B2 noun

عرقلة

تعریف

یعنی سخت کردن راه برای پیشرفت یا موفقیت یک فرد یا یک چیز.

noun

مثال

تسببت الحادثة في عرقلة حركة المرور لساعات.

مترادف‌ها

إعاقة تعطيل تثبيط منع صد

متضادها

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!