B2 adjective رسمي 1 دقيقة للقراءة

مشروط

/maʃruːt/

Conditional; subject to one or more conditions being met.

Something that is conditional depends on specific requirements to be valid or effective.

الكلمة في 30 ثانية

  • Depends on specific conditions being met.
  • Used in legal and academic contexts.
  • Implies a state of dependency.

Summary

Something that is conditional depends on specific requirements to be valid or effective.

  • Depends on specific conditions being met.
  • Used in legal and academic contexts.
  • Implies a state of dependency.

Use with 'به' preposition

When describing what the condition is, use the preposition 'به'. For example, 'این توافق مشروط به امضای شماست'.

Do not confuse with 'مروط'

Ensure correct spelling as 'مشروط' (conditional) is often confused with other similar-sounding words in rapid speech.

Legal context in Iran

The term 'آزادی مشروط' is a very specific legal term in the Iranian penal code used for prisoners demonstrating good behavior.

أمثلة

4 من 4
1

ثبت‌نام شما مشروط به ارائه مدارک است.

Your registration is conditional upon providing documents.

2

حکم آزادی مشروط او صادر شد.

His parole order was issued.

3

قول من مشروط به همکاری توست.

My promise is conditional on your cooperation.

4

این نظریه مشروط به اثبات فرضیات پایه است.

This theory is conditional upon proving the base hypotheses.

عائلة الكلمة

اسم
شرط
فعل
مشروط کردن
صفة
مشروط

نصيحة للحفظ

Think of a 'condition' as a 'chain' (شرط). If you are 'مشروط', you are chained to a requirement.

بررسی کلی

کلمه «مشروط» از ریشه «شرط» گرفته شده و به معنای وابسته بودن یک پدیده به عامل یا عواملی دیگر است. وقتی چیزی مشروط است، یعنی در حالت تعلیق قرار دارد و تا زمانی که آن شرایط خاص فراهم نشود، قطعی یا اجرایی نخواهد بود. ۲) الگوهای کاربرد: این واژه معمولاً با حرف اضافه «به» یا در ساختار «به صورت مشروط» به کار می‌رود. برای مثال، «قبولی مشروط» یا «آزادی مشروط» نشان‌دهنده این است که وضعیت فعلی فرد یا موضوع، با یک سری تعهدات یا پیش‌نیازها گره خورده است. ۳) زمینه‌های رایج: این صفت در متون حقوقی (مانند آزادی مشروط زندانیان)، محیط‌های آموزشی (مانند قبولی مشروط دانشجو به دلیل معدل پایین) و قراردادهای تجاری بسیار پرکاربرد است. همچنین در روابط انسانی، ممکن است از آن برای توصیف حمایت یا توافقی استفاده شود که تنها در صورت انجام کاری خاص ادامه می‌یابد. ۴) مقایسه با کلمات مشابه: واژه «موقتی» به معنای کوتاه‌مدت است، اما «مشروط» لزوماً به زمان اشاره ندارد، بلکه به وابستگی منطقی یا قانونی اشاره می‌کند. واژه «مقید» نیز تا حدی به این مفهوم نزدیک است، اما «مشروط» بار حقوقی و ساختاری قوی‌تری دارد.

ملاحظات الاستخدام

The word is formal and carries a sense of official requirement. It is frequently used in legal documents and academic settings. In casual speech, it is used to set boundaries in agreements.

أخطاء شائعة

People often use 'مطلق' when they mean 'مشروط' in negative contexts. Ensure you understand that 'مشروط' always requires a 'if' clause implied.

نصيحة للحفظ

Think of a 'condition' as a 'chain' (شرط). If you are 'مشروط', you are chained to a requirement.

أصل الكلمة

Derived from the Arabic root 'sh-r-t' (ش ر ط), meaning to stipulate or set a condition. It has been used in Persian legal and literary texts for centuries.

السياق الثقافي

In Iranian culture, the term is highly associated with the educational system where students failing exams are termed 'مشروط' (probation).

أمثلة

1

ثبت‌نام شما مشروط به ارائه مدارک است.

everyday

Your registration is conditional upon providing documents.

2

حکم آزادی مشروط او صادر شد.

formal

His parole order was issued.

3

قول من مشروط به همکاری توست.

informal

My promise is conditional on your cooperation.

4

این نظریه مشروط به اثبات فرضیات پایه است.

academic

This theory is conditional upon proving the base hypotheses.

عائلة الكلمة

اسم
شرط
فعل
مشروط کردن
صفة
مشروط

تلازمات شائعة

قبولی مشروط Conditional admission
آزادی مشروط Parole
توافق مشروط Conditional agreement

العبارات الشائعة

بی‌قید و شرط

Unconditional

مشروط به اینکه

On the condition that

يُخلط عادةً مع

مشروط vs محدود

Limited implies a restriction in quantity or scope, whereas conditional implies a dependency on a requirement.

أنماط نحوية

صفت + مشروط مشروط به + اسم/فعل

Use with 'به' preposition

When describing what the condition is, use the preposition 'به'. For example, 'این توافق مشروط به امضای شماست'.

Do not confuse with 'مروط'

Ensure correct spelling as 'مشروط' (conditional) is often confused with other similar-sounding words in rapid speech.

Legal context in Iran

The term 'آزادی مشروط' is a very specific legal term in the Iranian penal code used for prisoners demonstrating good behavior.

اختبر نفسك

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید.

پذیرش او در این دانشگاه ___ به قبولی در آزمون عملی است.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة: مشروط

چون پذیرش وابسته به یک آزمون خاص است، کلمه مشروط صحیح است.

النتيجة: /1

الأسئلة الشائعة

4 أسئلة

قبولی قطعی به معنای پذیرش نهایی و بدون قید و شرط است، اما در قبولی مشروط، فرد باید پیش‌نیازهای خاصی مثل گذراندن واحدهای جبرانی را طی کند تا وضعیتش به قبولی قطعی تبدیل شود.

خیر، آزادی مشروط به معنای خروج از زندان تحت نظارت و رعایت شرایط خاص است. در صورت نقض این شرایط، فرد ممکن است دوباره به زندان بازگردانده شود.

بله، مثلاً «عشق مشروط» به معنای محبتی است که وابسته به رفتار طرف مقابل است. این کاربرد بیشتر در متون روانشناسی یا ادبی دیده می‌شود.

لزوماً خیر. مشروط بودن صرفاً بیانگر یک ساختار منطقی است، اگرچه در محیط‌های آموزشی یا قضایی ممکن است به دلیل وجود محدودیت، بار استرس‌زا یا منفی داشته باشد.

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!