درک کردن
To comprehend or understand.
To comprehend, grasp, and understand deeply, implying analysis and insight beyond surface-level information.
الكلمة في 30 ثانية
- Means to comprehend, grasp, or understand.
- Implies deeper understanding beyond just hearing or seeing.
- Used in formal and informal contexts.
- Essential for conveying meaning and empathy.
Summary
To comprehend, grasp, and understand deeply, implying analysis and insight beyond surface-level information.
- Means to comprehend, grasp, or understand.
- Implies deeper understanding beyond just hearing or seeing.
- Used in formal and informal contexts.
- Essential for conveying meaning and empathy.
Active Listening
Practice active listening by paying full attention when others speak. Ask clarifying questions to ensure you truly 'درک کردن' their message.
Confusing with 'Fahmiden'
While similar, 'درک کردن' often implies a deeper, more analytical understanding than simply 'فهمیدن' (to get the meaning). Use 'درک کردن' when nuance or complexity is involved.
Empathy and Understanding
In Persian culture, 'درک کردن' someone often carries a strong connotation of empathy and putting yourself in their shoes. It's valued in personal relationships.
Nuance in Context
Pay attention to the context. 'درک کردن' can range from grasping a simple instruction to comprehending complex philosophical ideas. The surrounding words reveal the depth intended.
أمثلة
6 من 8من حرفهای شما را کاملاً درک میکنم.
I completely understand what you're saying.
برای درک بهتر این مفهوم، باید به تاریخچه آن رجوع کنیم.
To better comprehend this concept, we must refer to its history.
مدیر از کارمندان انتظار دارد که اهداف شرکت را درک کنند.
The manager expects employees to understand the company's goals.
او با درک عمیق خود از طبیعت، توانست شعر زیبایی بسراید.
With his deep understanding of nature, he was able to compose a beautiful poem.
نمیفهمم چرا اینقدر ناراحتی، ولی سعی میکنم درک کنم.
I don't understand why you're so upset, but I'm trying to comprehend/empathize.
این دستورالعمل کمی پیچیده است و نیاز به درک دقیق دارد.
This instruction is a bit complex and requires precise understanding.
عائلة الكلمة
نصيحة للحفظ
Imagine 'درک کردن' as 'door-kardan' (making a door). You're opening a door in your mind to let understanding in, going beyond the surface to what's inside.
Overview
- 1مقدمه و ظرافتها: فعل «درک کردن» یکی از پرکاربردترین افعال در زبان فارسی است که به توانایی فهمیدن و فهمیدن عمیق یک موضوع اشاره دارد. این فعل فقط به معنای شنیدن یا دیدن نیست، بلکه فراتر از آن، به معنای پردازش اطلاعات، تحلیل آن و رسیدن به یک نتیجه یا فهم است. درک کردن میتواند شامل درک منطقی (فهمیدن یک استدلال)، درک احساسی (فهمیدن حال یک فرد)، درک هنری (لذت بردن از یک اثر هنری) یا درک موقعیت (فهمیدن شرایط) باشد. بار معنایی این فعل بسته به بافت جمله میتواند از فهم سطحی تا فهم عمیق و فلسفی متغیر باشد.
**الگوهای کاربرد:**
- رسمی و غیررسمی: «درک کردن» هم در مکالمات روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارد. در موقعیتهای رسمیتر، گاهی اوقات از افعال مترادفی مانند «فهمیدن»، «استنباط کردن» یا «مفهوم شدن» استفاده میشود، اما «درک کردن» همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. در زبان محاوره، این فعل بسیار رایج است و برای بیان فهمیدن یا نفهمیدن یک مطلب به سادگی به کار میرود.
- نوشتاری و گفتاری: این فعل در هر دو حالت نوشتاری و گفتاری به وفور یافت میشود. در متون علمی، ادبی، خبری و همچنین در گفتگوهای روزانه، «درک کردن» حضور فعالی دارد.
- تفاوتهای منطقهای: تفاوت محسوسی در کاربرد اصلی این فعل در مناطق مختلف ایران وجود ندارد، اما ممکن است در برخی مناطق، گویشوران ترجیح دهند از مترادفهای آن بیشتر استفاده کنند.
