empört
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر emotions
abgeneigt
B1دوست نداشتن چیزی یا تمایل به دوری کردن از آن.
ablehnend
B1نشون میده که با چیزی یا کسی موافق نیستی، انگار داری ردش میکنی.
abneigen
B1یعنی از کسی یا چیزی بدت میاد و حس خوبی بهش نداری.
Abneigung
B1این یه حس ناخوشاینده نسبت به کسی یا چیزی که باعث میشه ازش دوری کنی.
Abscheu
B1این حس تنفر شدید یا انزجار است.
abscheuen
B1یعنی از یه چیزی یا کسی خیلی بدت بیاد و ازش متنفر باشی.
Ach!
A1وقتی تعجب میکنی یا یهو یه چیزی رو میفهمی، اینو میگی.
ach
A2یه کلمه کوتاه که برای نشون دادن تعجب، درک کردن یا آه و افسوس استفاده میشه.
akzeptierend
B1accepting
Albtraum
A2یه خواب خیلی بده که موقع خوابیدن حسابی میترسونتت.