (the animal).

فک vs آرواره

Often used interchangeably with 'فک' and refers to the jaw. 'آرواره' might sometimes imply a stronger or more prominent jaw structure, but the distinction is minimal in everyday use.

فک vs دهان

'دهان' (mouth) is a broader term that includes lips, tongue, teeth, and the jaw. 'فک' specifically refers to the bony framework holding the teeth.

语法模式

فاعل + [صفت] + فک + [فعل] فاعل + دچار + شکستگی + فک + شد. فاعل + فک + خود را + [فعل] + کرد. درد + فک + [فعل]. فک + [حیوان] + [صفت] + است. جراحی + روی + فک + [انجام شد].

Visualize the Jawbone

Imagine the strong, bony structure that holds your teeth. Picture yourself chewing food or talking to connect the word 'فک' (jaw) with its physical function.

Don't Confuse with 'Seal'

While 'فک' is the Persian word for jaw, it's also the English word for the marine mammal. Be mindful of the language context to avoid confusion.

Facial Expressions

In Persian culture, the movement and appearance of the jaw (فک) are often subtly linked to expressions of emotion like anger (clenched jaw) or surprise (dropped jaw).

Medical Terminology

For medical contexts, learn related terms like 'فک بالا' (maxilla) and 'فک پایین' (mandible) for greater precision. Also, 'مفصل گیجگاهی-فکی' (temporomandibular joint) is crucial for discussing jaw joint issues.

自我测试

fill blank

Complete the sentence with the correct word.

دندانپزشک از من خواست ______ ام را باز کنم تا بتواند دندانم را معاینه کند.

正确! 不太对。 正确答案: فک

The sentence describes opening the mouth for a dental examination, for which 'فک' (jaw) is the appropriate term.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'فک' in this context.

در خبر آمده بود که او در اثر تصادف دچار شکستگی فک شده است.

正确! 不太对。 正确答案: Jaw fracture

'شکستگی فک' directly translates to 'jaw fracture', referring to a break in the jawbone.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct sentence.

قدرتمند / است / فک / شیر

正确! 不太对。 正确答案: فک شیر قدرتمند است

The structure 'Noun + Noun (possessive) + Adjective + Verb' is common in Persian. 'فک شیر' means 'lion's jaw'.

error correction

Find and correct the error in the sentence.

او فکش را از درد زیاد بست.

正确! 不太对。 正确答案: او فکش را از درد زیاد می‌فشرد.

While 'بست' (closed) can be used, 'می‌فشرد' (clenched/pressed) is more idiomatic and descriptive for closing the jaw due to pain.

得分: /4

视觉学习工具

Word Family

فک

Nouns

  • فک
  • فکی (adj.)
  • فک‌بند (jaw brace)

Verbs

  • فک زدن (to bite - informal/animalistic)

Usage Contexts

Daily Life

  • دچار درد فک شده‌ام.
  • دهانش از تعجب باز ماند.

Medical

  • شکستگی فک نیاز به جراحی دارد.
  • مشکلات مفصل گیجگاهی-فکی.

Animals

  • فک شیر بسیار قوی است.
  • کوسه با فک‌هایش شکار می‌کند.

常见问题

8 个问题

در زبان فارسی، «فک» و «آرواره» اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند و به ساختار استخوانی دهان اشاره دارند. «آرواره» گاهی حس استحکام بیشتری را منتقل می‌کند، اما تفاوت معنایی برجسته‌ای ندارند.

خیر، «فک» هم برای انسان و هم برای حیوانات به کار می‌رود. وقتی درباره حیوانات صحبت می‌کنیم، اغلب به قدرت گاز گرفتن آن‌ها اشاره دارد.

خیر، «فک» یک واژه خنثی و توصیفی است و معمولاً بار معنایی مثبت یا منفی خاصی ندارد، مگر در بافت‌های ادبی که ممکن است به قدرت یا خشونت اشاره کند.

می‌توانید از آن در جملاتی درباره مشکلات دهان و دندان، آسیب‌دیدگی، یا حتی در توصیف حیوانات استفاده کنید. مثلاً: «دچار درد فک شده‌ام.» یا «فک کوسه بسیار قوی است.»

بله، در پزشکی و دندانپزشکی، «فک» به استخوان‌بندی مشخص دهان اشاره دارد و در اصطلاحات تخصصی مانند «شکستگی فک» یا «مفصل گیجگاهی-فکی» کاربرد فراوان دارد.

خیر، «فک» یک واژه استاندارد است و در اکثر گویش‌های فارسی به همین شکل به کار می‌رود و تفاوتی در معنا یا کاربرد آن وجود ندارد.

«فک» به کل ساختار استخوانی دهان، شامل استخوان فک بالا و استخوان فک پایین گفته می‌شود که دندان‌ها روی آن‌ها قرار دارند.

تصور کنید یک حیوان (مثلاً سگ یا شیر) دهانش را باز کرده و «فک» قدرتمندش را نشان می‌دهد. این تصویر می‌تواند به شما در به خاطر سپردن معنای آن کمک کند.

这个词在其他语言中

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!