اتفاقية
مثال
وقعت الدولتان اتفاقية تجارية جديدة.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر politics
علناً
A1علناً، به طور آشکار. او علناً درباره مشکلاتش صحبت کرد.
علنا
A1انجام دادن کاری به صورت آشکار و بدون پنهانکاری، طوری که همه ببینن.
مساءلة
B2پاسخگویی یکی از ارکان اصلی مدیریت صحیح است.
تبني
B1عمل قانونی پذیرفتن یک کودک به عنوان فرزند خود (فرزندخواندگی).
اِحْتِجَاج
B2بیان اعتراض یا مخالفت، اغلب در پاسخ به یک سیاست یا رویداد.
إقصاء
B2عمل حذف کردن کسی از یک گروه یا رقابت.
اِنتِخاب
B1فرآیند رسمی انتخاب نماینده یا دولت از طریق رای گیری.
انتخابات
A2انتخابات فرآیندی است که در آن شهروندان برای انتخاب رهبران خود رای می دهند. این بخش اساسی دموکراسی است.
إِصْلَاح
B21. اصلاح یا بهبود یک سیستم یا قانون. 2. آشتی دادن و رفع اختلاف بین دو نفر.
استقلال
B2استقلال به معنای رهایی از سلطه خارجی و داشتن توانایی تصمیمگیری آزادانه است.