متراکم
The word 'motarake' describes something packed tightly together, whether in physical space, a short period, or a focused subject.
متراکم 30秒了解
- Intensive; concentrated in space, time, or subject.
- Describes density, closeness, and high concentration.
- Used in physical, social, temporal, and abstract contexts.
Overview
واژه «متراکم» در زبان فارسی، که از ریشه عربی «تراکم» (به معنی جمع شدن و فشرده شدن) میآید، به حالتی اشاره دارد که اجزا یا عناصر یک مجموعه، به طور فشرده و نزدیک به هم در یک فضا یا زمان مشخص قرار گرفتهاند. این واژه کاربردهای متنوعی دارد و میتواند در زمینههای مختلف فیزیکی، اجتماعی، زمانی و حتی انتزاعی به کار رود. درک مفهوم تراکم، به خصوص در علوم و مهندسی، اهمیت زیادی دارد، اما در زندگی روزمره نیز با مفاهیمی چون شلوغی، فشردهسازی و غلظت مواجه میشویم که همگی با مفهوم «متراکم» مرتبط هستند.
«متراکم» معمولاً به عنوان صفت برای توصیف اسمها به کار میرود. این صفت میتواند به صورت مستقیم قبل از اسم قرار گیرد (مانند «جمعیت متراکم») یا پس از آن بیاید (مانند «هوایی متراکم»). در برخی موارد، میتواند در ساختارهای وصفی پیچیدهتر نیز ظاهر شود. همچنین، این واژه در ترکیب با قیدهایی مانند «بسیار»، «کاملاً» یا «نسبتاً» برای تاکید یا تعدیل شدت تراکم به کار میرود. به عنوان مثال: «جنگلهای بسیار متراکم»، «اطلاعات نسبتاً متراکم».
۱. محیط فیزیکی و طبیعی: اشاره به غلظت زیاد ذرات در یک حجم، مانند «هوای متراکم» (به خصوص در هوای سرد یا آلوده)، «خاک متراکم» (که ذرات آن به هم فشرده شدهاند)، یا «جنگل متراکم» (که درختان آن بسیار نزدیک به هم رشد کردهاند).
۲. اجتماعی و شهری: توصیف تراکم بالای جمعیت در یک منطقه، مانند «مناطق مسکونی متراکم» یا «جمعیت متراکم شهر». همچنین میتواند به شلوغی و ازدحام اشاره کند، مانند «ترافیک متراکم».
۳. زمانی: اشاره به فشرده شدن رویدادها یا فعالیتها در یک دوره زمانی کوتاه، مانند «برنامهای متراکم» یا «یک روز کاری متراکم».
۴. انتزاعی و علمی: به کار رفتن در مفاهیمی مانند «اطلاعات متراکم» (فشرده و حاوی نکات زیاد)، «آموزش متراکم» (فشرده و در زمان کوتاه)، یا «ساختار متراکم» در فیزیک و مواد.
«غلیظ» معمولاً برای مایعات یا گازها به کار میرود و به بالا بودن غلظت ماده حلشده یا ذرات معلق در آن اشاره دارد (مانند «شربت غلیظ» یا «دود غلیظ»). «متراکم» میتواند برای مایعات هم به کار رود (مانند «مایع متراکم»)، اما کاربرد آن وسیعتر است و شامل جامدات، گازها، جمعیت و زمان نیز میشود. غلظت بالا در مایعات، نوعی تراکم محسوب میشود.
«انبوه» بیشتر بر «زیادی و تعداد زیاد» تاکید دارد، بدون لزوماً اشاره به فشرده بودن یا نزدیک بودن اجزا. مثلاً «انبوه جمعیت» به تعداد زیاد مردم اشاره دارد، اما لزوماً به معنی شلوغی و ازدحام نیست، در حالی که «جمعیت متراکم» این مفهوم را میرساند. «انبوه» میتواند به صورت پراکنده نیز باشد، اما «متراکم» همیشه نشاندهنده نزدیکی و فشردگی است.