**بافتهای رایج:**
- کار و شغل: «آیا منظور مدیر را درک کردید؟»، «برای درک بهتر مسائل مالی، باید آموزش ببینید.»
- تحصیل و آموزش: «دانشآموزان هنوز مفهوم درس را درک نکردهاند.»، «درک عمیق مفاهیم پیچیده ریاضی نیازمند تمرین است.»
- زندگی روزمره: «من حرفهای او را درک نمیکنم.»، «سعی کن شرایط او را درک کنی.»
- رسانه و ادبیات: «رمان تصویری از جامعهای را ارائه میدهد که درک آن برای خواننده لذتبخش است.»، «درک احساسات شخصیت اصلی داستان، کلید فهم رمان است.»
**مقایسه با کلمات مشابه:**
- فهمیدن: «فهمیدن» معمولاً به معنای دریافتن اطلاعات یا معنی یک چیز است و میتواند سطحیتر از «درک کردن» باشد. «درک کردن» اغلب به معنای فهم عمیقتر، تحلیل یا دریافت جنبههای پنهان یک موضوع است. مثلاً، «فهمیدن یک جمله» ممکن است صرفاً به معنای دانستن معنی لغات آن باشد، اما «درک کردن جمله» به معنای فهم منظور نویسنده، لحن او و پیام اصلی جمله است.
- متوجه شدن: این فعل بیشتر به معنای آگاه شدن از چیزی یا متوجه یک اتفاق شدن است و بار معنایی «فهمیدن» یا «درک کردن» را ندارد. «متوجه شدم که دیر کردهام.» در مقابل، «درک کردم که چرا او ناراحت بود.»
- استنباط کردن: این فعل به معنای نتیجهگیری از روی شواهد یا قرائن است و جنبه تحلیلی قویتری نسبت به «درک کردن» دارد. «از سکوت او استنباط کردم که مخالف است.»
- 1سطح و لحن: «درک کردن» یک فعل خنثی است و میتواند در سطوح مختلف زبانی به کار رود. در مکالمات غیررسمی، برای بیان نفهمیدن ساده به کار میرود («درک نمیکنم چی میگی!»). در نوشتار رسمی و علمی، برای بیان فهم عمیقتر و تحلیلی استفاده میشود («درک متقابل، اساس روابط سالم است.»). باید توجه داشت که در برخی موقعیتهای بسیار غیررسمی یا هنگام بیان نفهمیدن شدید، ممکن است از عبارات عامیانهتری استفاده شود، اما «درک کردن» همچنان انتخاب مناسبی است.
**همنشینیهای رایج:**
- درک کردن مطلب: فهمیدن معنی و مفهوم یک متن یا موضوع. «پس از خواندن چندباره، بالاخره مطلب را درک کردم.»
- درک کردن شرایط: فهمیدن وضعیت موجود و جوانب آن. «باید شرایط اقتصادی را درک کرد.»
- درک کردن احساسات: فهمیدن حالات روحی و عواطف دیگران. «هنرمند توانست احساسات عمیق انسانی را در آثارش به تصویر بکشد و مخاطب آن را درک کند.»
- درک متقابل: فهم متقابل بین دو یا چند نفر. «درک متقابل، پایهی هر رابطه موفقی است.»
- عدم درک: نداشتن فهم یا آگاهی نسبت به چیزی. «عدم درک صحیح از قوانین، باعث بروز مشکل شد.»
- درک عمیق: فهمیدن با جزئیات و از زوایای مختلف. «او درک عمیقی از فلسفه داشت.»
- درک کردن کسی: فهمیدن منظور، نیاز یا وضعیت روحی کسی. «سعی کن او را درک کنی، او روزهای سختی را میگذراند.»
- درک کردن موقعیت: فهمیدن وضعیت و پیامدهای آن. «درک موقعیت حساس کنونی، برای تصمیمگیری ضروری است.»
ملاحظات الاستخدام
This verb is highly versatile and common across all registers. In informal speech, it can sometimes be replaced by 'فهمیدن' or 'متوجه شدن' for brevity. However, 'درک کردن' carries a weight of deeper comprehension, especially when discussing complex topics, emotions, or situations. Avoid using it in contexts where only superficial awareness is meant, as 'متوجه شدن' might be more appropriate.
