B2 adjective

اِعْتِبَاطِيّ

i'tibati

مترادف‌ها

عشوائي ارتجالي تحكمي مزاجي غير مدروس

متضادها

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر philosophy

عَقْلَانِيّ

B2

این صفت یعنی منطقی و عاقلانه بودن، نه فقط بر اساس احساسات.

اِزْدِوَاجِيَّة

B2

دوگانگی یا استانداردهای دوگانه.

بديهية

B2

یک حقیقت بدیهی که نیاز به اثبات ندارد.

معضلة

B1

یک موقعیت دشوار که در آن باید بین دو یا چند گزینه نامطلوب انتخاب کرد. دانشمندان با "معضله" ای در مورد چگونگی انتقال موثر یافته های تحقیقاتی پیچیده به عموم مردم روبرو هستند.

جوهر

B2

ذات یا گوهر هر چیز؛ همچنین به معنای سنگ قیمتی.

جوهري

B1

بنیادی، جوهری. مربوط به مهم‌ترین یا اساسی‌ترین بخش یک چیز.

تبرير

B1

توجیه یا دلیلی که برای درست نشان دادن یک عمل ارائه می‌شود.

مبرر

B2

دلیل یا توضیحی که از یک اقدام دفاع یا آن را توجیه می کند. هیچ توجیهی برای این رفتار وجود ندارد.

ترجيح

B2

عمل وزن دادن بیشتر به یک نظر یا احتمال نسبت به دیگری، یا احتمال درست بودن چیزی. این شامل سنجش انتقادی شواهد است.

تجلّي

B2

ظهور و آشکار شدن یک حقیقت یا صفت، به ویژه در زمینه‌های عرفانی و فلسفی.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!