«فشرده» بیشتر بر عملِ «فشار دادن» و «کم کردن حجم» تاکید دارد، در حالی که «متراکم» بر نتیجهی آن، یعنی «نزدیک بودن اجزا به هم» و «حضور زیاد در یک فضا» تمرکز میکند. مثلاً، یک اسفنج فشرده شده، متراکم است. اما یک متن فشرده (خلاصه شده) لزوماً متراکم نیست، بلکه ممکن است اطلاعات کمتری داشته باشد. با این حال، در مواردی مانند «فشردهسازی اطلاعات» و «اطلاعات متراکم»، این دو واژه همپوشانی معنایی دارند.
例句
در جنگلهای متراکم، نور خورشید به سختی به زمین میرسد.
everydayIn dense forests, sunlight barely reaches the ground.
این منطقه شهری به دلیل تراکم بالای جمعیت، با چالشهای زیرساختی مواجه است.
formalThis urban area faces infrastructural challenges due to its high population density.
وای! امروز چقدر ترافیک متراکم بود، نزدیک بود دیر کنم.
informalWow! The traffic was so heavy/dense today, I almost got late.
تحلیل دادههای متراکم نیازمند الگوریتمهای پیچیده پردازش اطلاعات است.
academicAnalyzing dense data requires complex information processing algorithms.
常见搭配
常用短语
هوای متراکم
dense air
جمعیت متراکم
dense population
برنامه متراکم
packed schedule
容易混淆的词
语法模式
如何使用
使用说明
The adjective 'motarake' is versatile and commonly used across various registers, from everyday conversation to academic and technical writing. It's particularly useful when describing physical spaces, population distribution, or concentrated schedules. Pay attention to the context to ensure it accurately conveys the intended meaning of density or intensity.
常见错误
Learners sometimes confuse 'motarake' with words like 'feshordeh' (compressed) or 'anbooh' (numerous). While related, 'motarake' specifically implies closeness and high concentration within a given space or time. Ensure you are not just describing quantity but also the spatial arrangement.
小贴士
Think Density and Closeness
Avoid Overuse in Simple Descriptions
Urban Life and Density
词源
The word 'motarake' comes from the Arabic root 'rakama', meaning 'to pile up' or 'to heap'. The intensive form 'tarakkama' means 'to accumulate' or 'to become dense'. Thus, 'motarake' describes the state of being accumulated or densely packed.
文化背景
In many cultures, especially those with large urban centers, the concept of 'motarake' is a daily reality. Understanding density in housing, transportation, and social interactions is key to navigating life in such environments.
记忆技巧
Imagine a dense forest ('jangle motarake') where trees are packed so tightly you can barely move. This visual helps remember the core meaning of closeness and lack of space.
常见问题
4 个问题自我测试
در ساعات اوج ترافیک، خیابانهای شهر بسیار ________ میشوند.
«متراکم» به معنی شلوغ و فشرده است و برای توصیف ترافیک در ساعات اوج مناسبترین گزینه است.
کدام گزینه بهترین معنای «هوای متراکم» را میرساند؟
«هوای متراکم» معمولاً به هوایی اشاره دارد که ذرات بیشتری در حجم آن وجود دارد، که اغلب باعث سنگینی و غلظت آن میشود، به خصوص در هوای سرد یا آلوده.
جمله بسازید: برنامه، فشرده، بود، او
جمله «برنامه او فشرده بود» به درستی نشان میدهد که برنامه او شامل فعالیتهای زیاد در زمان کم بوده است.
得分: /3
Summary
The word 'motarake' describes something packed tightly together, whether in physical space, a short period, or a focused subject.
- Intensive; concentrated in space, time, or subject.
- Describes density, closeness, and high concentration.
- Used in physical, social, temporal, and abstract contexts.
Think Density and Closeness
Avoid Overuse in Simple Descriptions
Urban Life and Density
例句
4 / 4در جنگلهای متراکم، نور خورشید به سختی به زمین میرسد.
In dense forests, sunlight barely reaches the ground.
این منطقه شهری به دلیل تراکم بالای جمعیت، با چالشهای زیرساختی مواجه است.
This urban area faces infrastructural challenges due to its high population density.
وای! امروز چقدر ترافیک متراکم بود، نزدیک بود دیر کنم.
Wow! The traffic was so heavy/dense today, I almost got late.
تحلیل دادههای متراکم نیازمند الگوریتمهای پیچیده پردازش اطلاعات است.
Analyzing dense data requires complex information processing algorithms.
相关内容
相关词汇
更多academic词汇
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.