أخطاء شائعة
Learners sometimes use 'درک کردن' when 'فهمیدن' or 'متوجه شدن' would be more natural for a simple act of getting information. For instance, saying 'درک کردم که ساعت هشت است' is less common than 'فهمیدم/متوجه شدم که ساعت هشت است'. Use 'درک کردن' when there's an element of grasping meaning, reason, or emotion.
نصيحة للحفظ
Imagine 'درک کردن' as 'door-kardan' (making a door). You're opening a door in your mind to let understanding in, going beyond the surface to what's inside.
أصل الكلمة
The word 'درک' (dark) originates from the Arabic 'درک' (dark), meaning to reach, attain, or comprehend. The verb 'درک کردن' is a Persianized formation, combining the Arabic root with the Persian verbal suffix '-کردن' (kardan - to do/make).
السياق الثقافي
In Persian culture, showing empathy and the ability to 'درک کردن' others, especially during difficult times, is highly valued. It signifies emotional intelligence and maturity. Media often portrays characters who struggle or succeed in 'درک کردن' complex social issues or personal tragedies, reflecting its importance.
أمثلة
من حرفهای شما را کاملاً درک میکنم.
everydayI completely understand what you're saying.
برای درک بهتر این مفهوم، باید به تاریخچه آن رجوع کنیم.
academicTo better comprehend this concept, we must refer to its history.
مدیر از کارمندان انتظار دارد که اهداف شرکت را درک کنند.
businessThe manager expects employees to understand the company's goals.
او با درک عمیق خود از طبیعت، توانست شعر زیبایی بسراید.
literaryWith his deep understanding of nature, he was able to compose a beautiful poem.
نمیفهمم چرا اینقدر ناراحتی، ولی سعی میکنم درک کنم.
informalI don't understand why you're so upset, but I'm trying to comprehend/empathize.
این دستورالعمل کمی پیچیده است و نیاز به درک دقیق دارد.
formalThis instruction is a bit complex and requires precise understanding.
هنوز نتوانستهام دلیل این تصمیم را درک کنم.
everydayI still haven't been able to grasp the reason for this decision.
درک متقابل، اساس روابط سالم خانوادگی است.
formalMutual understanding is the foundation of healthy family relationships.
عائلة الكلمة
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
درک و فهم
Comprehension and understanding
درک موقعیت
Grasping the situation
درک متقابل
Mutual understanding
درک کردن منظور
To understand the intention/meaning
يُخلط عادةً مع
While 'فهمیدن' (to understand) is often used interchangeably, 'درک کردن' usually implies a deeper level of comprehension, analysis, or insight. 'فهمیدن' can be more superficial. Example: 'فهمیدم چی گفتی' (I got what you said) vs. 'درک کردم چرا این کار را کردی' (I understood why you did that - implying reasons).
'متوجه شدن' often means to notice, become aware of, or realize something, sometimes suddenly. 'درک کردن' is about grasping the meaning or significance. Example: 'متوجه شدم که کلید را جا گذاشتم' (I realized I left the key) vs. 'درک کردم که این اشتباه بزرگی بود' (I understood that it was a big mistake).
'استنباط کردن' (to infer) involves deducing or concluding something based on evidence or reasoning. 'درک کردن' is the broader act of comprehension, which may or may not involve formal inference. Example: 'از سکوتش درک کردم که ناراحت است' (I understood from his silence he was upset - general comprehension) vs. 'از شواهد، استنباط کردم که او مجرم است' (From the evidence, I inferred he was the culprit - specific deduction).
أنماط نحوية
Active Listening
Practice active listening by paying full attention when others speak. Ask clarifying questions to ensure you truly 'درک کردن' their message.
Confusing with 'Fahmiden'
While similar, 'درک کردن' often implies a deeper, more analytical understanding than simply 'فهمیدن' (to get the meaning). Use 'درک کردن' when nuance or complexity is involved.
Empathy and Understanding
In Persian culture, 'درک کردن' someone often carries a strong connotation of empathy and putting yourself in their shoes. It's valued in personal relationships.
Nuance in Context
Pay attention to the context. 'درک کردن' can range from grasping a simple instruction to comprehending complex philosophical ideas. The surrounding words reveal the depth intended.
اختبر نفسك
جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.
من منظور شما را از این حرفها خوب ______.
جمله به معنای فهمیدن عمیق منظور طرف مقابل است، بنابراین «درک کردم» مناسبترین گزینه است.
معنی «درک کردن» در جمله زیر چیست؟
برای موفقیت در این پروژه، باید پیچیدگیهای آن را درک کنیم.
در این بافت، «درک کردن» به معنای فهمیدن عمیق و تحلیل جنبههای پیچیده موضوع است.
کلمات را مرتب کنید تا جمله درست بسازید.
او / شرایط / را / درک / نمیکند
فاعل (او) + مفعول (شرایط) + فعل (درک نمیکند) ساختار استاندارد جمله فارسی است.
جمله زیر را اصلاح کنید.
من حرفهای او را فهمیدم، ولی درکش نکردم.
جمله اصلی کمی تکراری و نامفهوم است. با کمی تغییر، تفاوت بین فهمیدن سطحی و درک عمیق بهتر نشان داده میشود.
النتيجة: /4
وسائل تعلم بصرية
Word Family
Nouns
- درک
- فهم
- فهمیدگی
Verbs
- دریافتن
- فهمیدن
- متوجه شدن
Adjectives
- قابل درک
- ناشناخته
Usage Contexts
Academic
- درک نظریههای پیچیده
- درک روش تحقیق
Daily Life
- درک کردن حرفهای مادربزرگ
- درک کردن دلیل عصبانیت دوست
Workplace
- درک کردن نیاز مشتری
- درک کردن دستورالعمل جدید
Emotional
- درک احساسات
- درک شرایط سخت
الأسئلة الشائعة
8 أسئلة«فهمیدن» معمولاً به معنای دریافتن معنی یک مطلب است، اما «درک کردن» اغلب به معنای فهم عمیقتر، تحلیل و دریافت جنبههای پنهان یا پیچیدگیهای یک موضوع است. «درک کردن» بار معنایی بیشتری دارد.
خیر، «درک کردن» میتواند برای مسائل فکری، احساسی، موقعیتی و حتی هنری به کار رود. مثلاً میتوان «احساسات کسی» یا «زیبایی یک اثر هنری» را درک کرد.
با گوش دادن فعال به صحبتهای دیگران، پرسیدن سوال برای رفع ابهام، خواندن متون مختلف و تلاش برای دیدن مسائل از زوایای گوناگون، میتوانید توانایی «درک کردن» خود را تقویت کنید.
بله، این فعل بسیار رایج است. در مکالمات روزمره برای بیان اینکه آیا منظور طرف مقابل را فهمیدهاید یا نه، به سادگی از آن استفاده میشود.
این جمله نشان میدهد که شما معنی، منظور، دلیل یا اهمیت چیزی را متوجه نشدهاید و نیاز به توضیح بیشتر دارید.
بله، در بسیاری از موارد، «درک کردن» کسی به معنای همدلی با او و فهمیدن احساسات و شرایط اوست. مثلاً «من شرایط تو را درک میکنم.»
با توجه به بافت جمله و سطح فهم مورد نظر، از این فعل استفاده کنید. اگر فقط معنی لغوی را فهمیدهاید، «فهمیدن» یا «متوجه شدن» ممکن است مناسبتر باشد.
قطعاً. در متون ادبی، «درک کردن» به فهم عمیقتر شخصیتها، مضامین، نمادها و پیامهای اثر اشاره دارد و به غنای تجربه خواننده میافزاید.
عبارات ذات صلة
مفردات ذات صلة
Discernment, insight; the ability to judge well or perceive...
دانشKnowledge.
استنباطA conclusion reached on the basis of evidence and reasoning;...
فهمUnderstanding or comprehension; the ability to grasp meaning...
شعورIntellect, consciousness; the faculty of reasoning and under...
آگاهیAwareness, knowledge.
مزيد من كلمات academic
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.